04

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

مجله فرهنگ كوثر/ زمستان 1387 - شماره 76

ارتباط، زیربنای تمدن بشری است و یکی از مهم ترین ویژگی های آن، مبادله اطلاعات و انتقال پیام، بین افراد انسانی است. برای به ثمر رسیدن هر ارتباطی، فرستنده، پیام، کانال، گیرنده یا پیام گیر لازم است. ارتباطات به شکل های مختلفی صورت می گیرد؛ چون: حضوری (بدون واسطه)، جمعی یا عمومی، نوشتاری و غیر نوشتاری، ملی و فرا ملی، کلامی و غیر کلامی، انسانی و ابزاری (ماشینی)، زمانی و غیر زمانی، سازمانی و غیر سازمانی و نمادین.[1]

نیاز انسان به ارتباطات، مخصوص زمان و مکان خاص نیست. گرچه در قرون گذشته دامنه ارتباطات و رسانه ها به گستردگی امروز نبود، ولی با توجه به شرایط و مقتضیات زمان، ابزارها و وسایل ارتباطی وجود داشت که مردم برای ابراز نیاز و انتقال مفاهیم و پیام ها و اندیشه های خود از آنها استفاده می کردند و خواسته های خود را با دیگران در میان می گذاشتند. پیامبران الهی نیز با استفاده از این ابزارهای ارتباطی، اندیشه های دینی و آسمانی خود را به مردم می رساندند و باعث رهنمون شدن گروه های انسانی به سوی خدای متعال می شدند. در عصر طلوع اسلام و سال های بعد از آن، پیامبر خاتم(ص) و امامان معصوم(ع)، برخی از این ابزارها را به کار گرفتند.

در نگاهی کلّی، می توان رسانه های عصر اهل بیت(ع) را به دو بخش کلّی تقسیم کرد:

1. رسانه های کلامی

مهم ترین وسیله و ابزار ارتباط کلامی، زبان است و عمر این ابزار ارتباطی، به اندازه تاریخ خلقت انسان است. در آیات و روایات دینی به اهمیت این ابزار رسانه ای، اشاراتی شده است. ارتباط کلامی، زیر شاخه هایی دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از:

الف) سخنرانی و خطابه

خطابه از پرسابقه ترین و موفقیت آمیز ترین ابزارهای ارتباطات کلامی است. بعید نیست که نخستین خطیب و منبری، اولین انسان آفریده شده، یعنی حضرت آدم(ع) باشد؛ اما در روایات اسلامی از حضرت ابراهیم(ع) به عنوان اولین خطبه خوان نام برده شده است. در این مورد، سیوطی به نقل از سعد بن ابراهیم آورده است:

«أوّلُ مَن خطب علی المِنبر إبراهیم(ع) حینَ اُسِرَ لوطٌ واسْتَأسَرَتْهُ الرّومُ، فغَزا ابراهیمُ حتّی اسْتَنْقَذَهُ مِن الرُّومِ؛ نخستین کسی که بر منبر خطابه خواند، ابراهیم(ع) بود و آن زمانی بود که رومی ها، لوط را اسیر کردند و ابراهیم با آنان جنگید و او را از دست آنان نجات داد».[2]

مهم ترین ابزار خطابه و سخنرانی، زبان و بیان است که خدای متعال در معرفی آن، چنین فرمود: )عَلَّمَهُ الْبَیانَ([3]. در فرهنگ اسلامی واژه خطبه و خطابه، دارای جایگاه بلند و شناخته شده ای است. بلندترین معارف دینی در قالب «خُطبه ها» از پیشوایان دین نقل شده و به عنوان میراثی گران بها باقی مانده است. خطبه های رسول خدا و امام علی(ع) و... از آن جمله است.

خطابه با توجه به اهمیتی که دارد، شرایط خاصی می طلبد که به کاربردن آنها، نفوذ کلام خطیب و ماندگاری آن را بیشتر می سازد. برخی از این شرایط، مربوط به «مبلغ» و «گوینده» و برخی دیگر، مربوط به «جایگاه رسانه بودن منبر»است که در ذیل به شرایط هر یک اشاره می شود.

شرایط خطیب و مبلغ

1. دین شناسی: رسول خد ا(ص)فرمود: «إنّ دین اللّهِ لَن ینصُرَهُ إلاّ مَن حاطَهُ مِن جَمیعِ جَوانِبِهِ[4]؛ دین خداوند را تنها کسی یاری می رساند که به تمام جوانب آن احاطه داشته باشد».

2. تکیه بر محوریت قرآن و اهل بیت(ع): در باب توجه به سخن و سیره اهل بیت(ع)، از عبدالسلام بن صالح هروی نقل شده که گفت: از امام رضا(ع) شنیدم که می فرمود: «خداوند رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده کند!». عرض کردم: چگونه امر شما را زنده کند؟ امام فرمود: «علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردم زیبایی های گفتار ما را می دانستند، از ما پیروی می کردند».[5]

حدیث شریف ثقلین نیز به محوریت قرآن و اهل بیت به صورت توأمان تأکید دارد.

3. اخلاص: از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: «ما مِن عَبدٍ یخطِبُ خُطبَةً إلاّ الله سائِلُهُ عَنْها ما أرادَ بِها[6]؛ هر بنده ای خطابه ای ایراد کند، خداوند از او می پرسد که هدف او از خطابه چه بوده است؟».

4. مدارا و نرمی: از پیامبر خاتم(ص) نقل شده است: «اُمِرتُ بِمُداراةِ النّاسِ کما اُمِرتُ بِتَبلِیغِ الرّسالَةِ[7]؛ همان طور که به تبلیغ رسالت مأموریت یافتم، به مدارای با مردم نیز فرمان دارم».

4. خیرخواهی: در قرآن آمده است: )أُبَلِّغُکمْ رِسَالا تِ رَبِّی وَأَنَا لَکمْ نَاصِحٌ أَمِینٌ(؛[8]

«پیام های پروردگارم را به شما می رسانم و برای شما خیرخواهی امینم».

5. یک سان بودن دل و زبان: امام علی(ع) فرمود: «الکلمَةُ إذا خَرَجَت مِنَ القَلبِ وَقَعَت فی القَلبِ، و إذا خَرَجَت مِنَ اللِسانِ لَم تُجاوِزِ الآذانَ[9]؛ هرگاه سخنی از دل برخیزد، در دل می نشیند و هرگاه از زبان بیرون آید، از مرز گوش ها تجاوز نمی کند».

6. همراه بودن تبلیغ و عمل: در این مورد امام صادق(ع) فرمود: «... رَحِمَ اللّهُ قَوماً کانوا سِراجاً وَ مَناراً، کانوا دُعاةً إلَینا بِأعمالِهِمْ وَ مَجْهُودِ طاقَتِهِم...؛[10] خداوند رحمت کند کسانی را که چراغ و مناره هدایت اند و مردم را با اعمال و نهایت توانشان به سوی ما فرا می خوانند...»

و نیز فرمود: «کونوا دُعاةً لِلناسِ بِالخَیرِ بِغَیرِ ألسِنَتِکمْ لِیروا مِنْکمْ الاجتِهادَ والصِّدقَ وَالوَرَعَ...؛[11] مردم را به غیر از زبانتان به خوبی فرا خوانید تا در شما کوشش و راستی و پرهیزکاری ببینند...».

7. تغییر حالت : شایسته است خطیب و گوینده به سخنان خود ایمان داشته باشد و برای انتقال مفهوم مورد نظر تلاش کند و مشتاق رساندن آن مفاهیم به دیگران باشد و نرسیدن آن مفاهیم به مردم و یا عدم توجه مردم به آن باعث رنجش او شود. از این رو، چهر? خطیب در هنگام ایراد خطبه باید دگرگون گردد و متناسب با مفاهیم مورد نظر، از حرکات بدن خود استفاده کند. جابر، حالات رسول خدا(ص) را در حین خواندن خطبه چنین بیان می کند: «کان (النّبی(ص)) إذا خطبَ احْمَرَّتْ عَیناهُ، و علا صَوْتُهُ، واشْتَدَّ غَضَبُهُ، کأنَّهُ مُنْذِرُ جَیشٍ یقُول: صَبَّحَکمْ مَسّاکم[12]؛ (پیامبر(ص)) هرگاه خطبه می خواند، چشمانش سرخ می شد و صدایش رسا می گشت و خشمش اوج می گرفت. گویی قراول سپاهی است که آنان را از خطر حمله دشمن آگاه می کند».

8. کوتاه بودن خطبه ها: سخنرانی هر چند خوب ارائه شود، باز این تردید وجود دارد که شنوندگان، قدرت هضم و شنیدن همه مطالب ارائه شده را نداشته باشند؛ زیرا میزان شنیدن مفید افراد، کم و محدود است و خطابه های سنگین و طولانی باعث خستگی، کسالت و تنفّر آنان می شود و در نهایت آنها را به سخنان خوب و ارزشمند، بی میل و بی رغبت می سازد. در این مورد توجه به سیره رسول خدا(ص) کارساز و راه گشاست. از عمار بن یاسر نقل شده که گفت: «أَمَرَنَا رسول الله بِإقْصارِ الخُطَبِ[13]؛ پیامبرخدا(ص) ما را به کوتاه کردن سخنرانی ها دستور می داد».

از ابوامامه نقل شده که گفت: «کان (النّبی(ص)) إذا بَعَثَ أمِیراً قال: أَقْصِرِ الخُطْبَةَ وَ أَقِلَّ الکلامَ[14]؛ (پیامبر(ص)) هرگاه فرماندهی را به جایی می فرستاد، می فرمود: خطابه را کوتاه و سخن را کم کن».

9. آگاهی از رمز و راز منبر و خطابه.

10. داشتن تقوا و سلامت نفس.

11. فصاحت و بلاغت.

12. صدای خوش و رسا.

ویژگی های محلّ خطابه

جایگاه خطابه یا منبر به عنوان یک ابزار رسانه ای و ارتباطی، باید شرایط و ویژگی هایی داشته باشد که به کارگیری آنها، منبر را موفق ترین و بی رقیب ترین رسانه ها می گرداند. برخی از این ویژگی ها عبارت اند از:

1. بلند بودن محلّ خطابه: معمولاً جایگاه خطیب و سخنران بالاتر از سطح زمین است تا شنوندگان به آسانی بتوانند او را ببینند و با او رابطه برقرار کنند. نخستین سخنرانان تاریخ بشر به این نکته عنایت داشتند و با قرار گرفتن بر روی تکه چوب و یا قطعه سنگی به ایراد خطبه می پرداختند.

2. مخاطب از منبر، انتظار خاص و محدود دارد، نه بیشتر.

3. نداشتن اختیار در انتخاب خطیب: به عبارت دیگر، منبر مانند رادیو، تلویزیون و... نیست تا هر لحظه که مخاطب نخواست، سخنران را تغییر دهد.

4. عوامل مزاحم در منبر اندک است. به دیگر عبارت، منبر مانند رادیو، تلویزیون و... نیست که مثلاً اگر جریان الکتریسته قطع شد، همه چیز تمام شود و دیگر امکان دسترسی به خطیب نباشد.

5. بازخورد سخنان در منبر به صورت دائمی از سوی خطیب کنترل می شود. منبر به خلاف دیگر رسانه ها، این قابلیت را دارد که چنانچه گوینده احساس کرد فضا، یکنواخت شده و مخاطب، عکس العمل منفی نشان می دهد، با ارائه مثال، حکایت، داستان و ... شنوندگان را از خستگی بیرون می آورد.

6. مخاطب در منبر عام است و شامل افراد و قشرهای مختلف اعم از زن و مرد، پیر و جوان و حتی مسلمان و غیر مسلمان می شود.

7. ارتباط در منبر، صمیمی تر از سایر رسانه هاست.

8. نوع رابطه بین خطیب و مخاطب در منبر، به صورت چهره به چهره است که از تأثیرگذارترین انواع ارتباطات است.

9. در منبر به خلاف رادیو، تلویزیون، روزنامه ها و... امکان تعامل مستقیم بین فرستنده و گیرنده برقرار می شود.

10. در منبر نیازی به کدگذاری (معناگر و معنا کننده) نیست. به عبارت دیگر، رساندن پیام و انتقال مفهوم در برخی رسانه ها با استفاده از شگردهای خاصی چون تصویر و... است تا مخاطب، راحت تر پیام را دریافت کند؛ ولی در منبر نیازی به این ابزارها نیست؛ یعنی در منبر خطیب از توانایی های خودش بهره می گیرد و از عنصری غیر از خودش استفاده نمی کند.

11. فرستنده پیام در منبر، متنوع و متکثر نیست و فقط شخص خطیب و منبری است که برای هرچه بیشتر گیرا شدن منبر، از ابزار «زبان» و «بیان» استفاده می کند.

معایب و نواقص منبر

منبر با توجه به ویژگی های بسیار مثبتش، از برخی مشکلات ارتباطی نیز رنج می برد که موارد زیر از مهم ترین آن هاست:

1. ارتباط گوینده در منبر به صورت یک طرفه است و او متکلم وحده است.

2. در منبر کارکرد تفریحی و سرگرمی، اندک است.

3. منبر محدود به زمان و مکان خاصی چون مسجد و... است.

حاصل سخن اینکه یکی از مهم ترین رسانه ها و ابزار انتقال پیام در عصر اهل بیت(ع)، خطابه و سخنرانی بود. آن بزرگواران از این ابزار حداکثر استفاده را برای رساندن پیام خویش می کردند. خطابه های دلنشین رسول خدا(ص) در مکه و مدینه و خطبه های امام علی(ع) و سایر امامان(ع)، قابل توجه و مثال زدنی است. به دلیل همین جایگاه ویژه و رسانه ای منبر بود که در تاریخ اسلام، بر سر تسلط بر مسجد جامع شهر که محل تصمیم های بزرگ بود بحث ها، جدل ها و منازعات بسیاری انجام می شد. تسلط یافتن گروهی بر مسجد جامع و منبر شهری، نشان دهنده آن بود که او حاکم و زمامدار بلامنازع آن دیار است و اکثر مردم نیز به آن رضایت داده اند. نمونه ای از این دست، اجتماع مهاجر و انصار بعد از رحلت جان سوز رسول خدا(ص) در مسجدالنبی است که با در اختیار گرفتن مسجد و منبر آن حضرت، بر اوضاع تسلط یافتند و مانع رسیدن صدای حقانیت جانشین رسول خدا(ص) به مردم شدند. به دلیل همین کارکرد مهم منبر است که یک بار وقتی امام حسین(ع) وارد مسجدالنبی شد، دید که عمر مشغول سخنرانی است. امام(ع) به او اعتراض کرد و فرمود: «از منبر پدرم پایین بیا». عمر بعد از پایین آمدن گفت : به جان خودم سوگند، منبر از آنِ پدر توست، نه از آنِ پدر من.[15]

ب) اذان

از دیگر رسانه های کلامی و مورد استفاده اهل بیت(ع)، بانگ رسا و دلنشین «اذان» است. اذان در فرهنگ اسلامی، جایگزین مناسب ناقوس کلیسا و کنیسه هاست که علاوه بر محتوای عمیق، در انتقال مفاهیم دینی نقش برجسته ای دارد. طنین عبارات کوتاه این رسانه، مسلمانان را - از صدر اسلام تاکنون - هر روز چند مرتبه به یاد خدای متعال می اندازد و آنها را به سوی مساجد و عبادتگاه ها می کشاند و صف آنان را از صف غیر مسلمانان جدا می کند. به همین جهت است که در اسلام برای مؤذن شرایط و پاداشی بزرگ در نظر گرفته شده است. در حدیثی رسول خدا(ص) فرمود: «یُغْفَرُ للمُؤذّنِ مَدُّ صَوتِهِ و بَصَرِهِ، و یصَدِّقُهُ کلُّ رَطْبٍ و یابِسٍ، و لَهُ مِنْ کلِّ مَنْ یصَلِّی بِأَذانِهِ حَسَنَةٌ[16]؛ آمرزیده می شود مؤذن تا آنجا که صدا و نگاهش می رسد؛ و هر تر و خشکی او را تصدیق می کند و به تعداد هر نفری که با اذان او نماز بگزارد، برایش پاداش داده می شود».

مهم ترین کارکردهای عبادی، سیاسی و تربیتی اذان، عبارت است از:

1. اعلام وقت نماز: فلسفه و دلیل اصلی تشریع اذان، اعلام وقت نماز و دعوت مسلمین به برپاداشتن این فریضه بزرگ الهی است. در این مورد رسول خدا(ص) خطاب به مؤذنش فرمود: «قُمْ یا بِلالُ فأرِحْنا بالصّلاة[17]؛بلال! برخیز و ما را با نماز آرامش بخش».

2. جلوگیری از آسیب شیطان: یکی از سفارش های رسول خدا(ص) به علی(ع) این بود که فرمود: «یا علیُّ، إذا وُلِدَ لَک غُلامٌ أو جاریةٌ فأذِّنْ فی اُذُنِه الیمنی و أقِمْ فی الیسری، فإنّهُ لا یضُرُّهُ الشّیطانُ أبداً[18]؛ یا علی! هرگاه پسری یا دختری برایت متولد شد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگو. در این صورت، شیطان هرگز به او آسیبی نمی رساند».

3. اصلاح بد اخلاقی: خواندن اذان در گوش کسانی که اخلاق و رفتار سوء دارند، تأثیر مثبتی بر اصلاح اخلاق آنان دارد. در واقع، اذان کارکرد اصلاحی و هدایتی برای این گونه افراد دارد. از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: «مَنْ ساءَ خُلُقهُ فَأذِّنُوا فِی اُذُنِهِ؛[19] کسی که اخلاقش بد شده، در گوشش اذان بگویید».

علاوه بر اذان، جار زدن و اعلام حوادث و اخبار از سوی جارچیان، از دیگر رسانه های عصر اهل بیت(ع) بود که شباهت بسیار به اذان داشت، ولی اهمیت و قداست و مفهوم عمیق آن را نداشت.

ج) شعر و شاعری

مثبت یا منفی بودن هر پیامی در اسلام، بستگی به محتوای آن پیام دارد. از منظر اسلام، رسانه ای مورد تأیید و پسندیده است که محتوای الهی را انتقال دهد. «شعر» از مهم ترین رسانه هایی است که ارزش آن از منظر اسلام تابع محتواست و بر همین اساس، قابل ستایش و نکوهش است. پس اگر شعری مفاهیم الهی را عرضه کند، قابل ستایش و در غیر این صورت، مردود و ناپسند است.

شاعران را باتوجه به مفهوم و محتوای سروده هایشان می توان به شاعران «خدا محور» و «غیرخدا محور» تقسیم کرد. بنابراین آنان به اندازه نزدیکی شان به حق تعالی، قابل ستایش اند، و به اندازه دوری شان از خدا، مایه نکوهش. براساس همین محور است که اهل بیت(ع) گاه شعر و شاعری را ستایش و گاه نکوهش می کردند. آن بزرگواران گاهی به کارکردهای مثبت سروده ها اشاره می فرمودند که در ذیل، سه نمونه را ذکر می کنیم:

1. جهاد زبانی: رسول خدا(ص) در ستایش شاعران مؤمن فرمود: «إنّ المؤمنَ مجاهدٌ بِسَیفِهِ و لِسانِهِ، الذی نفسی بیدِهِ لَکأنّما ینضِحُونَهُم بِالنَّبلِ[20]؛ همانا مؤمن با شمشیر و زبان خود جهاد می کند. سوگند به آن که جانم در دست اوست، سخنان (شاعران) مؤمن چون تیری است که به دشمن می زنند».

2. سحر و حکمت: در این زمینه از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: «إنّ مِنَ الشِّعرِ لَحُکماً و إنّ مِنَ البَیانِ لَسِحْراً[21]؛ برخی شعرها، حکمت آمیز و بعضی دیگر، افسونگر هستند».

3. هجو دشمنان دین خدا: پیامبر خدا خطاب به حسان بن ثابت فرمود: «اُهجُ المُشرکین؛ فإنّ جَبرئیل مَعَک[22]؛ مشرکان را هجو کن که جبرئیل با توست».

بنابراین، شعر با محتوای مثبت و ارزشی، از منظر اهل بیت(ع) دارای اهمیت و جایگاه رفیعی است و خود آن بزرگواران از این ابزار، برای انتقال پیام و مفاهیم ارزشمند استفاده بسیار کرده اند. اشعار و سروده های منسوب به آنان و رجزها و قطعه های حماسی آن بزرگواران در زمان های مختلف، به ویژه در میدان های نبرد، و نیز تشویق و ترغیب شاعران به سرودن شعرهایی با محتوای ولایی که بیانگر فضیلت ها و مناقب آن بزرگواران بود، نشانه توجه آنان به رسانه شعر در جهت اهداف الهی است. آنان حتی مردم را به آموختن برخی اشعار ترغیب می کردند؛ چنان که امام صادق(ع) فرمود:

«یا معشر الشیعة! علِّموا أولادکم شعر العبدی، فإنّه علی دین الله[23]؛ ای گروه شیعیان! به فرزندان خود اشعار عبدی را بیاموزید که او بر دین خداست».

و نیز فرمود: «مَن قالَ فِینا بیتَ شِعرٍ بَنی اللّهُ تعالی لَهُ بَیتاً فی الجنّة[24]؛ هرکه درباره ما یک بیت شعر بگوید، خداوند متعال در بهشت یک خانه برایش بسازد».

2. رسانه های نوشتاری

یکی از مهم ترین رسانه های غیر کلامی که عمر بسیار طولانی دارد، زبان نوشتاری است. این ابزار ارتباطی بیشتر به صورت های کتاب، مجله و... خود نمایی و ظهور می کند. زبان نوشتار از قرن ها قبل با انسان، همراه و همدوش بوده است. مراحل تحول و تکامل زبان نوشتاری عبارت است از: سنگ نبشته، لوح گلین، لوح فلزی، لوح چوبین، تومار پاپیروس، تومار چرمین، کتاب پوستی و کاغذی.[25]

در گذشته ها «کتاب» مهم ترین وسیله برای نشر عقاید بود و ارتباطات فکری اقوام مختلف و انتقال تمدن از قومی به قومی دیگر، به وسیله همین رسانه انجام می شد.[26]

قرآن در اهمیت این رسانه، به قلم و آنچه که می نویسد، سوگند خورده است: )ن والقلم و ما یسطرون(.[27] رسول خدا(ص) دستور در بند کشیدن علم به وسیله نوشتن را صادر کرده است: «قَیّدُوا العِلمَ بالکتابِ»[28]. امام علی(ع) کتاب را بوستان های دانشمندان نام نهاده است: «الکتُبُ بَساتینُ العُلماء»[29]. و امام صادق(ع)نوشتن را مایه آرامش دل بر شمرده است: «القَلبُ یتَّکلُ علیَ الکتِابَةِ».[30]

زبان نوشتاری، یکی از مهم ترین رسانه های غیر کلامی در عصر اهل بیت(ع)محسوب می شد. مصاحف، نامه به سران کشورهای خارجی، نامه به حاکمان و فرماندهان مسلمان، طومارها، پیمان نامه ها، عهدنامه ها، صلح نامه ها و قراردادهای به جا مانده از صدر اسلام، گویای این حقیقت است که پیشوایان دین برای انتقال برخی از مفاهیم و پیام ها، از زبان نوشتاری بهره می جستند. در اینجا به عنوان نمونه، از میان انبوه آثار نوشتاری به جا مانده از اهل بیت(ع)، به متن پیمانی که بین رسول خدا(ص) و ابوالحارث بن علقمه، بزرگ اسقف ها و راهبان نجران بعد از جریان مباهله منعقد شد، اشاره می کنیم:

«بسم اللّه الرحمن الرحیم. من محمّدٍ النّبی، إلی الأسقف أبی الحارث، و أساقفة نجرانَ، و کهنتهم، و مَن تبعهم، و رهبانهم؛ إنّ لهم ما تحتَ أیدیهم، مِن قلیل و کثیر من بیعهم، و صلواتهم، و رهبانیتهم، و جوار اللّه و رسولهِ، لا یغیر أسقف من أُسقفیته، و لا راهب من رهبانیته، و لا کاهن من کهانته، و لا یغیر حقٌ من حقوقهم و لا سلطانهم، و لا شیء ممّا کانوا علیه. علی ذلک جوار اللّه و رسوله أبداً، مانصحوا و اصطلحوا فیما علیهم، غیر مثقَلین بظلم و لا ظالمین؛[31]

بعد از نام خدا، از محمد پیامبر، به اسقف ابوالحارث و سایر اسقف های نجران و راهبانشان. آنان هرچه دارند از اموال، کم یا زیاد، مالک هستند و همچنین تمام معابد و نمازها و عبادات و رهبانیتشان محترم است. آنان با پیغمبر خدا و مسلمین همزیستی دارند. هیچ اسقفی از منصب خود بر کنار و هیچ راهبی از رهبانیت خود محروم نخواهد شد. هیچ حقّی از حقوق آنها و هیچ امری که بر آن تسلط دارند، تغییر نمی یابد.در همان وضعی که بودند، می توانند باقی بمانند.

این حکم با نظارت خداوند و رسول او ابدیت دارد. مادامی که آنان با مسلمانان همزیستی دارند و بدخواه آنان نباشند، بار ستمی بر دوش آنها نخواهد بود».

3. پوشش و لباس

از دیگر رسانه های غیر کلامی، پوشش و لباس انسان است. در اینکه نوع لباس، گویای نوع فرهنگ و انتقال دهنده پیام مثبت یا منفی است، تردیدی نیست، به ویژه این امر در روزگار ما نمود بیشتری دارد و می بینیم که مکاتب و جریان های انحرافی، پوشش خاصی را که نوعاً هوس گرایی و بی بندو باری را به دنبال دارند، رواج می دهند.

در عهد اهل بیت(ع) نیز نوع، رنگ، اندازه، قیمت و جنس لباس، دارای نوعی پیام بود و مرام و اندیشه را انتقال می داد، به ویژه وقتی «حجاب اسلامی» تشریع شد، نوع پوشش اهمیت بیشتری یافت و عامل تمایز مسلمان از غیر مسلمان و مؤمن از غیر مؤمن گردید. از این رو، پوشش کامل به ویژه برای بانوان یکی از مهم ترین خواسته های معصومان(ع) به شمار می رود. در این مورد، تنها به ذکر یک حکایت نورانی از امام علی(ع)بسنده می کنیم:

«من و رسول خدا(ص) در یک روز ابری و بارانی در بقیع نشسته بودیم که زنی سوار بر الاغ از آنجا گذشت. پای الاغ در گودالی فرورفت و زن به زمین افتاد. پیامبر(ص) رویش را برگرداند. حاضران عرض کردند: ای رسول خدا! آن زن شلوار به پا دارد. پیامبر سه بار فرمود: خدایا! زنان شلوار پوش را بیامرز. ای مردم! شلوار بپوشید که شلوار، پوشاترین جامه های شماست و زنان خود را به هنگام بیرون رفتن با شلوار حفظ کنید».[32]

همین جنبه رسانه ای پوشاک و لباس است که اهل بیت(ع) را بر آن داشت تا شرایط پوشش مناسب را بیان فرمایند و مردم را به میانه روی در پوشیدن تشویق و از سوی دیگر، پوشیدن لباس های فاخر و حریری برای مردان و... را منع کنند.

4. اعیاد و مجالس

فلسفه تشکیل مجالس و گردهمایی های فرهنگی و اجتماعی در مناسبت های شادی و اندوه، در اسلام و مکتب اهل بیت(ع) ، انتقال پیام های وحیانی به مردم و جامعه است. اعیادی چون: فطر، قربان، غدیر، جمعه و... که هزاران مسلمان با حالت های خاص، در اماکن مذهبی جمع می شدند و به سخنان اهل بیت(ع) گوش فرامی دادند، همه از مصادیق رسانه ای بودن اعیاد و مجالس در مناسبت های مختلف است، به ویژه آن گاه که هریک از مدعوین، خود، حامل و رسانه ای برای انتشار سیره و سخن معصومان(ع) بودند. علاوه بر این، اهل بیت(ع) گاهی با توجه به مقتضیات زمان، بستگان، اطرافیان، خادمان، کارگران و عموم مردم را دعوت می کردند و ضمن پذیرایی از آنان، مفاهیم مهمّ ارزشی و آموزه های اسلام را به آنها منتقل می کردند و از این مجالس، به مثابه رسانه ای مهم و درخور اعتنا بهره می بردند. این مجالس گاه به صورت عمومی برگزار می شد و گاه خصوصی. یکی از مهم ترینِ این گونه مجالس، برپایی مراسم میهمانی از سوی پیامبر(ص) بود که حدود چهل تن از فرزندان عبدالمطلب به آن دعوت شدند. در این ضیافت که در آغاز دعوت علنی آن حضرت و بعد از نزول آیه 214 سوره شعراء[33] برگزار شد، رسول خدا(ص)، وزیر و جانشین خودش را که علی(ع) بود، معین کرد. این مجلس سه روز پیاپی تشکیل شد و در هر سه روز برخی حاضران به ویژه ابوجهل با تمسخر به ابوطالب می گفتند: «محمد فرمان داد که سخنان فرزندت را بشنوی و از او اطاعت کنی» و بدین سان، مجلس را به هم زدند.[34]

رسول خدا(ص) از آن محفل، به عنوان رسانه ای مطلوب بهره گرفت و آشکارا «پیام توحیدی» خود را به مشرکان مکه ابلاغ کرد.

5. مساجد و اماکن

محل تشکیل مجالس اهل بیت(ع) نیز حالت رسانه ای داشت. از گذشته تاکنون، هر گاه نام مسجد به میان می آید و یا چشم انسان به گلدسته های مساجد می افتد، نماز و عبادات و مسائلی از این قبیل را در ذهن تداعی می کند. علت این تداعی، همین کارکرد رسانه ای مساجد است که اهل بیت(ع) از آن بهره می بردند.

برجسته ترین اماکن اسلامی، در مکه و مدینه وجود دارد. این دو مکان مقدس هر ساله در مراسم آسمانی حجّ، پذیرای هزاران انسان مؤمن و لبیک گو، با رنگ های مختلف و پوشش واحد، هستند که از راه های دور و نزدیک به آنجا می شتابند و جلوه های زیبا و ماندگار سیاسی ، عبادی و فرهنگی را به نمایش در می آورند. بدون شک، اهل بیت(ع) در این اجتماعات حضور فعال داشتند و جزء نخستین حاجیان و تهلیل گویان مکه بودند؛ چون بُعد رسانه ای این اماکن ایجاب می کرد تا آنان که مبلغان راستین یکتاپرستی بودند، در اجتماع یکتاپرستان حضور یابند.

مساجد جامع بلاد اسلامی، حرم امامان و امامزادگان، مکان های اقامه نماز جمعه و... نیز با اندکی تفاوت همین حکم را داشتند و به عنوان مهم ترین رسانه های دینی شناخته می شدند. اینکه اهل بیت(ع) در سیره و سخن خود، مساجد را «خانه خدا» معرفی و مردم را به آبادانی مساجد تشویق می کردند و عبادت در مساجد را می ستودند و آداب رفت و آمد به آن را تبیین می کردند، همه و همه گویای صبغه رسانه ای مساجد است.

در فرجام این نوشتار، سخنی از رسول خدا(ص) را متذکر می شویم که در پاسخ سؤال ابوذر فرمود:

«در آنها (مساجد) صداها بلند نشود، به سخنان و کارهای نادرست و بیهوده پرداخته نشود، خرید و فروش صورت نگیرد. تا زمانی که در مسجد هستی، از کارهای لغو و بیهوده دست بکش. اگر چنین نکنی، در روز قیامت نباید کسی جز خودت را ملامت و سرزنش کنی».[35]

6. رسانه های صامت

نماز و هر عبادت دیگر نیز می تواند «رسانه» باشد. از این منظر، نماز و عبادات اسلامی به ویژه نمازهای جمعه و جماعات، پیام خاصی را منتقل می کنند و هر بیننده ای با مشاهده این گونه عبادات، پیام مکتب حیات بخش اسلام را در می یابد و در عالم ذهن، دست کم خودش را با فضای دینی و اسلامی پیوند می زند. تلاوت قرآن و نماز گزاردن اهل بیت(ع) در مقابل کفار و مخالفان که باعث جذب غیرمسلمانان به اسلام می شد، تنها از گذرگاه رسانه بودن این عبادات، قابل توجیه و تفسیر است.

علاوه بر آنچه گذشت، نام ها و کنیه ها، مراسم تشییع جنازه مسلمانان، برنامه های حین تولد نوزادان، مضامین و کاربردهای انگشتر، نوع معماری خانه ها و منازل و مساجد، نوع اخلاق و رفتار و کردار و پندار اسلامی و... همه و همه از رسانه های غیر کلامی در عصر اهل بیت(ع) به شمار می آیند و هنوز رسانه بودن خودشان را حفظ کرده اند.

پی نوشت ها

1. مبانی ارتباطات جمعی، دکتر سید محمد دادگران، ص 29 - 33، ج10، 1385ش، تهران.

2. منتخب میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ترجمه: حمید رضا شیخی، ج 1، ص 316، دارالحدیث، ج3، 1383 ش.

3. و به او (انسان) بیان را آموخت (الرحمن / 4).

4. منتخب میزان الحکمه، ج 1، ص 146، به نقل از: الفردوس، ج 1، ص 234، حدیث 897.

5. معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص 180، حدیث 1، قم، جامعه مدرسین، ج1، 1403 ق.

6. منتخب میزان الحکمه، به نقل از: الزهد، احمد بن حنبل، ص391.

7. تحف العقول عن آل رسول(ص)، ابن شعبه حرّانی، ص 48، قم، جامعه مدرسین، ج2، 1404 ق.

8. اعراف/68.

9. شرح نهج البلاغه، عبدالحمید ابن ابی الحدید معتزلی، ج 20، ص 287، حدیث 279، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی، 1404ق.

10. تحف العقول، ص 301.

11. اصول کافی، ثقة الاسلام کلینی، ج2، ص 105، حدیث 10، تهران، اسلامیه، چ2، 1362ش.

12. منتخب میزان الحکمه، ص 316، به نقل از: کنزالعمّال، حدیث 17974.

13. همان، به نقل از: سنن ابی داود، حدیث 1106.

14. همان، به نقل از: کنزالعمال، حدیث 18126.

15. الاحتجاج، علامه طبرسی، ج 2، ص 76، قم، اسوه، ج4، 1424 ق.

16. بحارالانوار، ج 84، ص 104، ح 2.

17. منتخب میزان الحکمه، به نقل از: کنزالعمال، ح20954.

18. بحارالانوار، ج 74، ص 68.

19. همان، ج 104، ص 122.

20. تفسیر نورالثقلین، عبد علی حویزی، تصحیح: سید هاشم رسولی محلاتی، ج 4، ص70، حدیث105، قم، مطبعة الحکمة.

21. الامالی، شیخ صدوق 386 ق، ص 619؛ ح 6، بیروت، اعلمی، چ5، 1400 ق؛ بحارالانوار، ج 68، ص 415.

22. تفسیر نمونه، مکارم و همکاران، ج 15، ص383، دارالکتب الاسلامیه، چ5، 1367 ش.

23. همان، ص 385، به نقل از تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 71.

24. عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج 1، ص 7، ح 1، تهران، نشر جهان، چ1، 1378 ش.

25. برگرفته از: فرهنگ مطالعه و نگارش در اسلام، محمود ارگانی بهبهانی، ص 192، قم، دار المودّة، چ1، 1385.

26. همان، ص 54 و 55، با تصرف در الفاظ.

27. قلم/1.

28. نهج الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص 603، تهران، دنیای دانش، چ4، 1382 ش؛ تحف العقول، ص 36.

29. غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد تمیمی آمدی، ص 49، حدیث 291، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چ1، 1366 ش.

30. اصول کافی، ج 1، ص 52، ح 8؛ بحارالانوار، ج 2، ص 152.

31. مجموعه الوثائق السیاسیة للعهد النبوی والخلافة الراشدة، محمد حمید الله، ص 179، بیروت، دارالنفائس، چ6، 1407 ق.

32. مجموعه ورام تنبیه الخواطر، ورام ابن ابی فراس، ج 2، ص 78، قم، مکتبة فقیه.

33. )و أنذر عشیرتک الأقربین(.

34. ر.ک : الغدیر، علامه امینی، ج 2، ص 289 278.

35. مکارم الاخلاق، ص 467؛ بحارالانوار، ج 74، ص 87؛ مجموعه ورام، ج 2، ص 61.

تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (154)
کد خبر: 4997
  • رسانه ها در عصر اهل بیت علیهم السلام

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تاکنون: 192732             این ماه: 116386         دیروز: 2871         امروز: 1708

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2018) محفوظ می باشد.