07

چرا اسلام کافر را نجس می داند؟

چرا اسلام کافر را نجس می داند؟

اگر آئین اسلام،بـول،و مـردار و...را نجس دانسته است،علت آن روشن است،زیرا اینها منابع میکرب و ریشه ی صدها بیماری اسـت‌ ولی کـافری که از هر نظر ظاهر خود را شـستشو داده و بـا انواع عـطرها؛خـود را خـوشبو کرده چرا بایست او را«نـجس»خواند به طوریکه انسان اگر با او با‌ رطوبت‌ ملاقات کند باید بدن خود را آب بکشد چرا مـسلمان نـتواند با او هم غذا شود و همچنین...


28-یا‌ ایها‌ الذیـن‌ آمـنو انـما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عیلة فسوف‌ یغنیکم الله من فـضله ان شاء ان الله علیم حکیم: ای کسانی که ایمان‌ آورده‌اید، به راستی مشرکان(بت‌پرستان‌)پلیدند‌،لذا نباید پس از گذشتن امـسال(سال نهم هجرت)به مسجد الحـرام نزدیک شوند،و هرگاه از نیازمندی خود بترسید(و ممنوع بودن رفت‌وآمد مشرکان موجب کساد کسب و کار شما شود)بزودی خدا شما‌ را اگر بخواهد از فضل و کرمش بی‌ نیاز می سازد خدا دانا و حکیم است. 


یک بـحث لغوی

بررسی موارد استعمال کلمه ی «نجس»در زبان عرب؛ حقیقت و معنای این کلمه را برای ما می فهماند‌، زیرا‌ عرب این واژه را در موارد زیر بکار می برد:
1-چیزهائی که یک نوع پلیدی ذاتی دارند که خردمندان طـبعا از اسـتعمال و ملاقات با آنها اجتناب می نمایند؛ مانند: منی،بول،خون و...عرب‌ این‌ سنخ موجودات را«رجس» و ما آنها را پلید می نامیم.
2-دردهای درونی را که دیر درمان می پذیرند،«نجس»می خواند.
3-اشخاص پست و شرور را نـیز؛بـا کلمه ی مزبور توصیف می کند. 

هـرگاه آئیـن مـقدس اسـلام بت‌ پرست و مشرک مـانند آنـها را نجس شمرده‌ و با‌ برای مشهور میان فقهای شیعه بایست از مطلق کافر حتی اهل کتاب اجتناب جـست؛ نـه بـرای این است که بدن و لباس و ظروف آنـها‌ کـثیف‌ و آلوده اسـت و پلیـدی مـانند پلیـدی‌ بول‌ و خون دارند؛ بلکه حکم شارع اسلام به نجاست این گروه (اگرچه به حسب ظاهر پاک و تمیز باشند) برای حفظ استقلال و مسلمانان است هرگاه مسلمانان با کافران‌ اختلاط‌ کامل پیـدا کنند، و با‌ آنان‌ مانند برادران دینی خود آمیزش داشته باشند؛ در این صورت روح بت‌ پرستی و کفر بر اثر معاشرت کم‌ کم در روح آنان نفوذ کرده و آنان را آلوده می گرداند.

جای شک نیست بسیاری از محرمات‌ و گناهان‌ در آئین فـعلی اهـل کتاب (مانند شرابخواری) بی‌اشکال است،هرگاه مسلمانان آنان را شرعا پاک و طاهر بدانند و سر یک سفره نشسته و هم غذا گردند،خواه ناخواه نفس سرکش که بر اسلام‌ و ایمان‌ تربیت یافته‌ دو مـرتبه قـوت گرفته شروع به مرز شکنی و هوس رانی می نمایند.
اینگونه آمیزش ها که طبعا نتیجه آنها تحمیل عقائد،و افکار‌ است موجب می شود که مسلمانان صلابت و استقامت را در طریق آئیـن‌ خـود‌ از‌ دست بدهند.

4- فرسودگی بدن‌ را‌ نیز نجس می نامد چنانکه شاعر گفته است: و الشیب داء نجیس لا دواء له‌ للمرء ما کان صحیحا صائب القحم :«پیری یک درد پلیدیست که برای آن داروئی نیست،برای‌ مـردی که‌ تـندرست‌ بوده؛ و در نبرد و حمله‌ های خود‌ خطاکار‌ نبوده‌ است».
باز موارد دیگری مؤلف «لسان العرب» برای این کلمه شمرده، از ملاحظه ی مجموع آنها بدست می آیدکه معنای حقیقی این کلمه‌ در‌ زبان‌ عرب، وسـیع‌تر از آن است کـه ما امروز از‌ این‌ کلمه مـی فهمیم، زیـرا آنـچه ما امروز از این کلمه می فهمیم و بیشتر در آن بکار می بریم؛ همان معنای اول است‌ که‌ با‌ یک پلیدی طبیعی همراه است و بیشتر در مـکالمات روزمـره‌ خـود این کلمه را در نجاسات شرعی بکار می بریم مانند مـثال های فـوق.
ولی معنی ابتدائی و لغوی آن‌که قرآن‌ نیز‌ برطبق‌ آن نازل گردیده یک معنای جامع و وسیعی است که با تمام‌ موارد‌ فـوق سـازگار اسـت که اگر بخواهیم از آن در زبان فارسی تعبیر بیاوریم بایست به جای آن کلمه ی «آلودگی‌» بکار ببریم خواه طبیعی و محسوس باشد مانند مثال های فوق و خواه غیر طبیعی‌ و نامحسوس‌ باشد‌ مانند «آلودگـی» کـه در قـمار و افراد شرور است که تمام اینها یک نوع‌ آلودگی‌ و پلیدی‌ مـخصوصی دارنـد،که از آثار و حرکات آنها کاملا روشن است. 
از بیان فوق-چنانکه‌ برخی‌ نیز گفته‌اند-روشن می شود کـه ایـن آیـه دلالت ندارد که کافر،«نجس»شرعی‌ است‌ به طوری که‌ در صورت ملاقات با رطوبت بـایست دسـت را مـثلا آب کشید؛ (بلکه مدرک نجاست‌ کافر‌ غیر این آیه ادله ی دیگری است که در«فقه» بـیان شـده اسـت).
علاوه‌ بر‌ این‌، نجاستی که آیه برای کافر فرض کرده در برابر طهارتی است کـه بـرای مسجد اثبات‌ نموده‌ و از این لحاظ می فرماید:این افراد پلید (مشرکان) نبایست به این مـحل که در‌ بـرخی‌ از‌ اشـیاء، مانند قرآن موجود است، ناچار بایست گفت مقصود از نجاست در آیه درباره ی کافر‌، غیر‌ نـجاست‌ طـبیعی و یا شرعی است، بلکه یک نوع پلیدی و آلودگی، باطنی است که‌ نوعا‌ در افـراد نـاپاک و شـرور پیدا می شود.


مقصود از پلیدی کافر چیست؟

همواره بایست از آثار و نحوه ی کردار‌ هرکسی‌ به ملکات و صفات درونی او آشـنا شـد، شما دزدان مسلح و غارتگر را «آلوده‌ و نجس‌» می خوانید،زیرا تاروان شخص آلوده دست خوش بی رحمی‌ نـباشد‌ و روح او آلوده یـا حب نفس و جاه و مقام‌ نگردد‌،هیچ گاه این‌چنین کارهای ضد بشری از او سر نمی زند.
روی این مقیاس کـافر‌ پلیـد‌ اسـت؛ کسانی که،جلو نشر دعوت‌ پیامبر‌ و آموزگاران الهی‌ را‌ بگیرند‌؛و نگذارند آن را مردان الهی؛ جـامعه‌ را‌ از انـحطاط اخلاقی؛ و فساد اجتماعی برهانند و انسان را که گل سر سبد موجودات‌ است‌،از سنگ و چوب‌ پرستی،از زنا و فحشاء‌،ظلم و فـساد،نـجات دهند‌ یک‌ چنین افراد به طور مسلم پلیدند‌.
برنامه ی پیامبر اسلام روشن بـود، و هـمه می دانند که آن حضرت و انبیاء یک سلسله مـکارم و فـصائل‌ اخـلاقی‌ را در میان اجتماع نشر‌ می دهند‌، و مشرکان‌ بزرگترین سـد بـرای‌ رسول‌ اکرم بودند و هرگز حاضر‌ نبودند‌،یک قدم با رسول خدا همراهی نـمایند،بـلکه هواره مقدمات کشتن او را آماده‌ مـی نمودند‌،و مـکرر در مکرر پیـمان های خـود را‌ بـا‌ آن حضرت می شکستند‌؛در‌ این صورت‌ این افراد نـه شـخصیت‌ دارند و نه حیثیت،نه روان پاک و نه فکر آزاد.

کافر چرا«نجس»شرعی است؟

تا ایـنجا‌ از‌ نـظر تفسیر بحث پایان یافت و روشن‌ گـردید‌ که‌ آیه‌ ناظر‌ بـه نجاست کـافر نیست‌ و مدرک‌ نجاست کافر چـیزی دیـگر است؛ولی بسیار مناسب است که در اینجا پرسش فوق را پاسخ‌ بگوئیم‌ زیرا‌ بسیاری از جـوانان سـؤال فوق را،مطرح‌ می کنند‌ و از‌ ما‌ پاسـخ‌ مـی خواهند‌؛ آنـان در مقام سؤال چـنین مـی گویند:
اگر آئین اسلام،بـول،و مـردار و...را نجس دانسته است،علت آن روشن است،زیرا اینها منابع میکرب و ریشه ی صدها بیماری اسـت‌ ولی کـافری که از هر نظر ظاهر خود را شـستشو داده و بـا انواع عـطرها؛خـود را خـوشبو کرده چرا بایست او را«نـجس»خواند به طوریکه انسان اگر با او با‌ رطوبت‌ ملاقات کند باید بدن خود را آب بکشد چرا مـسلمان نـتواند با او هم غذا شود و همچنین...

پاسـخ:
هـرگاه آئیـن مـقدس اسـلام بت‌ پرست و مشرک مـانند آنـها را نجس شمرده‌ و با‌ برای مشهور میان فقهای شیعه بایست از مطلق کافر حتی اهل کتاب اجتناب جـست؛ نـه بـرای این است که بدن و لباس و ظروف آنـها‌ کـثیف‌ و آلوده اسـت و پلیـدی مـانند پلیـدی‌ بول‌ و خون دارند؛ بلکه حکم شارع اسلام به نجاست این گروه (اگرچه به حسب ظاهر پاک و تمیز باشند) برای حفظ استقلال و مسلمانان است هرگاه مسلمانان با کافران‌ اختلاط‌ کامل پیـدا کنند، و با‌ آنان‌ مانند برادران دینی خود آمیزش داشته باشند؛ در این صورت روح بت‌ پرستی و کفر بر اثر معاشرت کم‌ کم در روح آنان نفوذ کرده و آنان را آلوده می گرداند.
جای شک نیست بسیاری از محرمات‌ و گناهان‌ در آئین فـعلی اهـل کتاب (مانند شرابخواری) بی‌اشکال است،هرگاه مسلمانان آنان را شرعا پاک و طاهر بدانند و سر یک سفره نشسته و هم غذا گردند،خواه ناخواه نفس سرکش که بر اسلام‌ و ایمان‌ تربیت یافته‌ دو مـرتبه قـوت گرفته شروع به مرز شکنی و هوس رانی می نمایند.
اینگونه آمیزش ها که طبعا نتیجه آنها تحمیل عقائد،و افکار‌ است موجب می شود که مسلمانان صلابت و استقامت را در طریق آئیـن‌ خـود‌ از‌ دست بدهند.
البته منکر نـیستیم کـه رابطه فرهنگی،و تجاری و همکاری و همفکری با مردم متمدن یکی از علل ‌‌پیشرفت‌ جامعه است ولی تمام اینها تا آنجا محترم است که لطمه‌ای بر اساس‌ عـقائد‌ مـسلمانان‌ که رمز استقلال و عـزت آنـها است نزند.
جای دور نرویم، اختلاط و آمیزش مسلمان امروز با‌ کافران ومسیحیان چه لطمه‌هائی بر مسلمانان زده و آنان را تا چه اندازه در عقائد‌ خود سست گرده است‌، هنوز‌ حادثه ی جانگداز «اندلس» در صفحه ی خـاطرها ثـبت است، استقلال«اندلس»بر اثر سه قرار داد زیر با مسیحیان، درخطر افتاد و از بین رفت:
1-آزادی دین.2-آزادی تجارت.3-آزادی تعلمیات. 

اختلاط و آمیزش مسلمان امروز با‌ کافران ومسیحیان چه لطمه‌هائی بر مسلمانان زده و آنان را تا چه اندازه در عقائد‌ خود سست گرده است‌، هنوز‌ حادثه ی جانگداز «اندلس» در صفحه ی خـاطرها ثـبت است، استقلال«اندلس»بر اثر سه قرار داد زیر با مسیحیان، درخطر افتاد و از بین رفت:

1-آزادی دین.2-آزادی تجارت.3-آزادی تعلمیات.
آنان خوب‌ واقف بودند که با بدست آوردن امتیاز اول می توانند راه را برای کشیشان باز کنند، و مـبلغان آنـان هرگاه نـتوانند در دل آنها جائی برای خود باز نمایند، لااقل جوانان مسلمان را‌ نسبت‌ به آئین خود سست می گردانند، و جهادی که سرچشمه آن؛عـلاقه به دین است از بین م یرود، بالاخره رابطه ی بازرگانی، بهترین وسیله است بـرای خـلطه و آمـیزش، و بواسطه ی آمیزش مسلمان ها با آنان، استقامت خود را‌ در‌ راه حفظ شعائر ملی و دینی از دست می دهند.

آنان خوب‌ واقف بودند که با بدست آوردن امتیاز اول می توانند راه را برای کشیشان باز کنند، و مـبلغان آنـان هرگاه نـتوانند در دل آنها جائی برای خود باز نمایند، لااقل جوانان مسلمان را‌ نسبت‌ به آئین خود سست می گردانند، و جهادی که سرچشمه آن؛عـلاقه به دین است از بین م یرود، بالاخره رابطه ی بازرگانی، بهترین وسیله است بـرای خـلطه و آمـیزش، و بواسطه ی آمیزش مسلمان ها با آنان، استقامت خود را‌ در‌ راه حفظ شعائر ملی و دینی از دست می دهند.
آزادی تعلیمات نکته ی مهم تری داشـت،‌ ‌زیـرا جوانان مسلمان هنگامی که زیر دست آموزگار یا دبیر مسیحی تربیت یافتند خواهی نـخواهی یـک نـوع‌ خضوع‌ در برابر استاد؛ حس می نمایند و زمینه برای تفوق و استعمار آنها آماده می گردد.
مسیحیان بر اثـر آمیزش با مسلمانان اندلس توانستند مسکرات را میان آنها رواج بدهند،و آنان را به می خوارگی‌ و مـیگساری‌ عادت‌ دادند، و کم‌کم بـر اثـر هوسرانی‌ و آلوده‌ شدن‌ به گناهان عزت نفس و غرور ملی را از دست دادند.
یکی از اقدامات مسیحیان در«اندلس»این بود که در کنار رودخانه ی قرطبه‌ باغی‌ در میان مزارع ترتیب دادند و عمارت زیبائی در‌ آنجا‌ برپا کردند کـه گردشگاه جوانان باشد، تا علاوه بر گردش از دیدن دختران مسیحی نیز بهره‌ مند گردند!.
بدین ترتیب‌ نیروی‌ ایمان‌ و غرور ملی مسلمانان این کشور که تا آن زمان همه جا موجب‌ پیشرفت و پیروزی آنان در جـنگ بـا مسیحیان بود، تدریجا بر اثر میگساری، و تسلط آموزگاران به خضوع و فروتنی مبدل‌ گردید‌، پایتخت‌«اندلس»و سائر شهرستان ها جولانگاه بیگانگان شد، خلطه و آمیزش و آزادی تجارت نفوذ‌ اقتصادی‌ آنها را مسلم کرد،و مقدمات نـفوذ سـیاسی پی‌ ریزی گردید،بالاخره این کشور پهناور اسلامی بر اثر‌ همین‌ ارتباط ها‌ و آمیزش ها در اواخر قرن پنجم اسلامی به کلی سقوط کرد.
بی‌جهت نیست که‌ بنیان‌گذار‌ اسلام‌ بین مسلمانان و کافران که انـحراف آنـها در عقائد و اعمال هر دو مسلم است،حصاری‌ کشیده‌ و آنان را‌ از اختلاط های فوق العاده زیاد باز داشته،تا آنجا که آنان را روی سیاست اسلامی‌«نجس‌»و لازم الاجتناب خوانده است

منبع:
درسهایی از مکتب اسلام » شهريور 1340، سال سوم - شماره 7 

تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (312)
کد خبر: 5658
  • چرا اسلام کافر را نجس می داند؟

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تاکنون: 159866             این ماه: 83520         دیروز: 2158         امروز: 1672

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2018) محفوظ می باشد.