04

بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه

بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه
منبع : مشرق موعود , عرفان، امیرمحسن

در این پژوهش خواهیم کوشید با هدف تبیین و بررسی شیوه های ارتقای طرح مباحث مهدوی در رسانه، راهکارهای نهادینه سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت را بیان کنیم. 

گفتنی است این نوشتار «مهندسی فرهنگ مهدوی» را از جمله وظایف رسانه دینی می داند و تفکیک میان «رسانه دینی» و «دین رسانه ای»، رسالت شناسی رسانه در عرصۀ مهدویت و جایگاه شناسی پژوهش های بنیادین در حوزه رسانه را از الزامات مهندسی فرهنگ مهدوی در رسانه برمی شمرد. 

نتایج به دست آمده از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان می دهد «تعمیق نگاه آسیب شناسانه به فعالیت های رسانه ای در عرصه مهدویت»، «مدیریت صحیح رسانه ای رویارویی با شبهات مهدوی»، «رصد هوشمندانۀ فعالیت های رسانه ای رقیب»، «توجه به دو اصل بنیادین مفید بودن و اولویت داشتن در ارائه پیام مهدوی»، «رصد مستمر افکار عمومی» و «کوشش برای نمادسازی منطبق با باورها و ارزش های مهدوی» از جمله موارد مهم در ارتقای طرح مباحث مهدویت در رسانه است.

مقدمه

اساساً اشتباه است اگر بنگاریم که رسانه در وضعیت کنونی «تنها وسیلۀ ساده و بی آلایش پخش اطلاعات و ارتباط جمعی است». این تنها محتوا نیست که توسط رسانه مبادله می شود، بلکه نوعی نگرش و ارتباط اجتماعی را نیز در لفافه و به طور ضمنی القا می کند. رسانه نه تنها از ابتدای تأسیس خود، بلکه در تمامی موقعیت ها و حالت های خود به دنبال مفهومی بی اساس و خنثی یا بدون ایدئولوژی نبوده است. تلقی ابزاری ازرسانه، گونه ای از تقلیل ماهیت رسانه است. بسیار ساده انگارانه خواهد بود که ماهیت رسانه را به شأن اطلاع رسانی فرو بکاهیم.

تحقق انتظار کارکردی ناظر به نوآوری و شکوفایی از رسانه ها، اصلاح اساسی این باور را که «رسانه، تقویت کنندۀ گرایش های دینی است» می طلبد. نیل به چنین مقصود والایی، اقتضای آن دارد که از حالت نمادین و اطلاع رسانی و سرگرمی، خارج شود و مذهب و دین در کانون توجه قرار گیرد که این خود، تحوّل بنیادی نظام ارزش گذاری را در حوزۀ تولید برنامه های مهدوی با تحمل همه هزینه های احتمالی ایجاب می کند.

کهنه گرایی یا پاسخ های بسیار ناتوان به پرسش های جدید در عرصه مهدویت و نیز عدم وقوف بر نیازهای واقعی مهدویت پژوهی از جمله کاستی ها در رسانه هاست. طبیعی است که تا کاستی های موجود در رویکرد به آموزه مهدویت دیده نشود، برای تعالی برنامه های مهدوی، گامی برداشته نمی شود. این نوشتار کوشش فروتنانه ای است در راستای ارائه راهکارها برای تحقق رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه ها.

در این مقاله، فرض بر این بوده که رسانه ها این توانایی را دارند که مانند یک مرکز قدرتمند فرهنگی، ارزش های اجتماعی و اخلاقی آموزه مهدویت را که در واقع جلوه گری غایت مندی تاریخ می باشد را تحت تأثیر نفوذ قرار دهد و با بهره گیری از تکنیک ارتباطی بر ایده ها، رفتارها و نگرش مردم درباره آموزه مهدویت تأثیر مثبت بر جای گذارد. از این رو، برای نشان دادن صحت این استدلال، تلاش می شود نشان داده شود:

1- مهندسی فرهنگ مهدوی در رسانه نیازمند چه سنخ تفکری است؟

2- مهم ترین راهکارها در عرصه نهادینه سازی رویکرد کیفی به اندیشه مهدویت چیست؟

در این نوشتار، روش پژوهش از نوع توصیفی _ تحلیلی است و با توجّه به این روش، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مصادیق رسانه، اعم از شفاهی، چاپی، تصویری و...است. در این باره، نمونه گیری انجام نشده و همه منابع و مراجع در دسترس، مورد بررسی و تحلیل واقع شده اند. ابزار گردآوری داده ها، فرم فیش برداری بوده، به علاوه از شیوه تحلیل کیفی به منظور تحلیل و جمع بندی یافته ها استفاده شده است.

این نکته افزودنی است که در این مجال، سعی بر آن است که با تمرکز و تأملی آسیب شناختی و فرصت شناختی بر ابعاد مختلف فعالیت رسانهای در حوزه آموزه مهدویت، صاحب نظران را به تأمل و ژرف نگری بیشتر در این عرصه فرا بخوانیم.

الزامات مهندسی فرهنگ مهدوی در رسانه

تحقق رسانه دینی گسترۀ عظیمی از فعالیت های فکری را در حوزه تولید نرم افزارهای مناسب را می طلبد. مهندسی فرهنگ مهدوی مهم ترین وظیفه رسانه دینی در عرصه مهدویت است. مهم ترین ویژگی های مهندسی فرهنگ مهدوی عبارت اند از:

_ کلی نگری با نگاه مجموعه ای (سیستمی) به اندیشه مهدویت؛

_ نگاه جریانی یا (غیرساکن) به آموزه مهدویت؛

_ توجه به شرایط محیطی و عوامل تأثیرگذار بیرونی بر موضوع مهدویت؛

_ قدرت آینده نگری و آینده پردازی در حوزه معارف مهدوی؛

_ استقبال از تغییر جایگاه ها و تغییر روش ها برای دستیابی به اهداف بهتر (پیروزمند، 232: 1389).

در این جا می سزد اجمالاً به الزامات اصلی در باب مهندسی فرهنگ مهدوی در رسانه دینی اشاره کنیم:

1- تفکیک میان «دین رسانه ای» و «رسانه دینی»

حتماً باید بین تلقّی از «رسانه دینی» با «دین رسانه ای» تفاوت قائل شد، دین رسانه ای، همان مضامین و آموزه های انحصاری دین است که ازرسانه صرفاً به منظور ابزار انتقال معانی استفاده می کند. صاحبان دیدگاه دین رسانه ای به تباین، تضاد و تقابل بین دین و رسانه معتقدند، آنان می گویند دین نهادی سنتی است که به توزیع معرفت می پردازد و باید به آن مثل دیگر نهادهای سنتی نگریست. در مقابل رسانه، مفهومی مدرن است که دارای کارکردهای کاملاً جدید است و با دین تباین دارد. از این منظر، رسانه نیز همانند دین و البته در عرض آن، به توزیع معرفت می پردازد و به رابطه انسان با محیط پیرامون خود شکل می بخشد. در این رویکرد، رسانه در دنیای جدید، رقیب دین است و می کوشد جای دین را بگیرد.

معتقدان به دو رویکرد «فناوری محور» و «محتوا یا معنا محور» در علوم ارتباطات درباره رابطۀ دین و رسانه چنین تفکری دارند. بسته شکل گیری این دو رویکرد نیز بر آمده از غرب است. در دیدگاه «فناوری محور» صاحب نظرانی مانند هایدگر، مک لوهان و پستمن به آن معتقدند؛ فناوری را برابر با مصنوعات و ابزار می دانند و نوآوری را به سطح تولیدات فنی تنزل می دهند. آنان بر این باورند که تحول فناورانه در حوزه رسانه ها به همراه تحولات اجتماعی، سیاسی و فکری ایجاد شده در دوره رنسانس، انقلاب صنعتی بزرگ فکری اروپا رخ داده است. آنان رسانه ها را محصول فرایند جدایی دین از جامعه می پندارند. این افراد به تقابل ذاتی بین دین و رسانه های جدید باور دارند(آشنا، 8: 1382). آنان معتقدند تکنولوژی ذاتاً نه خوب است و نه بد؛ بلکه همه چیز بستگی به این دارد که ما چگونه از تکنولوژی استفاده کنیم. درست مانند یک تیغ که به عنوان ابزار در دست جراح به نجات آدمی و در دست جانی به قتل می انجامد (همو). بنابر دیدگاه معنامحور رسانه ماهیت کاملاً ابزاری دارد و این ابزار می تواند در اختیار مفاهیم و مضامین دینی قرار گیرد، همان طور که می تواند در اختیار مفاهیم دیگر از جمله معانی متضاد دینی قرار گیرد.

در مقابل صاحبان دیدگاه «رسانه دینی» از ضرورت رسانه دینی و امکان دینی شدن رسانه سخن می گویند و معتقدند نه تنها بین رسانه و دین، ارتباط تنگاتنگی برقرار است، بلکه رسانه ها بنا به تحقیقات بسیار، مقوم دین داری در دوره های مختلف هستند، به گونه ای که پیوند این دو به زمان های بسیار دور؛ یعنی نخستین روایت ها از اسطوره ها، دیوارنوشته ها و سنگ نبشته ها برمی گردد. نگارش و خوانش های هنرمندانه متون دینی به عنوان نماد هزاران سال پیوند میان دین و ارتباطات تلقی می شود. حضور دین و آثار دینی در هنر، موسیقی، خط و نقاشی و معماری به سال های بسیار دور در تمدن های دینی و اسلامی برمی گردد.

نکتۀ اساسی در خور یادکرد این است که هر رسانه ای دارای خاستگاهی عقلانی است به معنای مجموعه ای از گرایش ها، بینش ها و باورهای جمعی و فعالیت و رفتار جمعی که مؤثر در رسانه واقع می شود (بابایی، 40: 1386). این خاستگاه عقلانی رسانه را می توان فرهنگ یک رسانه نام نهاد. در این که رسانه ها دین محور باشد یا سکولار، سرمایه داری باشد یا سوسیالیستی، دولت سالار باشد یا نه، برخاسته از همین اصول عقلانی است (همو: 53). دینی یا سکولار بودن یک رسانه منوط به غایت و عقلانیتی است که در نظام اندیشه ای آن رسانه وجود دارد. وقتی که یکرسانه، هویتی دینی را پذیرا می شود، رسانه صورتی الهی به خود می گیرد و آن زمان که دین گریزان باشد صورتی سکولار می یابد.

2- ضرورت رسالت شناسی رسانه در عرصه گفتمان مهدویت

مقصود از رسالت چیزی متفاوت از کارکرد و وظیفه است و به احساس تعهدی گفته می شود که رسانه ها و گردانندگان آن نسبت به تولید و پخش برنامه ها احساس می کنند. برای تشبیه می توان رسالت را روح حاکم بر فعالیت های حرفه ای و التزام درونی و عملی به دنبال کردن هدف یا اهداف خاصی در ضمن انجام وظایف ذاتی دانست. تعیین رسالت رسانه ها در شمارش کارکردهای حرفه ای رسانه ها قابل ردیابی است؛ زیرا یکی از کارکردهای اجتماعی رسانه، «راهنمایی و رهبری» جامعه است که آشکارا بر ارزش گرا و رسالت مند بودن فعالیت رسانه ها دلالت می کند.

بایسته است اشاره کنیم که فعالیت رسانه در عرصۀ آموزه مهدویت نیز بدون رسالت معین، امکان باروری ندارد. کارکرد خوب رسانه، به طور کلّی، پیامد هدف گذاری و رسالت خوب است. رسالت رسانه در این عرصه باید مشخص، متمایز، روشن، دست یافتنی، قابل سنجش، مفید و برخوردار از اولویت و ضرورت باشد. رسالت رسانه مهدوی، زمینه سازی و تشکیل جامعه منتظر است. تدوین اهداف راهبردی رسانه زمینه ساز در سه حوزه رشد و هدایت انسانی، توسعه اجتماعی و تعالی سازمانی و برنامه ریزی برای آن نیز باید در راستای زمینه سازی و تحقق جامعه منتظر باشد.

3- جایگاه شناسی تحقیقات بنیادین در عرصه تحقق رسانه دینی

به نظر می آید تحقق نظام فکری کارآمد در حوزۀ تحقق رسانه دینی، به جهاد علمی و هنری در این عرصه نیاز دارد. بر این اساس تنها راه تحقق این مهم، جنبش نرم افزاری است. جنبش نرم افزاری به معنای حرکتی فراگیر، جامع و انقلابی در راستای تولید اطلاعات و نرم افزارهای مناسب برای اداره و توسعه رسانه دینی است. روشن است که تحقق این حرکت عظیم به نحوه برنامه ریزی و سازماندهی فعالیت های علمی و هنری در یک جامعۀ زنده و پویا بازگشت می کند. بنابراین اگر قرار است در عصر اطلاعات و ارتباطات، مجموعه ای از معارف دینی از طریق رسانه به مخاطبان ارائه شود. این در قالب کارهای گروهی و حتی سازمانی امکان پذیر نیست، بلکه برای ایجاد یکپارچگی در ارائه برنامه های دینی در همه زمینه ها، الگو و قالب آن نیز باید تغییر کند.

بازترسیم مؤلفه های رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه

راهکارها و اصولی که رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه مبتنی بر آن است را باید به درستی بشناسیم؛ چرا که آگاهی از این مبانی، وقوف بر آن، به فهم دقیق این مسئله، کمک فراوانی می کند. از این رو، در این قسمت از نوشتار می کوشیم مسائلی را بیان کنیم که نهادینه سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت مبتنی بر آن است. برخی از مهم ترین مؤلفه ها و راهکارهای نهادینه سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت عبارت اند از:

1- تعمیق نگاه آسیب شناسانه به فعالیت های رسانه ای در عرصه مهدویت

توضیح و تبیین آسیب شناسی اندیشه مهدویت روشن می کند که آسیب شناسی اندیشه مهدویت، درصدد مطالعه، شناخت، پیش گیری از کج روی و جلوگیری از بازگشت مجدد بحران هایی است که با انتظارهای منطقی از این اندیشه، جامعه دینی و ماهیت آموزه مهدویت سازگاری ندارد؛ توضیح مطلب این که آسیب ها و بحران ها و به تبع پیش گیری و درمان آن ها به دو شاخه تعلّق دارد: نخست به ماهیت آموزه مهدویت و دوم به تحقق خارجی آموزه مهدویت. ماهیت اندیشه مهدویت عبارت است از مجموعه حقایقی که توسط رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام پیرامون اندیشه مهدویت به دست ما رسیده است و به عبارتی حقایق، معارف و موضوعاتی که پیرامون این اندیشه به صورت متن و نص دینی ظاهر شده است. ماهیت اندیشه مهدویت به لحاظ اتصال به علم لدنی معصومان و خدای متعال از انحراف و اعوجاج مصون بوده است (خسروپناه، 28: 1388).

اما تحقق خارجی اندیشه مهدویت عبارت است از آموزه ای که در جامعه متدینان جریان پیدا می کند و ارزش ها، بینش ها، باورها، و رفتارهای مهدوی را در جامعه پدید می آورد. البته این باورها و رفتارها اگرچه به دین منسوب اند، ولی تنها، زاییده ماهیت دین نیستند و ده ها عامل فرهنگی، اجتماعی و روانی نیز بر آن ها می تواند تأثیر بگذارد. آسیب شناسی اندیشه مهدویت می تواند در مقام کشف بحران ها و کج روی های رفتار و عملکرد مهدوی جامعه باشد. ضرورت های زمانه، کاوش پیرامون کاستی ها و نقصان های ارائه آموزه مهدویت در رسانه را دوچندان می کند. مراد از آسیب در این نوشتار، هرگونه عامل سلبی و ایجابی در رسانه است که سبب رکود و فتور آموزه مهدویت گشته و از باب تسامح، به عدم مقتضی نیز مانع اطلاق می کنیم. ذکر کاستی ها و ناراستی های رسانه در حوزه مهدویت به معنای مزایا و موفقیت های بی شمار گذشته و حالرسانه ها در حوزه اندیشه مهدویت نیست، بلکه این درست به معنای اعتماد و اعتنا به استعداد و استطاعت علمی ژرف و گسترده ای است که در جهت تحرک و تحول در حال و آینده در زمینه مطالعات و استنباطات مهدوی وجود دارد. مهم ترین کارکرد های تعمیق نگاه آسیب شناسانه به آموزه مهدویت در رسانه عبارت اند از:

_ ستردن غبار مهجوریت از سیمای مهدویت در عرصه رسانه ها؛

_ تجهیز رسانه ها در راستای رویارویی با تهدید های ایدئولوژیک از سوی ادیان و مکتب های رقیب در عرصۀ موعودباوری و منجی گرایی؛

_ اصلاح و به هنجار کردن برخی از رویکردهای غلط به آموزه مهدویت در رسانه ها. یادآوری این نکته ضروری است که شاید بتوان آسیب های نامطلوب موعودباوری را از جمله امور گریزناپذیری دانست که ذاتی موعودباوری نیست، بلکه بالعرض بدان انتساب می یابد. برخی از این آسیب ها را نیز باید به حساب سوءفهم ها و سوءاستفاده ها از اندیشه مهدویت نهاد. ژرف نگری و انصاف در آسیب شناسی رسانه در بیان و بلاغ آموزه مهدویت ضروری می نماید. اگر آسیب شناسی را همچون زنگ خطر و هشداری برای تصحیح عملکردها و سیاست ها در نظر بگیریم، در آن صورت چگونگی بیان آن، در مثبت یا منفی بودن آن اهمیتی بسزا دارد. به عبارت دیگر نباید آسیب شناسی از مرز اعتدال و حفظ مصالح خارج شود؛ بدین معنا که وجه سلبی آن که به صورت طبیعی و ضروری وجود دارد، نباید به طرزی افراطی جنبۀ تخریبی به خود بگیرد و به جای بررسی توصیفی _ تحلیلی مسائل، به صورت اشاعه ناامیدی و رسیدن به پایان خط در موضوع مورد نظر درآید؛ زیرا هدف از آسیب شناسی، اصلاح امور است و چنان چه به ضد خود، یعنی جمود و عدم باور به اصلاح پذیری بدل گردد، نه تنها سودی نخواهد داشت، بلکه خساراتی جبران ناپذیر در زمینه های مختلف برجای خواهد گذاشت (عیوضی، 57: 1388). برای حفظ جایگاه پیش روانه رسانه در عرصه آموزه مهدویت و افزایش بهره وری و تأثیر گذاری آن در تبیین نظام مند آموزه مهدویت، تولید و عرضه آثار مهدوی و پاسخ گویی به شبهات جدید نیازمند آسیب شناسی مستمررسانه در این عرصه هستیم.

2- مدیریت صحیح رسانه ای مواجهه با شبهات در عرصه مهدویت

یکی از موضوعات اساسی در حوزۀ مطالعات مهدوی بحث مواجهه با شبهات و حملات پیش روی این آموزه و نحوۀ مدیریت آن است که از این لحاظ در شرایط فعلی به طور آشکاری شاهد نابسامانی در عرصۀ مدیریت آن هستیم. در پاسخ به این سؤال که آیا باید در برخورد با این تهاجم، به نرم افزار توجه کرد یا از سخت افزار بهره جست یا آن که اساساً پدیده ای به نام دشمن مهدویت وجود دارد، همین اختلاف نظر در اصل مواجهه یا در شیوه های اجرای آن سبب شده است که «مدیریت مواجهه» در عرصۀ مطالعات مهدوی، یکی از نابسامان ترین فعالیت ها در رسانهها باشد. فرصت را در یادآوری این نکته مغتنم می شمریم که در عرصه مدیریت مواجهه شبهات با «مدیریت واکنشی»، «مدیریت فعال» و «مدیریت فوق فعال»مواجه هستیم. رسانه هایی که از «مدیریت واکنشی» در برابر تهدیدهای رسانه ای رقیب استفاده می کنند، دیدگاه های برنامه ریزی بلند مدت ندارند. نوع نگرش حاکم بر رسانه هایی که از چنین مدیریتی تبعیت می کنند، منفی و تهدیدآمیز است؛ به همین دلیل واکنشی که از چنین رسانه هایی می رود، نوعی همراهی با شبهه است. چنین رسانه هایی تا فشار افکار عمومی را در شرایط بحرانی احساس نکنند، واکنش نشان نمی دهند و تنها زمانی دست به اقدام می زنند که در موقعیت بحران، تهدیدی متوجه خود ببینند (صلواتیان و اربطانی، 58: 1390). رسانه هایی که در قبال فعالیت رسانه ای رقیب و دشمن «مدیریت فعال» دارند، به محض رصد فعالیت های رسانه ای رقیب وارد عمل می شوند و فعالانه درصدد کنترل و مهار شبهه و یا بحران می شوند. در این جا، شیوه عمل از انطباق و همراهی با بحران و اوضاع بحرانی، به سمت همراه ساختن اوضاع با خود سوق می یابد. رسانه هایی که

دارای مدیریت فعال هستند، به صورت گسترده به بررسی و تحلیل اوضاع پدید آمده می پردازند و در ارائه مطالب به صورت گزینشی عمل نمی کنند و در عین حال، تدابیر لازم را نیز می اندیشند (همو: 68). در رسانه هایی که «مدیریت فوق فعال» دارند با تأکید بر کشف فرصت های جدید و چشم اندازهای نو برای رشد و پویایی، نه تنها وجود بحران ها را می پذیرند و در مواجهه با آن فعالانه وارد عمل می شوند، بلکه فراتر از آن، برای مقابله با شرایط بحرانی پیش بینی های لازم را به عمل می آورند. در این رسانه ها نوع نگرش به شبهات و بحران ها در عرصه اندیشه مهدویت کاملاً مثبت و فرصت آفرین است.

3- رصد هوشمندانه فعالیت های رسانه ای رقیب «رصد مهدویت ستیزی نرم دشمن»

جنگ نرم در فرهنگ سیاسی به معنای فروپاشی از درون و در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه ای است که جامعۀ هدف یا گروه هدف را نشانه می گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وا می دارد.

بنابراین می توان گفت که جنگ نرم عبارت است از هرگونه اقدام غیر خشونت آمیز که ارزش ها و هنجارها را مورد هجوم قرار داده و در حد نهایی منجر به تغییر در الگوهای رفتاری و خلق الگوی جدید شود که با الگوهای رفتاری نظام حاکم تعارض داشته باشد (ماه پیشانیان، 234: 1388). نیک می دانیم جنگ نرم در حوزه مطالعات آخرالزمانی و منجی گرایی و مهدویت با هدف گرفتن فکر و اندیشه مهدوی جامعه هدف، نقش مهمی را در سست کردن حلقه های فکری و فرهنگی این باورداشت ایفا می کند. گروه های هدف در جنگ نرم بر علیه اندیشه مهدویت رهبران نخبگان و توده های مردم هستند. پدیده جنگ نرم که هم اکنون به عنوان پروژه ای عظیم علیه اندیشه مهدویت در حال تدوین و اجراست در شاخص هایی نظیر ایجاد تردید و شبهه آفرینی در این آموزه، تضعیف باورهای مهدوی در جامعه، استفاده از آسیب های مهدویت گرایی در جامعه و...متبلور می شود. گفتنی است جنگ نرم در شرایطی صورت می گیرد که قدرت نرمی وجود داشته باشد و دارندگان قدرت نرم می توانند از تاکتیک ها و فرصت های جنگ نرم استفاده کنند. بهترین راه مقابله با جنگ نرم ایجاد قدرت نرم در رسانه ها و بهترین وضع قدرت نرم، وحدت موضوع و وحدت نظری رسانه ها در حوزه اندیشه مهدویت است. قدرت نرم در حوزۀ اندیشه مهدویت دو کارکرد اساسی دارد:

الف) کارکرد ایجابی: مشروعیت بخشی به تلاش ها و کوشش ها در حوزۀ مطالعات مهدوی (حق با ماست) و اقناع تودۀ مردم برای پشتیبانی از برنامه ها و اهداف مهدوی در جامعه.

ب) کارکرد سلبی: مشروعیت زدایی از نیروی دشمن(این افراد شایسته نابودی هستند)و سلب مقاومت از آنها.

مصادیق قدرت نرم در حوزۀ اندیشه مهدویت عبارت اند از: بحث امامت و امت، فرهنگ انتظار در مکتب تشیع، نزاع جبهه باطل و جبهه حق در گسترۀ تاریخ و پیروزی جبهه حق در فرجام این ستیزش تاریخی، ظرفیت راهبردی زمینه سازی در روزگار غیبت، فرهنگ غنی اسلامی با محوریت جهاد و شهادت، باور به منجی موعود و نقش آن در معنابخشی به حیات جمعی در تاریخ. به هر روی تهدید نرم در حوزه اندیشه مهدویت به دلیل پیچیدگی و اتکا به قدرت نرم از ویژگی های بسیار زیاد و متنوعی برخوردار است که مهم ترین آن ها عبارت اند از: تغییر قالب های ماهوی جامعه در باورداشت مهدویت، آسیب محور بودن، چند وجهی بودن، آرام، تدریجی و زیرسطحی بودن، نمادساز بودن، پایدار و بادوام بودن، پرتحرک و جاذبه دار بودن، هیجان سازی، و تردیدآفرینی.

هدف و حیطه تحت پوشش عملیات نرم در حوزۀ اندیشه مهدویت باورها، افکار، احساسات و تمایلات و نهایتاً رفتار مهدوی در جامعه هدف است.

سلاح اصلی در جنگ نرم، نه چگونگی و ابزار انتقال پیام، بلکه خود پیام و چگونگی تأثیرگذاری بر مخاطب است (جمعی از نویسندگان، 32: 1388). روش های فعالیت علیه اندیشه مهدویت از سوی دشمن را با تکیه بر مفهوم ارضای یک سویه، اقناع و اغواء می توان چنین دسته بندی کرد: روش جلب رضایت و تمایل(متقاعدسازی)؛ تحمیل (پذیرش پیام بدون مشارکت ذهنی مخاطب)؛ اغفال (پذیرش با مشارکت حداقلی)؛ در این باره، سه روش ارضاء، اقناع و اغواء راهبرد اساسی دشمنان اندیشه مهدویت در تغییر نگرش به این آموزه است.

ارضاء: در شرایطی که افراد نسبت به یک باور یا اندیشه علاقه داشته باشند یا خالصانه ارادت یابند، نسبت به آن اندیشه یا باور قابلیت ارضا می یابند. یعنی توجه و محبت نسبت به آن اندیشه و یا باور آنان را ارضا می کند. در این صورت، با همین علاقه می توان پیام مرجع را به آنها منتقل کرد و منتقل الیه بدون تصمیم و تأمل محتوای پیام را می پذیرد.

اقناع: به عنوان یکی از وجوه تغییر نگرش، جنبۀ فکری دارد و از ارضای صرف فراتر می رود. درا قناع، حوزه ذهنی و فکری مخاطب مورد توجه قرار می گیرد و با در نظرگرفتن این وضعیت است که عملیات نرم به انجام می رسد.

تردیدسازی یا خلق تردید که نخستین مرحله از تاکتیک جنگ نرم است، گویای این است که برای تخریب ذهن ها و حتی باورها، نخست از پاشیدن شک به محیط های یقینی مردم استفاده می شود. سپس با ازبین رفتن یا کند شدن محیط ذهنی مخاطبین، به صورت تدریجی باورها و ذهنیت های دشمن به جای آنها قرار می گیرند. بدین ترتیب، یقینیات افراد به دلیل تأثیرپذیری از تردیدهای ساخته و پرداخته دشمن، قدرت اثرگذاری خود را

بر رفتار مخاطب از دست می دهند و الگوهای دشمن به یقینیات اعضای جامعه آماج تبدیل می شوند. در اندیشه مهدویت، دشمن به مهندسی پیام رو آورده است. در این روند، با توزیع و تولید اخبار صادق (پیام های سفید) که دارای تأثیرگذاری حداقلی در رفتارها و باورهای عمومی هستند، پوششی زیبنده و فریبنده را برای نشر و انتقال پیام های سیاه فراهم می سازد. دشمن در جنگ رسانه ای بر علیه اندیشه مهدیت کمترین تمرکز را بر حقایق قرار می دهد و عمدتاً در تکاپوی تولید حقیقت های مجازی از امور ساختگی است. در واقع، دشمن به حقیقت انگاری پیام های ساختگی خود روی می آورد و با جذابیت ها و اعتباری که در تولید حقایق اندک و کم اثر کسب می کند، سعی می نماید دروغ های بزرگ را به عنوان حقایق بزرگ در جامعه به جریان اندازد و استقرار نماید.

اغواء: در این شیوه بدون مشهود بودن تحمیل اراده بر مخاطب، مخاطب نوعی هم سویی و هم نوایی را احساس می کند. اغوای نرم یکی از روش های جنگ نرم محسوب می شود. اغواء یا القاء سه رکن دارد: محور، محمل و سوژه. محور القاء هدفی است که القاء در جامعه انتخاب کرده است. محورهای القاء براساس نوع تبلیغات تعیین می شود. محمل القاء مجموعه دلایلی است که برای تنفیذ محور القاء ذکر می گردد و منطقی که به استخدام این هدف درمی آید. محمل نامیده می شود و سوژه القاء، کلیه واقعیت هایی است که به مناسبت آنها و یا به بهانه آنها و یا به وسیله آنها تبلیغات القایی حرکت می کنند.

گفتنی است رسانه ها برای مقابله با مهدویت ستیزی نرم می بایست به این چند نکته توجه ویژه داشته باشند:

_ رصد رسانه ای مهدویت ستیزی نرم رقیب؛

_ نقد رسانه ای مهدویت ستیزی نرم رقیب؛

_ پاسخ رسانه ای به فعالیت های رسانه ای رقیب؛ (در این باره نک: میرزامحمدی، 1390: ج1، 122).

_ توسعه کمّی برنامه های مهدوی متناسب با حجم فعالیت های رقیب؛

_ تخصصی کردن برنامه ها و توسعه کیفی و ارتقای محتوای برنامه ها.

4- رصد مستمر افکار عمومی در عرصه اندیشه مهدویت

برنامه های رسانه ای اگرچه از یک سو برای شکل دهی و جهت دهی افکار عمومی صورت می گیرد، اما از سویی نیز تحت تأثیر آن است. افکار عمومی است که تعیین می کند چه موضوع و در چه موقعیتی قابل تبلیغ هست یا نیست؛ از راه مکانیزم عرضه و تقاضا، بازار کتاب، مطبوعات،رسانه های نوشتاری و حتی گفتاری را کنترل می کند و جهت می دهد. ریشه های افکار عمومی عبارت اند از: امور مشترک و اساسی در زندگی انسان ها، اموری که همه انسان ها، به آن می اندیشند، برای آن اهمیت قائل اند و حاضرند برای حفظ آن اقدام کنند. افکار عمومی دارای سه ویژگی مهم هستند:

_ آشکار هستند؛

_ آگاهانه و هشیارانه هستند؛

_ از وسعت کافی برخوردار هستند (کاویانی، 270: 1387). نباید چنین انگاشت که افکار عمومی باید خود را با رسانه هماهنگ کند، بلکه رسانهاست که باید این بافت را بشناسد و به اقتضای آن تصمیم بگیرد و طرح بریزد و عمل کند. به علت اهمیتی که این موضوع دارد، مؤسسه ها، به سنجش افکار عمومی می پردازند.

رسانه ها با ارتباط مستقیم با متن جامعه می توانند به خوبی به رصد افکار عمومی بپردازند تا از این طریق زمینه های بحران را در افکار عمومی جامعه شناسایی کنند. تعامل مستمر با مردم، نظرخواهی آنان، نظرسنجی و...از مواردی هستند که در بحث رصد افکار عمومی ضروری به نظر می رسد و باید با برنامه ریزی دربارۀ آنها بر عمق و وسعت این ارتباط با متن جامعه افزود. برای برقراری ارتباط نزدیک با مخاطبان و افزایش اعتماد آنان به برنامه های مهدوی، باید نحوه فرایند تولید برنامه های مهدوی براساس نیاز مخاطبان و واکنش های آنان در برابر انتشار پیام های مهدوی از طریق روش های افکارسنجی مدیریت کرد. در واقع آن چه با عنوان مدیریت مخاطبان مطرح است، بیان گر مجموعه ای از اقدامات، برنامه ریزی ها، تصمیم گیری ها و هماهنگی ها میان عوامل تولید پیام مهدوی (پیام فرست) و دریافت کنندگان (مخاطبان) است. به هرروی باید توجه داشت که عوامل ساختاری و محتوایی در عدم پای بندی مخاطبان به برنامه های مهدوی نقش ایفا می کنند.در زمینه رصد افکار عمومی در عرصه آموزه مهدویت توجه به نکات زیر خالی از لطف نیست:

_ شناخت نیازهای اطلاعاتی مخاطبان در عرصه اندیشه مهدویت؛ (برای مثال لازم است بدانیم که مخاطبان ما به صورت جمعی یا فرد فرد در چه مرحله ای از مراحل پذیرش پیام مهدوی قرار دارند، آگاهی؟ جلب توجه و علاقه مندی؟ ارزیابی پیام مهدوی؟ آزمایش و تجربه؟ یا پذیرش و پی گیری؟)

_ شناخت هویت شخصی مخاطبان؛

_ کشف رابطه متغیرهای جمعیت شناختی(جنس، سن، ملیت، مذهب و سطح تحصیلات) و نوع نگاه به آموزه مهدویت و موعودگرایی؛

_ نقد شرایط موجود در تبلیغ اندیشه مهدویت، و تعیین نیاز مخاطبان برای شرایط مطلوب؛

_ ایجاد گرایش به امور کلان و ضروری جامعه منتظر در مخاطبان؛

_ تبدیل گرایش به نگرش در مخاطبان؛

_ تبدیل نگرش به رفتار در مخاطبان.

توجه به دو اصل بنیادین «مفید بودن» و «اولویت داشتن» در ارائه پیام مهدوی

«مفید بودن» و «دارای اولویت بودن» از جمله ویژگی ها ی یک برنامه مهدوی در رسانه است. مراد از مفید بودن برنامه های رسانه ای به این معناست که نیاز خاصی را مرتفع سازد و دارای فایده و ارزش باشد. پرداختن به موضوع های تکراری در عرصه مطالعات مهدوی در رسانه تنها برای اسقاط تکلیف است. مفید بودن لزوماً به معنای کاربردی بودن نیست، بلکه مراد از آن، اثربخشی برنامه مهدوی در دو سطح بنیادی و کاربردی است (قراملکی، 85: 1385). اهداف بنیادی برنامه مهدوی رسانه عبارت است از:

الف) کشف خلأهای معرفتی موجود در تبیین معارف مهدوی؛

ب) به دست آوردن نگرش نوین یا رهیافت جدید و دستیابی به دیدگاه تازه در عرصه معارف مهدوی؛

ج) گسترش نظریه ها در حوزه مطالعات مهدوی. هدف در برنامه های کاربردی رسانه، ناظر به تغییر عملی گرایش ها و بینش های مهدوی موجود در جامعه است. منظور از دارای اولویت بودن برنامه مهدوی رسانه این است که علاوه بر مفید بودن، ضرورت داشته باشد. مهم ترین شاخصه های دارای اولویت بودن یک برنامه مهدوی عبارت است از:

الف) پاسخ گو بودن به مبرم ترین نیاز مهدوی مخاطب؛

ب) رفع فوری خلل پژوهشی؛

ج) داشتن عمیق ترین تأثیر؛

د) مسبوقیت آن به تحقیقات غنی (همو: 73).

چون ژرف بنگریم پرسش ها و نیازهای باورمندان به آموزه مهدویت سلسله مراتبی دارند، به طوری که تا پایین ترین پرسش ها و نیازهای مهدوی برآورده نشوند پرسش های رتبه دوم بروز نمی کنند. عدم توجه به سلسله مراتب نیازها و غفلت از این که مهم ترین نیازها و کمبود و کاستی های مهدی باوران چیست، خود یکی از مصادیق عدم تمییز مسئله از مسئله نماهاست و با واقع نگری منافات دارد. برای نمونه در آموزه مهدویت دو موضوع «نشانه های ظهور» و «شرایط ظهور» دارای بازتاب های متفاوتی هستند. در جامعه کنونی ما و در رویکردی عوامانه به موضوع نشانه های ظهور اهتمام فراوانی می شود. در این موضوع آن چه که مهم است شناسایی نشانه های ظهور و مطابقت آنها با اوضاع کنونی است. آن چه که سبب گردیده گرایش به این موضوع دوچندان شود شاخص های بصری و جذابیت نشانه های ظهور است. رواج انتظار منفی و سوء استفاده مدعیان دروغین و مدل سازی براساس نشانه های ظهور از پیامدهای اهتمام فراوان به موضوع نشانه های ظهور است. در مقابل و در رویکرد عالمانه، به موضوع شرایط ظهور اهتمام فراوانی می شود. در این رویکرد مخاطب به تفکر عمیق و انتظار سازنده فرا خوانده می شود. به هرروی به نظر می رسد طرح مباحثی نظیر علائم ظهور اولویتی برای طرح در رسانه نداشته باشد. متمایزات دو رویکرد افراطی به علائم ظهور و موضوع شرایط ظهور

کوشش در جهت نمادسازی منطبق بر باورها و ارزش های مهدوی و پرهیز از نمادگرایی افراطی

نماد در لغت به معنای نمود (نمودن) است. نمودن یعنی نشان دادن، ارائه دادن، آشکار کردن، به نظر رساندن، نمایش دادن، معرّفی کردن، است (دهخدا، 20119: 1346). بنابراین، نماد آن چیزی است که در پس خود چیز دیگری را نشان دهد؛ «چیزی که جای چیز دیگری را می گیرد و بر آن دلالت می کند.» (بیاری، 144: 1387)

نمادسازی مکانیزمی است که رسانه های تصویری از طریق آن بر تبلیغات دینی تأثیر می گذارند. اگر نمادها را منبع وحدت و هویت فرهنگی و عاملی برای معنا بخشیدن به زندگی دینی تلقی کنیم، مفهوم نماد لزوماً به نماد نمادهای کهن دینی منحصر نخواهد شد و به نمادهای جدید نیز قابل تعمیم خواهد بود. بر این اساس، زمانی که تلویزیون از برخی از مکان های مذهبی یا چهره ها و. . . نمادهایی می سازد که نقش گروه مرجع را بر عهده می گیرند، به این معنا که بسیاری از مردم و به ویژه جوانان محو در نماد شوند و صاحب نماد را از یاد برند، قهراً میزان کارآمدی برنامه های تبلیغی دین در هویت بخشی به افراد جامعه کاهش می یابد.

در مواجهه با این مشکل نیز دو راهکار اصلی به ذهن می آید که عبارت اند از:

1- کوشش برای نمادسازی منطبق بر باورها و ارزش های دینی از طریق معرفی مجدد نمادهای واقعی و تحقق یافته دین.

2- اتخاذ سیاست هایی در جهت حذف رویکرد نمادسازی ناموجه در رسانه ها. از جمله آسیب های رسانه دراندیشه مهدویت نمادگرایی افراطی می باشد. به گونه ای که جنبۀ نماد بودن بر جنبۀ حقیقت آن و واقعیتی که در پس آن وجود دارد، غلبه می کند. به عنوان مثال جشن های نیمه شعبان و مسجد مقدس جمکران از جمله نمادهای مهدوی است، اما اگر فقط به جنبۀ نماد بودن آن پرداخته شود آسیب زا خواهد بود. به عبارتی دال بر مدلول اولویت پیدا می کند. به بیان دیگر، توجه افراطی یا محض به نماد آن است که معنا و حقیقت پنهان یا کم رنگ گردد و بازار ظاهر رونق بیشتری بگیرد (همو: 150). از جمله موارد نمادگرایی افراطی در امر مهدویت عبارت است از به تصویر کشیدن فراوان مسجد جمکران بدون توجه به این که این مکان می تواند زمینه ساز رشد فکری و معنوی و رفتاری باشد، گویی فقط اصل حضور در این مکان مهم است و بس. از سویی دیگر اگر یک مسجد نماد معنویت و بندگی و امامت باوری است چرا فقط به زمان خاصی اختصاص پیدا کرده است. فروش عریضه و ترغیب زائران به چاه عریضه، خود دلیل دیگری است بر استفاده نکردن مناسب و پربرکت از نمادهای مهدوی است. در جشن های نیمه شعبان نیز به اموری پرداخته می شود که هیچ سنخیتی با صاحب نماد ندارد. توجه فراوان و افراطی به این نمادها سبب شده است که معتقدان به آن حضرت بعد از توجه به این نمادها در خود احساس وظیفه ای نکند و همین را برای خود غنیمت بشمارد و به همان راضی باشد و احساس کند وظیفۀ خود را با آمدن به مسجد و یا شرکت در مراسم جشن انجام داده است. و به وظیفۀ اصلی خود در قبال امام زمان رحمه الله بی توجه باشد.

نتیجه گیری

با اندیشه در آن چه گذشت به مهم ترین نتایج به دست آمده از بحث اشاره می کنیم:

1- در جمع بندی مطالب پیشین می توان چنین گمانه زنی کرد که موضوع شناسی، مسئله یابی و پیروی از روش صحیح رسانه ای در تبیین و بیان آموزه مهدویت از جمله نیازهای رویکرد کلان به این اندیشه در رسانه است.

2- مهندسی فرهنگ مهدوی در رسانه ها مهم ترین کارکرد رسانه دینی در عرصۀ گفتمان مهدوی است. مهم ترین کارکرد چنین رویکردی قدرت آینده نگری و آینده پردازی در حوزۀ معارف مهدوی و در نهایت نیز به تغییر روش ها برای دستیابی به اهداف بهتر می انجامد.

3- پیش از این یادآور شدیم که مهم ترین راهکار مقابله با تهدید نرم بر علیه آموزه مهدویت استفاده از قدرت نرم این آموزه است. رسانه ها باید ضمن رصد رسانه ای مهدویت ستیزی نرم دشمن در این عرصه و نقد آن باید مبتنی بر ظرفیت ها و قابلیت های این آموزه درصدد پاسخ دهیرسانه ای باشد. متأسفانه در این عرصه صرفاً به رصد و نقد غیر رسانه ای اکتفا می شود و پاسخ رسانه ای متناسب با حمله رسانه ای صورت نمی گیرد.

4- این پژوهه نشان داد تعمیق نگاه آسیب شناسانه به فعالیت های رسانه ای در عرصۀ مهدویت، مدیریت صحیح رسانه ای مواجهه با شبهات مهدوی، توجه به دو اصل بنیادین مفید بودن و اولویت داشتن در ارائه پیام مهدوی، رصد مستمر افکار عمومی و کوشش در جهت نمادسازی منطبق با باورها و ارزش های مهدوی از جمله موارد مهم در ارتقای طرح مباحث مهدویت در رسانه است.

5- واپسین نکته این که ضرورت شناخت نیازهای واقعی در عرصۀ آموزه مهدویت، پرسش های زیر را در رویکرد رسانه ای به آموزه مهدویت مقابل مدیران رسانه ای قرار می دهد:

_ توقع ما از برنامه های مهدوی چیست؟ و رویکرد رسانه ها به اندیشه مهدویت باید چگونه باشد؟

_ وضعیت موجود جایگاه آموزه مهدویت در رسانه های ما، با وضعیت مطلوب چه فاصله ای دارد؟

_ پیدایش وضعیت فعلی و یا فاصله بین دو وضعیت یادشده را به وسیلۀ کدام عامل و یا عوامل می توان تبیین کرد؟

_ محققان حوزۀ مطالعات دینی و نیز کارشناسان رسانه در پیدایش وضعیت فعلی چه نقشی دارند و مسئولیت آنها در کاستن این فاصله چیست؟

منابع

آشنا، حسام الدین (پاییز 1382ش)، «میزگرد مبانی رسانه دینی»، فصل نامه پژوهش و سنجش، ش35، تهران، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

بابایی، حبیب الله (1386ش)، جستاری نظری در باب تمدن، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

بیاری، علی اکبر (پاییز 1387ش)، «بررسی آسیب های مهدویت گرایی»، فصل نامه مشرق موعود، ش7، قم، مؤسسه آینده روشن.

پستمن، نیل (1381ش)، تکنوپولی، تسلیم فرهنگ به تکنولوژی، ترجمه: صادق طباطبایی، تهران، سروش.

پیروزمند، علیرضا (1389ش)، مبانی و الگوی مهندسی فرهنگی، قم، فرهنگستان علوم اسلامی.

جمعی از نویسندگان (1388ش)، عملیات روانی و فریب استراتژیک، تهران، ابرار معاصر.

خاشعی، وحید (تابستان 1388ش)، «درآمدی بر سیاست های رسانه ای مقابله با جنگ نرم»، فصل نامه رسانه، ش78، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

خسروپناه، عبدالحسین (1388ش)، آسیب شناسی دین پژوهی معاصر، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

دهخدا، علی اکبر (1346ش)، لغت نامه، تهران، چاپخانه انتشارات دانشگاه تهران.

روشن دل اربطانی، طاهر (1388ش)، «تدوین الگوی جامع مدیریت بحران با رویکرد نظم امینت»، فصل نامه دانش انتظامی، ش10، تهران، دانشگاه علوم انتظامی.

صلواتیان، سیاوش و طاهر روشن دل اربطانی (تابستان 1390ش)، «مدیریت رسانه ای بحران؛ رویکردی پیش گیرانه»، فصل نامه پژوهش های ارتباطی، ش66، تهران، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

صمدی، قنبرعلی (پاییز 1388ش)، «آموزه انتظار و زمینه سازی ظهور»، فصل نامه مشرق موعود، ش11، قم، مؤسسه آینده روشن.

عباسی، شهاب الدین (1382ش)، «دین و فناوری تلویزیون از دید نیل پستمن»، فصل نامه پژوهش های ارتباطی (پژوهش و سنجش)، ش35، تهران، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

عصاریان نژاد، حسین؛ مهدی رضاییان (1390ش)، رسانه و زمینه سازی ظهور، تهران، دانشگاه عالی دفاع ملی.

عیوضی، محمدرحیم (1388ش)، آسیب شناسی انقلاب اسلامی، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

قراملکی، احدفرامرز (1385ش)، روش شناسی مطالعات دینی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی.

کاویانی، محمد (1387ش)، روان شناسی و تبلیغات (با تأکید بر تبلیغ دین)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

ماه پیشانیان، مهسا (تابستان 1388ش)، «امنیت نرم و چهرۀ ژانوسی رسانه ها»، فصل نامه رسانه، ش78، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

میرزامحمدی، محمد (1390ش)، «راهبردهای رسانه ای مهدویت در بستر جغرافیای فرهنگی _ سیاسی»، مجموعه مقالات هفتمین همایش بین المللی دکترین مهدویت (ج1)، قم، مؤسسه آینده روشن.

نعمتی انارکی، داوود (بهار 1392ش)، «تحلیل کارشناسی اخبار سیما به منظور ارائه راهبردهای رقابتی»، فصل نامه پژوهش های ارتباطی (پژوهش و سنجش)، ش73، تهران، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (292)
کد خبر: 4982
  • بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تاکنون: 192718             این ماه: 116372         دیروز: 2871         امروز: 1694

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2018) محفوظ می باشد.