06

اربعین مختص سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است

اربعین مختص سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است
یکی از ویژگی‌های ارزشمندی که شیعیان را از سایر مسلمانان و یا بهتر بگوییم از تمام مکاتب دینی جدا می‌کند، اطاعت محض و بی چون و چرا از ولی خدا و اولی‌الامر است که به اذن الهی از هر گونه خطا و معصیت، مصون و معصوم می‌باشند و البته برای این اطاعت محض، هم ادله عقلی و هم ادله نقلی فراوانی از متکلمین شیعه نقل شده که در حوصله بحث ما نیست. فقط در اینجا از باب یادآوری به صورت مختصر به یکی از دلایل قرآنی که به لطافت این مسأله را بیان نموده است، بسنده می‌کنم و قضاوت را بر عهده مخاطبین می‌گذارم:

خداوند متعال در سوره مبارکه نساء آیه شریفه 59 می‌فرماید: «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» در اینجا به صراحت، اطاعت از اولی الامر که به اعتقاد شیعه، اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) هستند، در کنار اطاعت از خدا و اطاعت از رسول قرار داده شده است. از اینجا می‌فهمیم همان‌گونه که اطاعت از خدا بدون چون و چرا بر همگان لازم است، اطاعت از این افراد نیز لازم و واجب است و این مسأله دلیل محکمی بر اثبات معصومیت آنان به شمار می‌رود چراکه اگر احتمال خطا در آنان وجود داشت و این افراد نیز مانند بقیه انسان‌ها دچار معصیت، خطا و یا اشتباه می‌شدند، ما باید بنا به دستور صریح خداوند متعال، در این موارد نیز از ایشان اطاعت می‌کردیم و ساحت قدسی پروردگار از چنین دستوراتی مبرّاست و او هیچ‌گاه اراده نمی‌کند که بندگانش آن هم از طریقی که خودش نشان داده است، دچار خطا و اشتباه شده و به بیراهه بروند.

سخن در این باب فراوان است اما آنچه نگارنده در این سطور قصد دارم به آن بپردازم، مسأله دیگری است. همان‌طور که در طلیعه کلام یادآور شدم، اطاعت بی چون و چرا از اولیای خدا، جزو عقاید حقه شیعه است و در این فرمانبرداری، ما باید کاملاً مطابق با دستورات ایشان رفتار نموده و به قول معروف (طابِقِ النّعلَ بالنّعلِ) یعنی گام به گام با آنان حرکت کنیم؛ نه یک گام جلوتر، نه یک گام عقب‌تر و نه حتی این‌طرف‌تر و آن‌طرف‌تر؛ چراکه وقتی احتمال خطا در قول و فعل آنان از بین رفت، به این معناست که تمام حرکات و سکنات آنان، الهی و مورد پسند و رضایت خداوند متعال بوده و این موهبتی است که ذات اقدس الهی به آنان ارزانی داشته است و ما باید کاملاً با آنان مطابق باشیم.

در این میان باید، بسیار مواظب باشیم که مبادا خواسته یا ناخواسته، چیزی را به سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) نسبت دهیم که هیچ جایگاهی در میان ایشان نداشته است. متأسفانه بسیار مشاهده می‌شود که افراد باایمان زیادی از روی غفلت، دچار چنین اشتباهاتی می‌شوند. به عنوان مثال، برخی خودشان چیزی را که در ادعیه وارده از معصومین (علیهم السلام) نیامده به آن اضافه می‌کنند و یا به گمان خودشان از روی ارادت، تعداد ذکرها را به میل خود کم و زیاد می‌کنند. لذا مشی بسیاری از بزرگان همیشه این بوده که ادعیه را دقیقاً به همان صورت که وارد شده است، حتی بدون تکرار برخی ذکرهای مشهور که در میان عامه مردم باب شده، قرائت می‌کنند چراکه اگر لازم بود، خود ائمه اطهار (علیهم السلام) دعا را به این صورت سفارش می‌کردند.

شاید این مطلب آن‌گونه که باید و شاید، جدی به نظر نرسد اما وقتی به تأکیدی که بر روی برخی اعداد از سوی خداوند متعال و یا معصومین (علیهم السلام) صورت گرفته، دقت می‌کنیم، به اهمیت آن بیشتر پی می‌بریم. به عنوان مثال در تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) دقیقاً باید 34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله را بگوییم و اگر کسی کمتر و یا حتی بیشتر از این را بگوید، اگرچه ثواب اخروی دارد، اما مطمئناً ثمرات و برکات تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) را در پی نخواهد داشت. اگر این‌گونه بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که این تسبیح را به حضرت زهرا (سلام الله علیها) آموزش دادند، می‌توانستند به جای آن بگویند که بعد از نماز هر چقدر که می‌توانی ذکر خدا را بر زبان جاری کن.

در این میان، عدد چهل نیز در فرهنگ دینی و اسلامی در میان سایر اعداد از جایگاه ویژه ای برخوردار است و تأکید فراوانی بر آن شده است. به عنوان نمونه، در آیه 15 سوره احقاف از چهل سالگی انسان یاد شده و این که خداوند به همه انسان‌ها درباره نیکی به پدر و مادر سفارش کرده است؛ اما فقط نیکوکاران به این سفارش الهی عمل و به پدر و مادر خود نیکی می‌کنند و این نیکی را تا رسیدن به رشد کامل خود و رسیدن به چهل سالگی ادامه می‌دهند؛ آن‌گاه در چهل سالگی دعا می‌کنند و از خداوند توفیق می‌طلبند تا در برابر نعمت‌هایی که خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده‌اند، شکرگزار او باشند. «و وصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ اِحسـنـًا حَمَلَتهُ اُمُّهُ کُرهـًا و وضَعَتهُ کُرهـًا و حَملُهُ وفِصــلُهُ ثَلـثونَ شَهرًا حَتّی اِذا بَلَغَ اَشُدَّهُ و بَلَغَ اَربَعینَ سَنَةً قالَ رَبِّ اَوزِعنی اَن اَشکُرَ نِعمَتَکَ الَّتی اَنعَمتَ عَلَیَّ و عَلی ولِدَیَّ و اَن اَعمَلَ صــلِحـًا تَرضـهُ و اَصلِح لی فی ذُرِّیَّتی اِنّی تُبتُ اِلَیکَ وانی مِنَ المُسلِمین»

در آیه 26 سوره مبارکه مائده از چهل سال ممنوعیت ورود بنی اسراییل به سرزمین مقدس و چهل سال سرگردانی آن‌ها در قطعه‌ای از زمین خبر داده است: «قالَ فَاِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَیهِم اَربَعینَ سَنَةً یَتیهونَ فِی الاَرضِ فَلاتَأسَ عَلَی القَومِ الفـسِقین» این ممنوعیت پس از آن بود که موسی به قومش برای ورود به سرزمین مقدس فرمان داد؛ اما بنی اسراییل به این دلیل که در آنجا مردمی جبّارند، از اطاعت موسی سر باز زدند و گفتند: تا آنان از آن جا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمی‌شویم. در تورات نیز داستان سرگردانی بنی اسراییل ذکر شده است.

آیه 51 سوره بقره نیز از میقات چهل شبه حضرت موسی (علیه السلام) خبر می‌دهد: «واِذ واعَدنا موسی اَربَعینَ لَیلَةً» که در آیه 142 اعراف به این صورت تفصیل داده شده است: «و واعَدنا موسی ثَلـثینَ لَیلَةً و اَتمَمنـها بعشر فَتَمَّ میقـتُ رَبِّهِ اَربَعینَ لَیلِةً».

در شکل‌گیری شخصیت انسان، اهمیت چهل‌سالگی انسان قابل انکار نیست، چنانکه در روایات متعددی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرات معصومین (علیهم السلام) آمده است: هنگامی که بنده به چهل سالگی می‌رسد خداوند به دو فرشته مراقب او می‌گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد و کم را ثبت کنید. این روایات همه از این حقیقت خبر می‌دهند که شخصیت انسان تا چهل سالگی شکل گرفته و از آن پس تحولات درونی در او سخت‌تر می‌شود.

در روایت مشهور دیگری آمده است که هر کس خود را چهل روز برای خداوند متعال خالص گرداند، خداوند چشمه‌های حکمت را از قلبش به زبانش جاری خواهد کرد.

دانشمندان مسلمان به‌ویژه آنان که مشرب عرفانی دارند، به عدد چهل در زمینه خودسازی به دیده اهمیت می‌نگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و کامل شدن ملکات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قائل هستند.

این‌ مطالب مقدمه‌ای بود تا نگاهی بیندازیم به مسأله مورد بحث که مراد از برگزاری مراسم اربعین برای امام حسین (ع) و یا مراسم چهلم برای اموات و درگذشتگان چیست؟ آیا اربعین مختص شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بوده و آیا برگزاری مراسم چهلم برای اموات و درگذشتگان مؤمنین و مؤمنات، جایگاهی در سیره ائمه معصومین (علیهم السلام) داشته است و یا خیر؟

گفتیم از آنجا که هدف یک شیعه، رسیدن به معرفت امام (علیه السلام) است، باید تمام اعمال و رفتار خود را منطبق با اعمال و رفتار امام معصوم (علیه السلام) قرار دهد تا به آخرین و عالی‌ترین نقطه شناخت بشری یعنی حقیقت توحید برسد.

یکی از مواردی که اهل علم باید در مورد آن در کلام و سیره ائمه معصوم (علیهم السلام) به تحقیق بپردازند، این است که آیا اربعین فقط اختصاص به سیدالشهداء (علیه السلام) دارد یا اینکه هر فردی می‌تواند برای متوفای خود اربعین (چهلم) برگزار کند؟

بنابر نظر اهل تحقیق، هیچ خبر و حدیثی از ائمه معصومین (علیهم السلام) مبنی بر اقامه اربعین و چهلم برای اموات نیامده و این مسئله فقط اختصاص به امام حسین (علیه السلام) داشته و از اختصاصات شیعه است، اما اگر اين عمل از ناحية شارع مقدس مورد تأیید مي‌بود، قطعاً در طول بيش از دويست و پنجاه سال امامت و ولايت معصومين (عليهم السّلام) به اين موضوع توجّه مي‌شد و از ناحية آنان نسبت به اين مطلب توصيه و سفارشی بیان می‌گردید؛ درحاليکه ابداً اين چنين نبوده و حتّي يک مورد (چه به صورت تصریحی و چه به صورت اشاره)‌ اسمي از اين مسأله برده نشده است! درحالي‌که اين موضوع از موضوعاتي نيست که ظرف وقوع آن پس از زمان حضرات معصومين (عليهم السّلام) بوده باشد؛ بلکه به عکس از موضوعاتي است که هر سال و ماه و هفته براي آنها و اصحاب و اقوامشان پيش مي‌آمده است و در عين حال هيچ اثري از اينکه آنان اصحاب را تشويق و ترغيب و يا حداقل مجاز در تشکيل اين مجلس دانسته باشند، وجود ندارد.

اما اینکه در خصوص برگزاری اربعین سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، این قدر تأکید شده و سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز همین بوده است، خود راز و رمزی دارد که بر اهل معرفت پوشیده نیست.

در اهمیت اربعین اباعبدالله الحسین (علیه السلام) همین بس که خواندن زیارت اربعین به عنوان یکی از علامت‌های مؤمن قرار داده شده است: از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمودند: علامات مؤمن پنج چیز است: اقامه پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز؛ زیارت اربعین؛ انگشتر به دست راست کردن؛ جبین را در سجده بر خاک گذاشتن و در نماز «بسم الله الرحمن الرحیم» را بلند گفتن.

علاماتی که امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودند بسیار در خور توجه هستند که ارتباط این علائم به ایمان چگونه است؟ شاید ارتباط پنجاه و یک رکعت نماز و سجده کردن بر خاک واضح باشد چرا که این دو عمل خضوع و نهایت خشوع در برابر حضرت خالق متعال است، اما زیارت اربعین چه ارتباطی با نشانه ایمان دارد؟

زیارت اربعین اعتقاد قلبی شیعیان را بیان می دارد. به بیانی دیگر زیارت اربعین آن چیزهایی که هر مؤمنی باید قلباً بدان‌ها معتقد باشد تا در زمره مؤمنینی در آید را بیان می دارد. هر چیزی که در زمان غیبت اعتقاد به آن ممکن است در میان جوامع ایمانی سست و کم‌رنگ شود. خواندن این زیارت یعنی مرور نمودن آن معتقداتی که هر شیعه‌ای باید تا زمان ظهور با خود همراه داشته باشد و خواندن زیارت اربعین در حقیقت تجدید عهد است؛ عهدی که در عالم ذر شیعیان با امام خویش بسته اند؛ عهدی که باید تا زمان ظهور شیعیان بر آن باقی بمانند.

معارف زیارت اربعین در دوران تاریک غیبت باید چراغ راه شیعیان باشد. در ابتدای این زیارت، مقامات بلند امام حسین (علیه السلام) را یادآور شده و زائر به آن اقرار می‌نماید. این معارف دقیقاً همان چیزهایی است که توسط سقیفه پایمال شد و همان حقی است که غصب شد و زائر در این فرازها به این مقامات برای امام حسین (علیه السلام) اقرار می‌دارد و زیارت اربعین علامت مؤمن است یعنی اینکه آن کسی که این معارف در قلب او نیست، داخل در دایره ایمان نخواهد بود.

اربعین تنها یک نماد و سمبل برای سیدالشهداء (علیه السلام) نیست. عدد چهل را معیار رشد و کمال معرفی کردیم. نهضت عاشورا نیز در اربعین حسینی به رشد و کمال خود می‌رسد. عاشورا آغاز راه است؛ نباید عاشورا را در عاشورا به پایان رساند. باید دقت داشته باشیم که نهضت حسینی دارای دو فصل اساسی است که اولین فصل آن شهادت ولی خدا و خاندان و یارانش است. آنان که عاشورا را صرفاً در شهادت منحصر می‌کنند، راه را تا نیمه پیموده‌اند. آری این نهضت دو فصل دارد: فصل اول شهادت و فصل دوم اسارت.

اسارت خاندان اهل بیت (علیهم السلام)، در شناساندن ماهیت واقعی حکومت ضد اسلامی یزید اثر عمیقی داشت که با هیچ وسیله دیگر این اثر به دست نمی‎آمد، علاوه بر آن، در نشان‌دادن مظلومیت اهل بیت و محبوبیت آنان و بسیج احساسات، به طرفداری از حق و فضیلت نیز فوق العاده مؤثر شد.

رسیدن کاروان اسرا در سفر بازگشت به صحرای کربلا در چهلم شهادت آن حضرت در همان سال یا در سال بعد و عزاداری معروفی که صورت گرفت، به همراه زیارت اربعین، بسیار در خور توجه است.

یک اربعین لازم بود تا خون اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش که در روز عاشورا بر زمین کربلا کشت شد، به ثمر برسد و امام زین العابدین (علیه السلام) و حضرت زینب (سلام الله علیها)، محصول این روز بزرگ را برای صدور به اقصی نقاط  جهان و تمام بشریت تا روز قیامت آماده سازند.

یک اربعین لازم بود تا آسمان و زمین، با گریه بر این مصیبت عظمی، آرام گیرند و شايد یکی از وجوه برگزاري روز اربعين براي امام حسین (عليه السلام) آن است كه براي شهادت آن حضرت، زمين وآسمان تا چهل‌روز گريه كرده است.

آری، اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری عاشورا و روز زیارت مرقد عاشوراسازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است. عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است.

اربعین تنها روزی از روزهای سال نیست، بلکه آینه‏ای است در برابر چشمان میلیون‏ها انسان متعهد که در آن تصویری از نهضت و قیام خونین محرم نقش می‏بندد. اربعین روز باشکوهی است که از خون حسین (علیه‏السلام) حیات گرفته و نقطه‏ آغاز تبلیغ آرمان کربلا از طریق اشک شد، چرا که در این روز اولین مجلس عزارداری برای اباعبدالله الحسین (علیه‏السلام) و تبلیغ آرمان آن حضرت در کنار تربتش صورت گرفت.

در مورد اربعین، سخن بسیار است و مجال در این گفتار اندک. غرض این بود که حواسمان باشد مبادا دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) با زیرکی، برخی ویژگی‌های تشیع ناب را برایمان کمرنگ جلوه دهند. اگر قرار شود که چهلم گرفتن براي مردگان به صورت يک سنّت درآيد، ديگر چگونه مي‌توان آن را براي سيّدالشّهداء (علیه السلام) به عنوان يک شعار و علامت و امتياز درآورد! و اگر از ناحيه شرع دلیلی براي اقامة اربعين نسبت به ساير افراد مي‌بود، پس چرا اين دلیل و رجحان براي ساير ائمّه (عليهم السّلام)، بلکه رسول خدا (صلّي الله عليه و آله و سلّم) نبود؟ با اينکه اين بزرگواران از هر جهت در اين مسأله لایق‌تر بودند و حتّي إقامه مجالس ذکر اهل بيت (عليهم السّلام) که اين همه راجع به آن تأکيد شده است، اقتضا مي‌کرد که اربعين أئمّه اطهار (عليهم السّلام) را هم بپا داريم و از فيوضات و برکاتش بهره‌مند گرديم؛ با اينکه هيچ اثري از ائمّه نسبت به اين موضوع به چشم نمي‌خورد و اين مسأله نشان مي‌دهد که اقامة اربعين قطعاً براي غير سيّدالشّهداء (عليه السّلام) مورد رضايت آنان نبوده است.

البته غرض نگارنده این نیست که برگزاری مراسم چهلم برای اموات از نظر شرع جایز نیست بلکه به فتوای بسیاری از علما و مراجع تقلید، برگزاری این مجالس و به یاد اموات بودن و برای مغفرت و آمرزش آنان دعا کردن، نیکو شمرده شده است اما تأکید بر این است که این مجالس با عنوان «مجلس چهلم و یا اربعین» برای درگذشتگان، برگزار نشود و صرفاً جلسه‌ای با عنوان «جلسه یادبود و ترحیم» برگزار شود چراکه مراسم چهلم و اربعین تنها مختص اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است و نباید ارزش و اهمیت آن خدای ناکرده مانند مراسم چهلم سایر اموات در نظر گرفته شود.

وَالسَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی

حسن سلمانی

تعداد امتیازات: (4) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (1100)
کد خبر: 3666
  • اربعین مختص سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
اين ماه: 94054                              ديروز: 3203                              امروز: 3091

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2019) محفوظ می باشد.