04

الوهیت در عرفان ساتیا سای بابا

الوهیت در عرفان ساتیا سای بابا

عرفان های نوظهور اشاره به رونق جریان های فکری است که در چند دهه گذشته با شکلی متفاوت در دنیای معنوی به راه افتاده است.در بدو فراگیری این عرفان ها امر بر برخی مشتبه شد که عرفان های نو ظهور، گرایشات معنوی منکر وجود خدا است.حال آن که در قریب به اکثر عرفان های نو ظهور اشاراتی به وجود خداوند رفته است.لکن مسئله بر سر میزان اعتبار خدا در مصادیق متفاوت اینگونه از عرفان ها است.

تجلیات خدا در هندوئیسم

یکی از مسائل مهم در میان آموزهاهای هندوئیسم بحث در مورد انواع تجلیات خداونداست. در تعالیم هندوئیسم بحث از آواتار (ava-tara) به معنای ظهور و تجلی خدا از دو منظر قابل بررسی است:

الف- این ماجرا اشاره ای به وجود خدایان متعدد در هندوئیسم دارد. احساسات آغشته به باورهای مذهبی مردم هندوستان قدیم باعث شد تا اراده های گوناگون الهی، تجسم خدایان متعدد را در ذهن ایشان بپروراند. خدایانی با وظایف و تکالیف متفاوت همچون خدا آسمان، خداهوا، خدای نگهدارنده جهان، خدای زمین و ... نمونه ای از این باور است.

ویشنو (visnu) یکی از خدایان بزرگ است که از ابتدا موردعنایت معتقدین به هندویئسم نبود اما به تدریج صاحب عظمت و احترام زیادی شد. ویشنو مقیاس جهان پیما است. زیرا معروف است که وی در سه قدم جهان را می پیماید. سه گام او آسمان و هوا و زمین است. رزاق و نگهدارنده خدایان و مردم است.

در «مهابهارات» و «پوراناها» ویشنو به شخص دوم اقالیم سه گانه و شخص «ستگن» که داری صفت رحم و نیکی است معروف شده است. ویشنو دارای نیروی حفظ، حراست، قائم به ذات و مستولی بر همه چیز شناخته می شود در این حالت او را به عنصر آب که قبل از خلقت این جهان در همه جا ساری و جاری بوده منسوب داشته اند. بدین جهت ویشنو را «ناراین» یعنی متحرک در آب ها خوانده اند و او را به شکل مردی که بر روی ماری نشسته و چرت می زند، و بر سطح آب شناور است مجسم ساخته اند.

پرستندگان ویشنو، او را مبدأ عالی جمیع چیزها می دانند. ویشنو در «مهاباهارات» و

«پورانا» خدای اعلی نام گرفته است او در این حالت دارای سه نیرو و خاصیت است:

1. برهما یا خالق فعال، که وقتی ویشنو خواب بود گل نیلوفری از نافش روئید و این خالق فعال از او به وجود آمد.

2. ویشنو ،حافظ و نگاهدارندة اشیائی است او به صورت مظاهر ( آواتار) مختلف ،مثلا به صورت کریشنا ظاهرشود.

3. شیوا یا رودر، نیروی مخرب یا ویران کننده و نیست کننده است که بنا بر آنچه در مهابهارت نقل شده از پیشانی ویشنو به وجود آمده است ... ویشنو به صورت نیروی حافظ و حامی در این جهان با اشکال مختلف ظاهر می شود.

به عبارت دیگر، در ادوار مختلف ویشنو در آواتارهای عدیده تجسم پیدا کرده و به صورت انسان یا اشکال مافوق طبیعت در قسمتی از جوهر الوهیت وارد شده و به آنها نیروی مافوق بشر بخشیده است. ظهور هر یک از آواتارها برای اصلاح خطاهای بزرگ یا بخشیدن خوبی های عظیم به این جهان بوده است(1).

ویشنو یکی از خدایان سه گانه هندوئیسم صاحب عزت و احترام بسیاری میان مردم هند است و چون از عوامل پیدایش آواتارها و تمام قدرت فوق بشری آنهاست هر جا سخن از آواتارها می شود از ویشنو به عنوان یکی از تثلیث خدایان مطلب ارائه می گردد و بلعکس هر جا در باره خصوصیات خدایان هند بحثی پیش می آید لاجرم سخنی از آواتارهای بزرگ، به عنوان یکی از خصوصیات بزرگ خدایان سه گانه یا خدایان مشهور هندوستان به میان می آید.

ب- وجود آواتارها بر روی کره خاکی تاثیر معنوی زیادی بر جامعه دینی می گذارد. وجود یک انسان به عنوان تجلی خداوند، و کسی که برای راهنمائی نوع بشر و از بین بردن رنج ها، مشکلات جامعه و بخشش خوبی ها به مردم نازل شده، می تواند تاثیرات اجتماعی زیادی به وجود آورد و انسان های زیادی را به سوی معنویت راهنمائی کند.

کریشنا، یکی از تجلیات خداوند در غالب انسانی است. در کتاب گیتا امده است هر گاه درستکاری فراموش شده و نادرستی حکمفرما شود من خودم(کریشنا) ظهور می کنم و بارها نسل به نسل برای حمایت از درستکاری واز بین بردن شرارت و بنیانگذاری مذهب خواهم آمد از این رو برای نابودی شیطان، خدا بارها و بارها به شکل انسان تجلی می کند.

این عقیده در میان سال های 300تا 1200 میلادی به حد نهائی مقبولیت رسید.

نظریه ظهور کالبدی، یگانگی خدا را با کثرت خدایان وفق داد. آواتارهای ویشنو از معروف ترین آواتارها می باشند. در میان آنها «رام» و «کریشنا» جزء مهمترین ها هستند. بر طبق این اعتقاد، خداوند خویشتن را در اشکالی که حتی شکاک ترین افراد هم بتوانند آن را قبول کنند ظاهر می سازد. آواتاراها بیشمارند و علاوه بر آواتارهای شناخته شده می توان گفت هر ولی یا معلم روحانی بخشی از تجلی خدای را به همراه دارد.(2)

کلکی(kalaki) به عنوان یکی از آواتارهای بزرگ ویشنو همان است که در ادبیات هندوئیسم موعود آخر الزمان و اصلاحگر بزرگ جهان است او شمشیر به دست و سوار بر اسب سفید ظاهر می شود تا بدی ها را از زمین بر چیند و خوبی را به جایش بنشاند. از این رو در مکتب هندوئیسم ،آواتارها تاثیرات ژگرفی را بر جامعه می گذارند و مبدا بسیاری از تحولات روحانی می شوند.

سو آمی ساتیا سای بابا

ساتیاسای بابا در سال 1926 در دهکده «پوتاپارتی(pattaparti)» نزدیک شهر بنگلور واقع در جنوب هندوستان دیده به جهان گشود .آغاز زندگی را نزد پدر و مادر خویش شروع کردو پس از مدتی وارد مدرسه شد و تحصیلات ابتدائی را در محل زندگی خود ادامه داد. سای بابا زندگی ساده ای داشت و مانند بچه های دیگر به بازی و کنجکاوی مشغول بود .روزها را یکی پس از دیگری صرف تحصیل و بازی در محل سکونت خود می گذراند اما به یکباره اساس زندگی معنوی او رقم می خورد. او وارد دوران جدیدی از زندگی شخصی و مرحله ی جدیدی از حیات روحانی می شود. ساتیا سای بابا تبلیغات معنوی را از همان سن ابتدائی به مرحله اجرا می گذارد.

در بیستم اکتبر 1940 در سن حساس 14 سالگی، ساتیا زندگی شخصی خویش را در اوراواکندا (uravakonda)رها نمود. سای بابا در تعالیم خود همواره اعلام می داشت: صلح و آرامش منحصر به سه رکن ذیل است:

1. رهائی از وابستگی

2. دین و ایمان

3. عشق

بدین سان برای عمل به اولین رکن صلح و آرامش یعنی رهائی از وابستگی خانه و والدین خویش را ترک باید گفت تا رسالت خود را با رهائی از تمام وابستگی ها و تعلقات آغاز نماییم.

در کتاب زندگی من پیام من است چین نقل شده که بعد از مدتی والدین سای بابا او را در حین انجام ذکرهای ریتمیک پیدا می کنند. پدر و مادر سای بابا از او خواهش می کنند که به خانه باز گردد و به زندگی طبیعی خود ادامه دهد. اما وی در مقابل اسرار والدین خود می گوید: هیچکس به دیگری متعلق نیست اینها همه توهمات است.

از طرف دیگر، سای بابا هدیه گرفتن را فقط از طرف والدین و گورو(استاد معنوی) جایز می داند. سای بابا دو دوست صمیمی به نام «رامش» و «سودهیر» داشت.این دو دوست در دو طرف سای بابا در کلاس درس می نشستند. رامش از خانواده ثروتمندی بود. روزی رامش یک یونیفورم بسیار شیک و نو را که ساتیا قادر به تهیه آن نبود به وی هدیه نمود ولی ساتیا یونیفورم را با یادداشت زیر به رامش برگرداند:

دوست عزیز: اگر می خواهی دوستی ما ادامه یابد باید از زیاده روی در مورد تبادل کالا خودداری نمائی. هنگامی که فرد نیازمندی هدیه ای را از ثروتمندی می پذیرد ذهنش نگران می گردد که چگونه خوبی ثروتمندی را جبران نماید در عین حال، ذهن ثروتمند احسان کننده ،از غرور انباشته می گردد. دوام دوستی واقعی بر پایه احساس قلبی استوار است .فردی که هدیه ای را می پذیرد خود را حقیر و کوچک احساس می کند و فردی که هدیه ای را می دهد، خود را بزرگ و مغرور احساس می نماید چنین دوستی دوام نخواهد داشت. از این جهت لباهایی را که به من هدیه نموده ای به من تعلق ندارد آنها را به همراه این یادداشت باز می گردانم.(3)

ساتیا سای بابا سالیان زندگی خود را( در دهکده پوتا پارتی )وقف تبلیغ، تعلیم تجربیات عرفانی و ریاضت های گوناگون کرده است. تا جائی که به شهرت جهانی رسیده و کتابهای بسیاری از وی در کشورهای مختلف جهان ترجمه و به چاپ رسیده است. انسان های بسیاری برای کسب معنویت و زیارت ساتیاسای بابا از دور ترین نقاط جهان به سمت هند می رفتند. تا شاید به دیدار وی نایل شوند و معنویت و حقیقت را در آن روستای دور افتاده بیابند و طعم خوش عرفان را از دستان او هدیه گیرند.اما هر کس بااندکی تامل در داشته های عرفانی ساتیا سای بابا اذعان می دارد که برای عمل به هر یک از تعالیم عرفانی او ناگذیر باید یک قدم از علایق جامعه وقوانین معمول اجتماعی دور شوند.

این تقابل یعنی استقبال از عرفان و ارامش عرفانی، و از سوی دیگر ناروایی دوری از اجتماع و گوشه نشینی نشانیه یکی از بزرگ ترین دغدغه های انسان مدرن خواهان معنویت است. این تعارض عمیق باعث می شود تا استقبال از عرفان های نو ظهور - هر چند در بدو امر با شور و شوق بسیار همراه است - در ادامه فاقد دوام و التزام فراگیری باشد.

نکته: سای بابا شیردی عارف دیگر هندی است که با وجود شباهت اسمی با ساتیا سای بابا دارای شخصیت مجزایی است. او نیز یکی دیگر از عارفان معاصر هند است که بررسی سرگذشت و آموزه های وی وقت دیگری را می طلبد. اما همین ما را بس که:

دوران کودکی سای بابا شیردی برای مدتها درهاله ای از رمز و راز پوشیده بود. در 28 سپتامبر1990 ساتیا سای باباقسمتی از زندگی دوران کودکی قدیس شیردی را تشریح می کند. بر اساس اظهار ایشان شری بابا شیردی در 28 سپتامبر1835 در جنگلی نزدیک دهکده پاتری در ایالت حید آباد هند در خانواده ای بر همن به نام بهار دواجا گوترا (bhardwaja gotra) به دنیا آمد نام مادرش دوگیری عمه (devgiriamma) بود.

شیردی بابا در 15 اکتبر 1918 فوت شد. اکثر اتفاقات زندگی سای بابا شیردی در کتاب شیردی سای بابا چاریتا sai) (baba charita به چاپ رسیده و یا توسط دوستداران وی به صورت پراکنده منتشر شده است. شری سای باباشیردی یک معلم روحانی بود که طرفداران تمام مذاهب هندو،از هر طبقه ای به او به دیده احترام می نگریستند و از تعالیم و نصایح او بهره می بردند.(4)

تجلی خداوند و ساتیا سای بابا

آواتار از سنگ های اصلی بنای عظیم خداشناسی هندوست. ما تنها در آیین هندو با مفهومی به نام آواتار، که تجلی امر مطلق در جهان خاکی است روبرو می شویم. در واقع بر اساس آیین هندو مسئولیت ویشنو به عنوان حافظ جهان ایجاب می کند که او در هنگام بروز مخاطرات جدی برای جهان و موجودات آن به شکل موجودی زمینی متولد شود و جهان را از نابودی برهاند. تقریبا تمامی آواتارهای هندو تجسم های ویشنو هستند. این آواتارها همواره حامل خرد و دانشی هستند که برای حفظ بقای جهان ضروری است.(5)

در مسلک هندوئیسم بنابر وضعیت طبیعی جهان ضروری است که همواره زمین خاکی از آواتار خالی نباشد. تا او اساس عقیده (دارما) را تحقق بخشد. دارما به معنای مسیر اصلی زندگی شخص بدون دخالت و ضربه زدن به منافع و زندگی دیگران و بدون تجاوز به آزادی دیگر اشخاص است به عبارت دیگر دارما به معنای اینکه آنچه را که دوست داری دیگران در حق تو انجام دهند در حق دیگران انجام دادن و به طور کلی ایجاد یک وحدت منظم بین گفتار و پندار و کردار انسان هاست.

وجود آواتار بر روی کره زمین ضرورری است تا تحقق دارما را عملی سازد. آواتار به صورت انسان به عنوان دوست، نیکخواه بشر خویشاوند، راهنما، معلم، درمان کننده، شفا بخش و شریک در بین انسانها زندگی می کند.

وجود آواتار برای اعاده دارما ضروری است و هنگامی که انسان بر اساس دارما یش زندگی می کند آواتار خوشحال و خشنود خواهد بود.(6)

اما نکته اینجاست که ساتیا سای بابا در تعلیمات عرفانی به شاگردان، خود را یک آواتار معرفی می کند. آواتاری که نقش معلم حقیقت را بازی می کند کسی که آمده تا دوران جدیدی را در تعلیمات کهن معنوی بنا نهد و نقش یک نجات گر بزرگ را ایفا کند.

سای بابا می گوید: «تو نمی توانی مرا در طبقه بندی «مرد خدائی» یک معجزه گر، انسان خدا گونه یا شفا دهنده قرار دهی. این آواتار برای ایفای نقش جدیدی آمده نقش معلم حقیقت «.(7)

بدین سان در گام نخست ساتیا سای بابا، به عنوان آواتار با نقش نوینی در صحنه ارشاد به عنوان یک معلم حقیقت جلوه می کند. سپس برای معرفی خود و ابراز ویژگی ها و توانائی های ذاتی خویش چنین سخن می گوید: «هر که تمام اعمال و کارهایش را به من اهدا کند بدون هیچ فکر دیگری، هر که روی من مراقبه می کند به من خدمت می کند، مرا پرستش می کند، مرا به خاطر دارد، بداند همیشه با او هستم... به آنهائی که مرا استهزا می کنند تبسم می کنم به آنها که در باره من دروغ جعل می کنند تبسم می کنم، به آنها که مرا تمجید می کنند تبسم می کنم دائم شادم پر از شعف.

تند صحبت می کنم و بعضی ها را تنبیه می کنم، اگر آنها مال من نیستند آنها را رها می کنم و توجه به آنها نمی کنم این هشداری است برای ارتداد آنها. من حق دارم آنهائی را که به من تعلق دارند گوشمالی بدهم، من بین شما راه می روم و صحبت می کنم ،تربیت می دهم نشان می دهم، نصیحت می کنم واندرز می دهم اما از هر نوع وابستگی جدا هستم خیلی وقت ها به شما گفته ام که مرا با این ساخت فیزیکی مربوط ندانسته و یکی فرض نکنید اما شما نمی فهمید».(8)

ساتیا سای بابا در مورد قدرت و توانائی خویش چنین می گوید: «من شما را مجبور نمی کنم که نام و شکل بخصوصی از من انتخاب کنید خداوند میلیون ها نام و شکل دارد ... اگر به عنوان ناراینا (narayena) (یکی از نام های خداوند) با چهاربازو در حال نگه داشتن صدف، چرخ، گرز، نیلوفر بین شما آمده بودم شما مرا در یک موزه نگه می داشتید و از مردمان جستجوی دارشان پول دریافت می کردید. اگر صرفا به عنوان یک مرد آمده بودم به تعلیمات و آموزش های من بادیده احترام نگاه نمی کردید و از آنها به خاطر خوبی خودتان پیروی نمی کردید پس من باید در این شکل ولی با دانش و نیروهای فوق بشری باشم»(9).

سای بابا می گوید: ماموریت من اعطاء شوق و شادی به شما ست که از ضعف و ترس دورتان کنم.

مأموریت من پراکندن شادمانی است از این جهت همیشه آماده ام میان شما بیایم نه یکبار دوبار یا سه بار هر زمان که شما مرا بخواهید. اسمم ساتیا، من راستی هستم اعمالم ساتیا جلال و شکوه من ساتیا تنها آرزوی من شادمانی شماست. شادی شما شادی من است شادمانی جدا از شما ندارم.

سای بابا در ادامه می گوید :قدرت من غیر قابل اندازه گیری است. تولد من غیر قابل توضیح و غیر قابل درک وپیمایش است. اصل سای ،الوهیت سای ،هرگز تحت تأثیر بد گوئی و افترا، پیشرفتش متوقف نمی شود.(10)

لازم به ذکر است که در میان تمام رهبران عرفان های نو ظهور مسئله «خود بزرگ بینی» مشهوداست.به عنوان مثال بسیاری از این رهبران ( از جمله اوشو، کریشنا مورتی و...) در خلال نوشته ها و سخنرانی هایشان به کرات اذعان می دارند که هنکام تولدشان اتفاقات نادری پیش امده و یا از قبل منجمان و غیب گویان بزرگ ،امدنشان را وعده داده اند.

اما روش ساتیا سای بابا به گونه ای دیگر است.او به واسطه پیشینه ممتازی که مفهوم اواتار در تعالیم هندو دارد و همچنین مقبولیت فراگیری که هندویئسم، نه تنها در هندوستان بلکه در جهان دارد سعی می کند خود را به این مفهوم پهناور وصل کرده، در

جهت نیل به «خود بزرگ بینی» گام های بزرگ تر و استوار تری بردارد.

حال آن که اینان ادعاهای بزرگی است که رهبران عرفان های نو ظهور برای آن دلیل محکمی ندارند و صرف داشتن نیروهای خارق العاده که بواسطه ریاضت ها و ذکرهای مداوم حاصل شده و در میان مرتاضان کشورهای گوناگون بالاخص کشورهای اسیای شرقی فراوان است، نمی توان منجی جهانی بودن انها را اثبات کرد.

مفهوم خدا باوری در عرفان سای بابا

خداشناسی درون مایه تمام باید و نبایدهای مکاتب و مسالکی است که رویکرد به منبع قدسی را جزء لا ینفک عقاید خو پنداشته اند. در تمام اعصار گوناگون خداشناسی در تفکرات مذهبی کانونی است که ذهن پژوهشگر را ناخواسته به سوی خود جذب می کند. در مسیر کنکاش مباحث دینی اولین قدم متفکر برخورد با بزرگترین سوال ممکن در حیطه کاری اوست که آیا خدا هست یا نیست؟

تاریخ ادیان گذشته اغلب گواه بر مثبت انگاری به سوال فوق است هر چند موجی از مکاتب عرفانی در غرب، از دهه های گذشته سعی بر حذف این سوال و یا پاسخ منفی بدان را بر گزیده اند. در هر حال پاسخ بسیاری از مکاتب دینی دال بر صدق این مطلب است.

در گام بعدی، مسئله بر سر تعدد خدا یا یگانگی اوست، در هندوئیسم و مذاهب منشعب آن، بحث چند خدائی همواره پر رونق بوده هر چند سای بابا به واسطه اقتباس از تعالیم هندو، به انواع تجلیات خداوند معتقد است؛ اما بر خلاف کتب مقدس هندویئسم بیشتر بر خدای اعلی تکیه دارد. چنانچه همواره در تعالیم او بحث از خدا با تکیه بر وحدانیت شکل می گیرد.

ساتیا سای بابا می گوید: همه ادیان یک چیز را تعلیم می دهند (تطهیر ذهن از آسیب خود خواهی و پرهیز از لذت های بی ارزش) هر آیینی به انسان می آموزد که وجود خویش را سرشار از شکوه و جلال ایزدی کند و از حقارت و پوچی و خود خواهی بپالاید. راه و روش تفکیک و تشخیص را به او تعلیم می دهد تا شاید به تعالی برسد و به آزادی دست یابد. بدانید که همه قلب ها تنها به یاد (یکی) که همان خداوند یکتاست به طپش در می آید و همه نام ها و همه اشکال الهی نیز به خداوند یگانه اشاره دارند. برترین نحوه ستایش او ستایش با عشق است. یکتا پرستی را در میان مردم از هر کیش، کشور و قاره ترویج دهید. این است پیامی که دارم و آرزو می کنم با قلب ها یتان آن را در یافت کنید.(11)

سای بابا می گوید: «مهم ترین و بالا ترین نیاز بشر امروزی این است که این واقعیت را بپذیرد که خداوند یکی است این چیزی است که مسیح و محمد اعلام کرده اند. کلمه الله واقعا به معنی یگانه ی متعالی است که همه چیز را در عالم هستی در بر می گیرد. باور اصلی تمام ادیان این است که خداوند یکی است. مسیح، پدر بودن خداوند و برادر بودن بشر را اعلام نمود انسان می تواند تنها یک پدر داشته باشد نه دو تا. زمانی که مسیح به دنیا آمد، سه مرد خردمند ستاره ها را دنبال کردند تا به محل تولد او برسند. با دیدن نوزاد تازه به دنیا آمده، آنها در دل خود به این کودک الهی تعظیم کردند. قبل از ترک محل هر یک از آنها چیزی درباره کودک گفت، خردمند اول به حضرت مریم گفت: او عاشق خداوند است. خردمند دوم گفت : خداوند او را دوست دارد، خرمند سوم گفت: او روح خداست. اهمیت درونی این سه گفتار و اعلام در مورد مسیح چه می تواند باشد؟ جمله اول دلالت بر این دارد که مسیح پیام آور حق است. پیام آور می تواند ارباب خود را دوست بدارد ولی ارباب به این آسانی ها پیام آور خود را دوست ندارد. جمله دوم اعلام می کرد که خداوند مسیح را دوست دارد، چرا ؟ برای اینکه او تجلی الهی است. جمله سوم حاوی چیزی است که مسیح اعلام نمود: من و روح خدا یکی هستیم.(12)

ساتیا سای بابا همواره اذعان می دارد که تمام انسان ها نمادی از خداوندهستند و اینکه هر پیکر اوست که با نان تقویت می شود و هر قطره از خون جاری در رگهای هر موجود زنده ای، خون اوست که با شور و تحریکی که شراب به آن می رساند روح می گیرد از همین رو می توان گفت که هر انسانی تجسم روح خداوند است و باید همانند او مورد احترام قرار گیرد. شما مانند یک خدمتگزار عمل می کنید، پرستش می کنید، همانند پسری که پدر خود را می ستاید و نهایتا به خردی دست می یابید که بیانگر این است که شما و او یکی هستید این سفری معنوی ا ست و مسیح راه را با عبادت واضح نشان داده است.

سای بابا اینگونه ادامه میدهد که همه انسان ها را تجسمی از الوهیت بدانید و با عشق، تفاهم و خدمت به آنها احترام بگذارید. تنها یک نابینا نسبت به شرایط ملال آور دیگران بی تفاوت می ماند. تنها یک نا شنوا از ناله های دیگران تاثیر نمی پذیرد. در حقیقت «دیگران» وجود ندارند. شما همه سلولهای زنده ای در بدن خداوندید و هر سلول وظیفه اش را برای پیشبرد اراده وی به انجام می رساند.(13)

ساتیا سای بابا معتقد است که «خداوند شکلی را به خود می گیرد که سر سپرده ها آروز داشته اند. دانستن اینکه تمام اشیاء خلق شده شکلی از خداونداند بسیار اساسی است».(14)

سای بابا در مسئله خدا شناسی و پرداختن به خصوصیات خداوندی همواره از تعالیم هندو که مبتنی بر تعدد خدایان است فاصله می گیرد. لکن در صدر و ذیل گفتارهایش درباره خداوند به پیامبران و ادیان توحیدی اشاره می کند. این نکته در برخورد با موضع پلورالیسم دینی او پر اهمیت است.

سخن پایانی

برخلاف آنچه اغلب بیان می شود که عرفان های نو ظهور، عرفان های منهای خدا هستند؛ باید گفت که این ادعا بیشتر با مکاتب دینی عرفانی طبیعت گرایانه موافق است. همانند ادیان ابتدایی و برخی از عرفان های افریقایی و امریکای جنوبی (عرفان کارلوس کاستاندا). حال آن که در عموم عرفان های نو ظهور (سکولار)به وجود خداوند اعتراف شده، لکن مسئله بر سر میزان اعتبار، اهمییت و قدرت تصرف در امور شخص سالک است. در عرفان ساتیا سای باباموضوع خدا باوری کم اهمیت جلوه می کند خداوند در روند تغیرات زندگی انسان نقش کم رنگی را اجرا می کند. چنانچه هر اندازه الوهیت در عرفان های توحیدی بالاخص عرفان اسلامی پراهمییت است در عرفان های سکولار کم اهمییت و بی ارزش.

سای بابا در قسمت دستورات عملی هیچگاه هدف و قصد انجام اعمال را توجه به خدا اعلام نمی دارد. چنانچه در این قسمت (بعد عملی) هیچ اشاره ای به خدا نمی شود.

چنین موضع گیرهایی که در عرفان سای باباو به طور کلی در همه عرفان های سکولار به آن اشاره می شود بیشتر متاثر از اومانیسم غربی و مکاتب فلسفی همچون اگزیستانسیالیسم رونق می گیرند، هر چند نقش فراگیری نیهیلیسم دنیای غرب، که در اواخر قرن نوزده و بعد از مکتب فلسفی نیچه شکل می گیرد بر عرفان های سکولار حائز اهمیت است.

پی نوشت ها:

1. شاهزاده محمد دارا شکوه، اوپانیشاد، به سعی تارا چند و جلالی نائین سال 1340 چاپ تابان ص 629.

2. دارام ویرسینگ، آشنائی با هندوئیسم، ترجمه سید مرتضی موسوی ملایری، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی چ پ اول 1381 ص 118.

3. سوآمی ساتیا سای بابا. زندگی من پیام من است، ترجمه پروین بیات انتشارات عصر روشن بینی چاپ اول 1382 ص 10.

4. ساتیا پال روهلا. قریس سای بابا شیردی ترجمه حمد رضا جعفری انتشارات پیک ایران چاپ اول 1377 ص9.

5. ساتیا سای بابا گیتای جدید ترجمه مرتضی بهروان انتشارات آویژه چاپ اول 1382 ص 19.

6. سوآمی ساتیا سای بابا عشق الهی ورا جلوه گر سازید ترجمع پروین بیات انتشارات عصر روشن بینی چاپ دوم 1384 ص5.

7. سیما کوندار، تراشهای الماس خداوند ترجمه طاهره آشنا، انتشارات تعالیم مقدس چاپ دوم 1377 ص 260.

8. همان ص 106.

9. همان ص 115.

10. همان ص 168.

11. ساتیا سای بابا، تعلمیات ساتیا سای بابا، ترجمه رویا مصاحبی محمدی، انتشارات تعالیم حق چاپ اول 1383 ص 31.

12. ساتیا سای بابا، سخنان ساتیا سای بابا ترجمه توراندخت تمدن ( مالکی) انتشارات تعالم حق چاپ اول 1381 ص 206.

13. همان ص 96.

14. سیما کوندار تراشهای الماس خداوند ص 90.

تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (301)
کد خبر: 3675
  • الوهیت در عرفان ساتیا سای بابا

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تاکنون: 191120             این ماه: 114774         دیروز: 4901         امروز: 1345

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2018) محفوظ می باشد.