14

آیا انتصاب امامت از پدر به پسر، شبیه به سیستم موروثی پادشاهی نیست؟

آیا انتصاب امامت از پدر به پسر، شبیه به سیستم موروثی پادشاهی نیست؟
در حالیکه آموزه اصلی دین اسلام برتری تقوا و عمل صالح بر اصل و نسب است، چرا ما شیعیان اعتقاد داریم که امامان ما در دوازده نسل پیاپی همگی صالح ترین و شایسته ترین افراد زمانه بوده اند حتی اگردر زمان انتصاب به امامت به سن رشد هم نرسیده باشند. آیا این آموزه بیشتر شباهت به سیستم موروثی پادشاهی ندارد؟

پاسخ:
ارثی بودن به معنای آن است كه به دور از هر گونه معیار اساسی و صحیح، حكومت از كسی به خاندان وی منتقل شود. در بسیاری از نظام های شاهنشاهی و سلطنتی این شیوه حكمفرما است و بر اساس آن صلاحیت های لازم جهت اداره جامعه و حكومت، به كلی از نظر دور مانده و باقی ماندن قدرت و سلطنت در یك خانواده، اصل حاكم بر همه ارزش ها و معیارها تلقّی می شود.

بدیهی است ارثی بودن به این معنا از نظر منطقی كاملاً نادرست و باطل می باشد. بهترین گواه بر بطلان این روش، نظام های موروثی حاكم بر جهان در طول تاریخ است كه موجب سقوط و انحطاطات بسیاری گردیده است.
يكي از دلايل قيام اباعبدالله(عليه السلام) نيز جلوگيري از موروثي شدن خلافت بود كه اين موروثي شدن آرزوى ديرين ابوسفيان بود كه گفت: «تَلَقَّفوها تَلَقُّفَ الْكُرَةِ وَلِتَصيرَنَّ الى‏ اوْلادِكُمْ وِراثَةً. أما وَالَّذى يَحْلِفُ بِهِ ابوسُفْيانَ لا جَنَّةٌ وَ لا نارٌ ...»

خلافت را چون توپ به يكديگر پاس دهيد و آن را نزد اولاد خود به ارث نهيد. هان سوگند به آنكه ابوسفيان به او سوگند مى ‏خورد نه بهشتى در كار است و نه دوزخى‏

معاويه اين وصيت پدرش را در زمان خودش اجرا كرد. براى اولين بار خلافت موروثى را عملى كرد كه پدرى خودش فرزند خودش را تعيين بكند و خليفه با تعيين شخص او معين شود نه با حكميت و نه حتى به دروغ ادعا كند كه خدا او را معين كرده (چون ممكن بود عده ‏اى باور و قبول كنند كه خدا يزيد را معين كرده) بلكه بگويد من معين مى‏ كنم، شما هم بايد بپذيريد[1]
اما اينكه يك خانداني از سوي خداوند لياقت رسيدن به پيامبري يا امامت را داشته باشند چنين چيزي قبيح نيست و حكومت وراثتي را، با در نظر گرفتن قابليّت‏ها در انبياء گذشته مشاهده مي‏كنيم:
خداوند متعال مي‏ فرمايد: (أمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً)؛[2]«يا حسد مي‏ورزند با مردم چون آنها را خدا به فضل خود بهره‏ مند نمود كه البته ما بر آل ابراهيم كتاب و حكمت فرستاديم و به آنها فرمانروايي بزرگ عطا كرديم.»

از سوي ديگر مي‏بينيم كه برخي از انبياء، امامت يا نبوت را براي ذريه خود مي‏ خواستند كه اين، در حقيقت با دادن شايستگي به آنان از جانب خداوند متعال است.
درباره حضرت ابراهيم(ع) مي‏ خوانيم: (وَ إذِ ابْتَلى إبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأتَمَّهُنَّ قالَ إنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدى الظّالِمينَ)؛[3]«[بياد آر] هنگامي كه خداوند ابراهيم را به اموري چند امتحان فرمود و همه را به جاي آورد خدا به او گفت من تو را به پيشوايي خلق برگزيدم عرض كرد اين پيشوايي را به فرزندان من نيز عطا خواهي كرد؟ فرمود: عهد من هرگز به ستمكاران نمي‏رسد.»

در اين آيه خداوند حكومت موروثي و نسبي را به طور مطلق نفي نكرده بلكه از خصوص ستمگران از ذريه حضرت ابراهيم(ع) نفي نموده است. از اين رو معلوم مي‏شود كه ذريه و نسل حضرت ابراهيم(ع) و هر پيامبر ديگري در صورتي كه ظالم نباشند، چه ظلم به خدا، چه ظلم به خلق و چه ظلم به نفس، نداشته باشند مي‏توانند مقام امامت و رهبري جامعه را به عهده گيرند.
و نيز حضرت موسي(ع) از خداوند مي‏ خواهد كه از اهلش كسي را به عنوان وزير خود قرار دهد. خداوند متعال از قول حضرت موسي(ع) مي‏فرمايد: (وَ اجْعَلْ لى وَزيرًا مِنْ أهْلى هارُونَ أخى).[4]

ذكر اين آيات بيانگر اين مطلب است كه صرفا اگر حجت خداوند بعد از پدر به فرزند برسد يا اينكه در نسلي ادامه داشته باشد از ديدگاه قرآن و روايات مشكلي ندارد و آنچه در موروثي بودن ناپسند است صرف جانشيني بدون هيچ معيار و ملاكي است نه اينكه هر نوع جانشيني ناپسند باشد و در امامت امامان شيعه(عليهم السلام) نيز شخص امام از سوي خدا انتخاب مي شود و امام افضل زمان خود است و اين با نظام هاي موروثي تفاوت بسياري دارد.

آوردن آيات اشاره به اين مطلب دارد كه از ديدگاه قرآن نيز خلافت الهي در ذريه برخي از پيامبران وجود داشته و اين به خاطر ويژگي هاي آن ها بوده است و اهل سنت طبق اين مبنا نمي توانند به شيعيان نقدي داشته باشند در حاليكه كتب اهل سنت نيز حاوي احاديثي است كه خلافت را منحصر در قبيله خاصي مي كند:
جابر بن سمره مي‏گويد: «با پدرم محضر رسول خدا رسيديم، شنيديم كه فرمود: اين امر ـ دنيا ـ تمام نمي‏شود تا آن كه دوازده خليفه بر آنان حكومت كنند. آن‏گاه سخني فرمود كه بر من مخفي شد، به پدرم عرض كردم: رسول خدا(ص) چه فرمود؟ پدرم در جواب گفت: رسول خدا(ص) فرمودند: همه آنان از قريشند.»[5]

شیعۀ امامیه بر این اعتقاد است که برای امام شروطی از جمله: عصمت، افضل بودن، علم لدنّی و… لازم است.[6] این شرط‏ ها چیزی جز بیان لیاقت ها نیست و بیان این شرط ها از سوی امامیه خود دلیل آن است که آنان امامت را موروثی نمی دانند. بدیهی است که از این شایستگی ها تنها خداوند آگاهی دارد و خدای متعال است که با علم مطلق خود می داند، چه فردی این عصمت را حفظ کرده و شخصی را برگزیده و به او جایگاه پیشوایی می دهد:«اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛[7] خداوند آگاهتر است كه رسالت خویش را كجا قرار دهد!»

بر این اساس تنها راه تعیین امام، نصّ از جانب خداوند متعال و معرّفی از جانب رسول خدا (ص) و امامان معصوم است؛ و لذا به آيه شريفه: (يا أيُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ)[8] تمسّك مي‏ كنند كه پيامبر اكرم(ص) مأمور ابلاغ ولايت امام علي(ع) از جانب خداوند به مردم بوده است. پس در حقيقت اراده و مشيّت الهي بر نصب شخصي لايق براي امامت است كه با وحي به پيامبر(ص)، او مأمور ابلاغ است، از همين رو، آن بزرگوار بر امامت يكايك اهل بيت(ع) تصريح كرده است از این رو پس از امام حسن (ع) برادر گرامی آن حضرت امام حسین (ع) امام می شود و پس از آن حضرت، فرزندش امام سجاد (ع) در حالی که محمّد بن حنفیه برادر امام حسین (ع) هنوز زنده بود و هم چنین در بین فرزندان ائمه (ع) گاهی فرزند کوچک تر به امامت می رسید نه فرزند بزرگ تر، و این نیست مگر این که مقام امامت، یک لیاقت ذاتی را طلب می کرده و خداوند به کسانی که شایستگی این مقام والا را دارا بودند، این مقام را موهبت نموده است.

در نتيجه امامت، انتخابي از پيش تعيين شده بود. امام قبلي هم تنها مسئوليت معرفي امام بعدي را داشت، نه اين كه بعد از فوت امام قبلي امامت همچون منصبي اجتماعي به فرزند او اعطا و او داراي اين مقام مي شد.


[1]مجموعه ‏آثاراستاد شهيد مطهرى، ج‏25، ص: 294
[2]سوره نساء، آيه 54
[3]سوره بقره ، آيه 124
[4]سوره طه، آيه 30
[5] صحيح مسلم، ج 2، ص 3، كتاب الاماره، باب: «الناس تبع لقريش و الخلافة لقريش».
[6]علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۶۸، داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۰۳ هـ.ق؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، باب ما جاء عن الرضا فی علامات الامام، ص ۱۹۲، منشورات اعلمی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۴هـ ق؛ شیخ حر عاملی، التنبیه بالمعلوم من البرهان فی تنزیه المعصوم عن السهو و النسیان
[7]سوره انعام، آيه124
[8] سوره مائده،آيه 67  

 

تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (369)
کد خبر: 3901
  • آیا انتصاب امامت از پدر به پسر، شبیه به سیستم موروثی پادشاهی نیست؟

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
اين ماه: 70592                              ديروز: 2318                              امروز: 3132

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2018) محفوظ می باشد.