29

زیارت جامعه، جامی از صهبای توحید ناب

زیارت جامعه، جامی از صهبای توحید ناب
میلاد امام هادی علیه السلام باز بهانه ای است تا به زیارت جامعه یعنی همان منشور امام شناسی شیعه مراجعه مجددی داشته باشیم و فراموش نكنیم كه همان طور كه خداوند را، خود باید به ما بشناساند - « اللهم عرّفنی نفسك ... » (1) یا « بك عرفتك و أنت دللتنی علیك و لولا أنت لم أدر ما أنت » (2) یعنی خدایا خود را به من بشناسان ... ، بوسیله خودتو را شناختم و تو من را بسوی خود رهنمون ساختی و اگر تو نبودی من نمی دانستم كه چیستی – اهل بیت علیهم السلام را هم باید بوسیله خودشان بشناسیم و فریاد بزنیم :

«بموالاتكم علمنا الله معالم دیننا و أصلح ما كان فسد من دنیانا... »(3) بوسیله موالات شما خداوند معالم و معارف را به ما آموخت. یكی از معالم دین و بلكه برترین آنها خود اهل بیت علیهم السلام می‌باشند!

در همین رابطه جمله ای بسیار عمیق در زیارت جامعه این كتاب امام شناسیِ مدونِ امام هادی علیه السلام وجود دارد كه بسیار مستحق تأمل و تفكر در اطرافش می باشد:

«و مَن وَحّده قبِل عنكم » یعنی هر كس خدا را یگانه بداند، این عقیده را از شما دریافت نموده است !!

در بدو امر این مطلب یك ادعای سنگین به نظر می رسد و خواننده را به فكر فرو می برد كه چطور ممكن است كه هر موحدی كه هر جای عالم باشد توحید خود را از اهل بیت علیهم السلام دریافت كرده باشد و حال آنكه ممكن است آنها را ندیده باشد و با مكتب و معارف آنها آشنا نباشد و بلكه اسمی هم از آنها نشنیده باشد ؟!

حقیقت این است كه نه تنها توحید بلكه سائر ارزشها و اعتقادات دینی و بلكه كلیه ارزشهای انسانی، بقای خود را در بین جامعه بشری چه اسلامی و چه غیر اسلامی مدیون اهل بیت علیهم السلام و فداكاری آنها در راه دین و اعتلای ارزشهای الهی و انسانی، می باشند!

با یك نگاه كوتاه به عقائد سائر ملل و نحل(4) در رابطه با یگانگی خداوند در می یابیم كه توحید حقیقی فقط و فقط در مكتب اهل بیت علیهم السلام یافت می شود!

همه می دانیم كه تمام مسیحیان جهان اعم از كاتولیك و پروتستان و سایر فرقه های آنها تا آنجا كه نگارنده تحقیق نموده و حتی با بعضی از آنها از نزدیك بحث نموده ام، اعتقاد به «اغانیم ثلاثه» دارند و حضرت عیسی علی نبینا وآله وعلیه السلام را – العیاذ بالله – فرزند خداوند می دانند چنانچه در قرآن نیز به این عقیده خرافی بارها اشاره شده  و با آن با شدت تمام مبارزه شده است (5) !!

آیا با وجود این همه خرافه در مورد خداوند مظلوم و غریب در بین میلیاردها انسان این كلام كه توحید حقیقی فقط در مكتب اهل بیت علیهم السلام یافت می شود حرف گزافی است ؟!
دین یهود نیز كاملا آغشته به این دست از خرافات می‌باشد چنانچه اعتقاد دارند كه عزیر پیامبر علیه‌السلام پسر خداست (6) !!

اكثریت مسلمانان امروز جهان را اهل تسنن تشكیل می دهند كه اكثریت آنان از لحاظ عقیدتی دارای گرایش عقیدتی و كلامی اشعری می باشند و منكر حسن و قبح عقلی می باشند و صدور ظلم از خداوند را ممكن می شمارند و از همه فاجعه‌بارتر اینكه قائل و معتقد به «قدمای ثمانیه» می باشند و صفات خداوند را – العیاذ بالله – زائد بر ذات وی می دانند و به عنوان مثال معتقدند كه در كنار ذات مقدس خداوند كه قدیم است، صفت علم یا اراده یا حیات و قدرت او نیز قدیم می باشند به گونه ای كه با ذات عینیت ندارند(7) و این همان عقیده ایست كه امیرالمومنین علیه السلام در خطب نهج البلاغه به كرات به نفی و ابطال آن پرداخته اند (8)!

اما سائر ادیان وضعیتشان روشن تر است، ادیانی مثل بودایی كه مجسمه بودا را می پرستند یا زرتشتی كه آتش را تقدیس می كند یا بهایت كه بها را خدا می داند یا حنابله امروز كه وهابیت تكفیری، شجره خبیثه همین شوره‌زار پر خس و خاشاك و پر از سنگلاخ است و اشعری مسلك نیز می باشند (9) برای خدا به جسمانیت قائلند و آنچنان به ظواهر جمود دارند كه الفاظی كه در قرآن به شكل كنایه به كار رفته اند را حقیقت می پندارند مانند: « ید الله، بأعیننا، ساق و غیره » و معتقد به امكان رۆیت خداوند با چشم سر در آخرت می باشند !!

حال به اصل بحث برگردیم آیا با وجود این همه خرافه در مورد خداوند مظلوم و غریب در بین میلیاردها انسان این كلام كه توحید حقیقی فقط در مكتب اهل بیت علیهم السلام یافت می شود حرف گزافی است؟!

خطب نهج البلاغه كه خداوند را از امكان توصیف و رۆیت در دنیا و آخرت مبرا می كند و صفات خدا را عین ذات وی معرفی می‌نماید ، آئین نامه توحید شیعی می باشد.

حقیقت این است كه نه تنها توحید بلكه سائر ارزشها و اعتقادات دینی و بلكه كلیه ارزشهای انسانی، بقای خود را در بین جامعه بشری چه اسلامی و چه غیر اسلامی مدیون اهل بیت علیهم السلام و فداكاری آنها در راه دین و اعتلای ارزشهای الهی و انسانی، می باشند!
همه با این جمله در دعای ندبه آشنا هستیم « أین وجه الله الذی إلیه یتوجه الأولیاء » یعنی كجاست وِجهه و محل توجه خداوند و مركز و محوری كه هر ولیی از اولیاء خدا كه بخواهد به خدا متوجه شود باید به آن سمت متوجه شود یا این كه هر ولیی كه به سمت خدا متوجه می شود نا خود آگاه به آن سمت متوجه شده است چه بداند و چه نداند و چه بخواهد و چه نخواهد !!

احتمال اول در صورتی است كه فعل مضارع « یتوجه » را انشائی معنا كنیم و احتمال دوم كه قوی تر به نظر می رسد مبنی بر این است كه خبری معنا كنیم و لازمه این احتمال دوم این است كه هر جا هر كس كه به یاد خدا می افتد در واقع خداوند این یاد را با دست ولی خود به قلب آن بنده افكنده است چنانچه در قرآن كریم می خوانیم :

«و ما یذكرون إلا أن یشاء الله » (10) یعنی انسانها خدا را یاد نمی كنند مگر این كه خداوند بخواهد. چنانچه در مورد ملائكه نیز  می خوانیم: «فالملقیات ذكرا » (11) طبق یك احتمال یعنی قسم به ملائكه ای كه ذكر و یاد را به قلوب بندگان می‌افكنند !! و این موارد با هم منافات ندارد كه بگوئیم ذكر را خدا می افكند یا ملائكه یا ولیّ خدا لكن توضیح آن در این مختصر نمی گنجد.

 

پی نوشت:

1-كافی ج1 ص337 .

2- مفاتیح الجنان ابتدای دعای ابو حمزه .

3- مفاتیح ، زیارت جامعه كبیره .

4- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج3ص224تا229

5- توبه /30 و مائده / 72و73و75 و آل عمرا /59 و غیره .

6- توبه /30 .

7- بدایة المعارف ج1 ص75 .

8- نهج البلاغه محمد عبده ج2ص37 و عیون اخبار الرضا ص136 و توحید صدوق ص37 .

9- رجوع شود به پی نوشت شماره 4.

10- مدثر/ 56 .

11- مرسلات / 5 .

تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (392)
کد خبر: 3262
  • زیارت جامعه، جامی از صهبای توحید ناب

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
اين ماه: 73528                              ديروز: 2583                              امروز: 2229

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2018) محفوظ می باشد.