11

وجود رهبری که نیست چه لزومی دارد؟!

وجود رهبری که نیست چه لزومی دارد؟!

امید به وجود امام غایب ، حلقه ی گمشده ناامیدی یعنی وداع گفتن با بهانه و سرالاسرار آفرینش آدمی؛ که همان پیمودن چرخه تکامل است، ناامیدی یعنی شکستن نردبان معراج، ناامیدی یعنی از پای درآوردن کفش های سلوک الی الله، ناامیدی یعنی پس دادن بلیت سفر به نیستان اصل خویش، ناامیدی یعنی قبول شکست.

خدای حکیم برای رساندن بشر به هدف آفرینش از هیچ امری کوتاهی نکرده و نمی کند چرا که آفریدگار همه هستی حکیم است، حکیم کار لغو بیهوده انجام نخواهد داد. 

مرا آفریده تا به کمال مطلوب خود برسم؛ پس چطور امام و پیشوای مرا پنهان کرده؟ وجود پنهان او چه فایده ای خواهد داشت؟ آیا وجود نقشه بدون حضور کسی که بتوان آن را بخواند مرا به سر منزل مقصود خواهد رساند؟

وجود امام غایب و منجی جهانی ارجمندترین سرمایه معنوی بشر و چشمه جوشان انرژی روانی برای بشر است. اهل علم فواید بسیاری برای وجود امام غایب بیان نمودند اما شاید زیباترین آن امید است. امید بر هر در بسته ای  کلید است، شاهراه موفقیت و رمز پیروزی اهل عالم است.

انتظار فرج قلب های مجروح را مرهم و روح های مضطرب را آرام می کند . اگرچه اجتناب از ناامیدی اصلی اساسی است اما مهمتر از آن متعلق امید است که نباید امری موهوم و غیر حقیقی باشد.


این اصل اساسی و موتور محرک نشاط اگر از زندگی انسان حذف شود ادامه راه برای او غیر ممکن خواهد بود چرا که دیگر امکان برداشتن گام های تعیین کننده برای وی چه در عرصه فردی و چه در عرصه ی اجتماعی وجود نخواهد داشت. امید زمانی از ویژگی بارز مومنین خواهد بود که او را به سمت جلو سوق دهد وگرنه امید بدون حرکت فایده ای نخواهد داشت. خداوند حکیم می فرمایند: 
لَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ[1] ؛ از رحمت‏ خدا نوميد مباشيد زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت‏ خدا نوميد نمى ‏شود.

چرا که بزرگترین پرتگاهی که شیطان برای آدمی در نظر گرفته است و بوسیله آن همه ی حیثیت آدمی را ذبح خواهد کرد نا امیدی است. 

ناامیدی یعنی وداع گفتن با بهانه و سرالاسرار آفرینش آدمی؛ که همان پیمودن چرخه تکامل است، ناامیدی یعنی شکستن نردبان معراج، ناامیدی یعنی از پای درآوردن کفش های سلوک الی الله، ناامیدی یعنی پس دادن بلیت سفر به نیستان اصل خویش، ناامیدی یعنی قبول شکست.[2] 

در اندیشه شیعه، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فلسفه ی بقای هستی است او رابطه واسطه فیض است حتی اگر پشت ابر باشد. خورشیدی که مرکز منظومه شمسی است جاذبه اش حافظ زمین و حرارتش سبب حیات جانداران است . این اثرات با پشت ابر بودن آن منافاتی ندارد. بنابراین اگرچه بشر از حضور امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) محروم است اما غیبت وی از هدایت بخشی او هیچ نمی کاهد . 

بزرگترین پرتگاهی که شیطان برای آدمی در نظر گرفته است و بوسیله آن همه ی حیثیت آدمی را ذبح خواهد کرد نا امیدی است.


امام واسطه ی
امید به آینده ای روشن است. زنده نگه داشتن روح امید از برترین اسباب پیشرفت در هدف است . هر گروهی ناامیدی خانه دلشان را تاریک کند هرگز کامیاب نخواهند شد. انتظار فرج قلب های مجروح را مرهم و روح های مضطرب را آرام می کند . اگرچه اجتناب از ناامیدی اصلی اساسی است اما مهمتر از آن متعلق امید است که  نباید امری موهوم و غیر حقیقی باشد. 

آرمان تشکیل حکومتی فضیلت گستر و عدل پرور و محقق شدن جامعه ای آرمانی و مدینه فاضله بر سر هر اندیشمندی که به دنبال کمال جویی است وجود دارد. حتی اگر این دغدغه ها منجر به طرح پیشنهاد و سیاست راهبری شود لازمه آن بستر مناسب برای اجرا و ضمانت اجرایی آن است. لذا در اینجا شیعیان این حلقه ی گمشده را لزوم امید داشتن به مدد الهی و وجود منجی غایبی می دانند که با حضورش قامت خمیده ی عدالت را راست می کند، و زمین را از لوث وجود مستکبران پاک خواهد کرد. 

پی نوشت:
[1] . یوسف 87
[2]  در انتظار ققنوس، ص 274

تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (235)
کد خبر: 6038
  • وجود رهبری که نیست چه لزومی دارد؟!

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

اين ماه: 480594                              ديروز: 28333                              امروز: 5498

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2018) محفوظ می باشد.