17

بررسی توسعه اقتصادی از منظر قرآن کریم

بررسی توسعه اقتصادی از منظر قرآن کریم

مقاله حاضر به بحث پیرامون توسعه اقتصادی در قرآن کریم می پردازد. در این مقاله ابتدا به تعاریف لغوی توسعه و مفهوم توسعه اقتصادی، از نگاه دانشمندان، اسلام و قرآن پرداخته شده است و سپس راه کارهایی را که قرآن در زمینه توسعه اقتصادی ارائه داده است و به دو دسته معنوی و مادی (مانند تأثیر تقوی در توسعه اقتصادی، انفاق، نفی ربا به عنوان عامل منفی در توسعه اقتصادی و...) تقسیم می شود، مورد شرح و بررسی قرار می گیرد. آنچه پس از بررسی و تحقیق در این مقاله به دست می آید، این است که توسعه اقتصادی بستگی به افراد جامعه دارد که بتوانند با توجه به تفاسیر ارائه شده از قرآن و داشتن ایمان و اعتقاد به خدا و کتاب وحی آنها را در زندگی و جامعه خود به کار گیرند تا در تمام مراحل زندگی به موفقیت دست پیدا کنند و این رشد و توسعه زمانی اتفاق می افتد که جوامع اسلامی متکی به خود باشند.

مقدمه

تاریخ طرح مفهوم توسعه شاید به قدمت تاریخ جامعه بشری باشد، اما طرح توسعه به مفهوم علمی آن، به بعد از جنگ جهانی دوم برمی گردد. دو دلیل برای این مدعا قابل ذکر است: یکی نیاز به بازسازی کشورهای آسیب دیده در جنگ و دیگری آگاهی کشورهای توسعه نیافته از عقب ماندگی خود از توسعه اقتصاد جهانی (بهشتی، . (1: 1382 امروزه کسی مخالف توسعه به معنای بهبود وضع رفاه اقتصادی مردم نیست؛ اما بعد از دانستن هدف آفرینش انسان و تعریف خوشبختی و سعادت واقعی انسان و جایگاه واقعی انسان در نظام خلقت، در می یابیم که توسعه اقتصادی نمی تواند هدف نهایی از دیدگاه اسلامی باشد، بلکه هدفی متوسط است. به این معنا که توسعه وسیله و ابزاری است که اگر در راه رسیدن انسان به فضایل و مکارم اخلاقی و پیمودن مسیر قرب الهی به کار گرفته شود، پذیرفتنی است و تامین رفاه مادی انسان در حدی معقول، مقدمه ای برای هدف مذکور باشد (خلیلیان اشکذری، ١٣٨٤: 45) اسلام هیچ گاه نمی خواهد مسلمانان خوار و زبون و گرسنه باشند. همچنان که امام (ع) می فرماید: ثروت و بی نیازی در غربت سرافرازی است و فقر در وطن غربت و سرافکندگی است (نهج البلاغه: ٤٥٣). اسلام در فکر این است که بتواند از راه مشروع، زمینه های لازم را برای پیشرفت انسانها تأمین نماید. لذا کار کردن، تولید ثروت، مالک ثروت شدن و ثروت را در راه خدا صرف کردن یک مسأله است، و دلبستگی به مال دنیا و اهمیت دادن به دنیا در مقابل آخرت مسأله ای دیگر است. تفاوت اساسی توسعه اقتصاد اسلامی با سایر مکاتب اقتصادی در این است که توسعه اقتصاد اسلامی مبتنی بر وحی است، در حالی که نظریه پردازان اقتصاد سرمایه داری حول محورهای سود و رفاه مادی می چرخند. این مقاله به دنبال تبیین دو مسأله کلی است:

الف ) راه کارهایی را که قرآن برای توسعه اقتصادی بیان کرده است کدامند؟ ب) رشد و توسعه اقتصادی در چه زمانی رخ می دهد؟

مفهوم توسعه

معنای لغوی کلمه توسعه، گسترش و بهبود است. توسعه مفهومی کیفی است و قابل بیان به عدد و رقم نیست (نظری و موسوی، ١٣٧٨: ١٢). مفهوم دیگری که از توسعه به کار رفته، درونزا بودن توسعه است. بدین معنی که توسعه باید از درون جامعه آغاز شود. خداوند می فرماید: «. . . إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم...» (رعد: ١١ )؛ یعنی همانا خداوند بر هیچ گروهی آنچه را دارند (از نعمت و رفاه یا بلا و سختی ) تغییر نمی دهد تا آنکه آنان آنچه را در خود دارند (از ایمان و کفر یا طاعت و فسق ) تغییر دهند. همچنین مفهوم توسعه را چنین بیان کردهاند: فرایند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی افراد جامعه و پیشرفت به سوی اهداف رفاهی نظیر کاهش فقر، بی کاری و نابرابری (شایان مهر، ١٣٧٧: ٢٠٤). مایکل تودارو این واژه را چنین تعریف کرده است: فرایندی است که طی آن تولید ناخالص ملی افزایش می یابد و فقر، نابرابری اقتصادی و بی کاری کاهش پیدا می کند و رفاه همگانی نسبی به وجود می آید و این امر از طریق سرمایه گذاری و تغییر و تحول در مبانی علمی  فنی تولید حاصل می شود (تودارو، ١٣٧٠: ١٣٤).

تعریف توسعه و توسعه اقتصادی ازنگاه دانشمندان

از نظر پروفسور جرالد مایر، توسعه فرآیندی است که به موجب آن درآمد واقعی سرانه در یک کشور در دورانی طولانی افزایش یابد (مایر، بی تا: ٣٥).  از نظر میلتون فریدمن، توسعه عبارتست از یک روند خلاق و نوآوری در جهت ایجاد تغییرات زیر بنایی در سیستم اجتماعی (١٨٠: ١٩٧٢ ،Friedmann).  نظرپروفسور گونار میردال این است که توسعه اقتصادی عبارت است از حرکت یک دست سیستم اجتماعی به سمت جلو که با توجه به این حرکت تغییرات در سطح زندگی مردم به وجود آورد (١٨٤: ١٩٧٥ ،Gunnar).  هگینز توسعه اقتصادی را فرآیندی می داند که طی آن اقتصاد از یک دو گانگی (بخش سنتی و مدرن) به یک اقتصاد مدرن می رسد (طاهری، ١٣٧٨: ١٢).

تعریف توسعه اقتصادی از نگاه اسلام

آنچه مناسب است از دیدگاه اسلامی و با توجه به جهانبینی اسلام درباره تعریف توسعه اقتصادی آورده شود این است که توسعه اقتصادی، جریانی است که در آن با بهرهگیری از اندیشه های جامع نگر و عقلانی برآمده از حقایق هستی، فنون و روشهای علمی پیشرفته، از منابع انسانی و مادی جامعه در راستای تأمین رفاه بشر و دستیابی به کمال شایسته مقام انسان، استفاده بهینه صورت گیرد (خلیلیان، ١٣٨٤: ٦).

بهترین راه کسب روزی

هر چند از دیدگاه قرآن، روزی همه موجودات از جانب خداوند، تضمین شده است و خدا می فرماید: هیچ جنبندهای در روی زمین نیست، مگر آن که روزی او بر عهده خداست و [خداست که ] جای و مکانش را می داند؛ زیرا همه، در کتاب مبین آمده است (هود: ٦)، اما در عین حال، تأکید می کند که خداوند، روز را برای کسب روزی قرار داده است (ر. ک. نبأ: ١١ ) و بهترین راه کسب روزی را بر اساس کار و تلاش شخصی افراد می داند: و این که برای انسان، جز آنچه تلاش کرده، چیزی نیست. . . (نجم: ٣٩) و از رشوهگیری (ر. ک. بقره: ١٨٨) و رباخواری و کسب درآمد از راه استثمار دیگران، به شدت نهی می کند و می فرماید: . . . خداوند، داد و ستد را حلال و ربا را حرام کرده است. . . (بقره: ٢٧٥).  خداوند، ایجاد گشایش مالی در زندگی انسانها را در گرو تقوا می داند و می فرماید:

و هر که از خدا پروا کند، خدا برای او در کارهایش راه نجاتی فراهم می کند و او را از راهی که گمان نمی برد، روزی می دهد (طلاق: ٣٢) و در مقابل، بی ایمانی و رواج فساد و گناه در جامعه را سبب قطع برکات از جانب خداوند و نازل شدن بلاها بر آن جامعه می داند (ر. ک. روم: ٤١). امام صادق (ع) می فرمایند: خداوند، نان (روزی) را چنان قرار داد که جز با نیروی کار و مهارت و تلاش، به دست نیاید تا انسان، به کاری مشغول گردد و از پیامدهای بیکاری و گستاخی رفاهزدگی و بیهودگی بازماند (مجلسی، بی تا، ج ٣: ٨٧). ایشان، همچنین فرموده است: اگر هر چه مردم بدان نیاز داشتند، در اختیارشان قرار می گرفت، نه زندگی در کامشان گوارا بود و نه لذتی از آن می بردند. . . (حکیمی، ١٣٨٦، ج٥: ٢٩٣٢٩٢). راه کارهایی را که قرآن در جهت توسعه اقتصادی لحاظ کرده، به دو دسته معنوی و مادی تقسیم می شود که ابتدا عوامل معنوی را دسته بندی و شرح می دهیم و سپس به عوامل مادی می پردازیم.

١- عوامل معنوی توسعه اقتصادی

این بیان فقط مخصوص قرآن کریم است که از دیدگاه وحیانی این دیدگاه را بیان نموده است و به اهمیت این عوامل در رسیدن به توسعه اقتصادی تصریح کرده است.

١- ١- تأثیر تقوا در توسعه اقتصادی

«و لو أن أهل القری ءامنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض. . . »(اعراف: ٩٦ )؛ و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم ولی (آنها حق را) تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.  در جمله «لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض» استعاره به کنایه به کار رفته، زیرا برکات را به مجرایی تشبیه کرده که نعمت های الهی از آن مجرا بر آدمیان جریان می یابد، باران و برف هر کدام در موقع مناسب و به مقدار نافع می بارد، هوا در موقعش گرم و در موقعش سرد شده، و در نتیجه غلات و میوهها فراوان می شود. البته این در موقعی است که مردم به خدای خود ایمان آورده و تقوا پیشه کنند و گر نه این مجرا بسته شده و جریانش قطع می گردد (طباطبائی، ١٤١٧، ج ٨: ٢١٠). در ادامه آیه، علت بسته شدن درهای اقتصاد را این چنین بیان می کند: آنها پیامبران را تکذیب کردند و ما آنها را به کیفر معصیت ها و مخالفت ها و تکذیب پیامبران گرفتار و باران را از آنها منع کردیم و نعمت های زمین را از آنها دریغ داشتیم (طبرسی، ١٣٢٧، ج. (699: 4" برکات" جمع " برکت " است، این کلمه در اصل به معنی " ثبات" و استقرار چیزی است و به هر نعمت و موهبتی که پایدار بماند اطلاق می گردد (قرشی، ١٣٧٧، ج١: ١٨٩). قابل توجه اینکه ایمان و تقوا نه تنها سبب نزول برکات الهی می شود، بلکه باعث می گردد که آنچه در اختیار انسان قرار گرفته در مصارف مورد نیاز به کار گرفته شود. فی المثل امروز ملاحظه می کنیم قسمت بسیار مهمی از نیروهای انسانی و منابع اقتصادی در مسیر" مسابقه تسلیحاتی " و ساختن سلاحهای نابود کننده صرف می گردد، اینها مواهبی هستند فاقد هر گونه برکت، به زودی از میان می روند و نه تنها نتیجه ای نخواهند داشت، بلکه ویرانی هم به بار می آورند.

ولی اگر جوامع انسانی ایمان و تقوا داشته باشند، این مواهب الهی به شکل دیگری در میان آنها در می آید و طبعا آثار آن باقی و برقرار خواهد ماند و مصداق کلمه برکات خواهند بود که به مرور زمان این ها موجب توسعه اقتصادی خواهد شد (مکارم شیرازی، ١٣٧٤، ج٦: ٢٦٧). شک نیست که در محیط مردم مؤمن و با تقوی توجه به معنویت و ارزشهای الهی که افکار جامعه را به خود معطوف کرده، عامل مؤثری در خودداری از احتکار و ذخیره مواد غذایی و ترجیح خود بر دیگران است و باعث می شود مردم قسمتی از مال خود را به عنوان کمک در اختیار دیگران قرار دهند و این اراده قوی باعث می شود که سستی و تنبلی نتواند آن جامعه را متزلزل نماید و همه باهم در اقتصاد جامعه و پویایی رشد آن بکوشند (موسوی اصفهانی، . (170: 1386

١-٢- انفاق

انفاق مصدر باب افعال از ریشه نفق می باشد. به معنای ادای بخشی از آنچه خدا به انسان روزی کرده در راه خدا، است چه به عنوان زکات که واجب است و چه به عنوان صدقه که مستحب است (خرمشاهی، ١٣٧٧: ٣١٢).

از جمله اعمال نیکی که برای خشنودی پروردگار انجام می یابد، انفاق مال است که علاوه بر این که از هرگونه خطرهای اجتماعی و روانی جلوگیری می نماید، باعث بهرهمندی از نعمت های جاوید خداوند متعال خواهد شد، و می تواند یکی از عوامل رسیدن به توسعه اقتصادی مطلوب قرآن کریم باشد. همچنانکه می فرماید: «مثل الذین ینفقون أموالهم فی سبیل الله کمثل حبه. . . و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم» (بقره: ٢٦١)؛ مثل [صدقات] کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند دانه ای است. . . و خداوند برای هر کس که بخواهد [آن را] چند برابر می کند و خداوند گشایشگر داناست. این مثل در امثال ذرت و آفتابگردان و نظیر آنها وقوع خارجی دارد که واقعا یک دانه مبدل به هفتصد دانه بلکه بیشتر می شود، در سنبل گندم تا ٨٠ دانه شمرده شده است، سبیل الله یک معنای وسیعی است و نمی شود آن را به جهاد منحصر کرد (نجفی خمینی، ١٣٩٨، ج ٢: ١٤٧). حضرت امام جعفر صادق علیه السلام درباره تفسیر جمله (و الله یضاعف لمن یشاء) می فرماید: هرگاه بنده مؤمن احسانی بکند، خدای مهربان (ثواب) هر حسنه ای را که انجام می دهد هفتصد برابر قرار خواهد داد (قرشی، ج١، . (499: 1377انفاق به دو دسته انفاق واجب و مستحب دسته بندی می شود (غضنفری، ١٣٨٢؛ ١ ١٩٧: ١٨٧). در این قسمت پس از بررسی تاثیر انفاق بر توزیع درآمد به دلیل اهمیت انفاق واجب بررسی آن می پردازیم و از شرح انفاق مستحبی خودداری می نماییم.

١-٢- چگونگی تأثیر انفاق بر توزیع درآمد

دایره انفاق اسلامی آنقدر گسترده است که همه فعالیت های اقتصادی را پوشش می دهد. بنابراین به صورت منبع قابل اعتنایی برای تأمین اجتماعی تلقی می شوند. افراد فقیر از پرداخت انفاقهای واجب معاف هستند و هیچ گونه الزامی برای پرداخت انفاقهای مستحب نیز ندارند و نوعا شاید نتوانند انفاقهای مستحب را بپردازند. بنابراین طبقه ثروتمند و متوسط به بالا، مشمول پرداخت این انفاقها هستند که این به تعدیل توزیع ثروت و درآمد کمک می کند. از آن مهم تر نرخ مالیات، که مأخذش بخشی از زکات است و خمس ارباح مکاسب با فرض مثبت رابطه میل نهایی به مصرف درآمد ملی، تصاعدی خواهد بود و این به توزیع درآمد کمک خواهد کرد.

١-٣-١- انفاق واجب

«و منهم من عاهد الله لئن ءاتئنا من فضله لنصدقن و لنکونن من الصالحین فلما ءاتئهم من فضله بخلوا به و تولوا و هم معرضون» (توبه: ٧٦-٧٥). و از آنان کسانی اند که با خدا عهد کردهاند که اگر از کرم خویش به ما عطا کند، قطعا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد. پس چون از فضل خویش به آنان بخشید، بدان بخل ورزیدند. و به حال اعراض روی برتافتند. این دو آیه بیان رذائل بعض منافقان است که با پروردگار عهد و پیمان بستند، چنانچه به آنان مال بسیار موهبت فرماید و صدقه و زکات واجب آن را به مستحقان ادا نمایند و از جمله نیکوکاران شوند. پس از آنکه پروردگار از فضل خود اموالی را نصیب آنها فرمود، بخل ورزیده و از عهد خود و اداء حقوق واجب آن اموال خودداری و امتناع نمودند: نتیجه این تخلف از عهد و امتناع از اداء حقوق واجبه آنست که نفاق و تکذیب در قلوب آنان پدید می آید (حسینی همدانی، ١٤٠٤، ج ٨: ٧٣).

اقسام انفاق واجب

١-٣-١-١- زکات

در قرآن زکات به موارد مختلف اعم از انفاقات واجب و مستحب اطلاق شده است و نقش آن در توزیع ثروت بر کسی پوشیده نیست که خود این تعدیل، موجب توسعه اقتصادی می شود و خداوند آن را در آیات متعدد کنار نماز قرار داده است و پرداخت آن را دلیل بر تقوی شمرده است. «و أقیموا الصلاه و آتوا الزکاه و ارکعوا مع الراکعین» (بقره: ٤٣)؛ و نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید و با رکوعکنندگان رکوع کنید. «و آتوا الزکاه» معطوف و امر ایجابی و مصدر آن ایتاء به معنی پرداخت مقداری از مال به بینوایان است. «الزکاه» اسم مصدر به معنی نمو و رشد و به طور مجاز بر سبب آن اطلاق می شود، زیرا اساس اصلاحات اجتماعی و انتظام امور زندگانی جامعه ایمان و مواسات طبقات مختلفه با یکدیگر و شرکت بینوایان در سهمی از عوائد اموال ثروتمندان می باشد و کوتاهی در انجام این وظیفه اصلاحی سبب انحطاط اخلاقی و اختلال نظام زندگانی عموم طبقات اهل ایمان و تفرقه آنها از یکدیگر خواهد گردید (نجفی خمینی، ١٣٩٨، ج ١: ٢٩٢ ). باید توجه داشت که: این دو عبادت (نماز و زکات) جامع ترین و بزرگ ترین برنامه برای انجام بندگی است. نماز برای تکمیل نفس و تحصیل قرب و ارتباط با پروردگار متعال است، اگر با شرائط ظاهری و معنوی صورت بگیرد. زکات نیز برای رسیدگی به دیگران و کمک به بندگان خدا و رفع ابتلائات فقراء و مستضعفین و تهیه وسائل زندگی آنان است (مصطفوی، ١٣٨٠، ج ٢: ٩٣). زکات می تواند دو اثر متقابل بر پس اندازهای خصوصی و سرمایه گذاری داشته باشد.

گرفتن زکات سالانه از پس اندازهای خالصی (یا ثروت خالصی ) که بیش از حد نصاب است. احتمالا میل به مصرف را تقویت خواهد کرد. فرد پس اندازکننده ممکن است از خرج های گزاف رضایت بیشتری بدست آورد تا بدین وسیله از پرداخت زکات سالانه که پس انداز خالص او را کاهش می دهد، خودداری کند. بنابراین تابع مصرف به سمت بالا منتقل می شود (هر چند اصل حرمت اسراف تا حدودی جلوی برخی مصارف بالا را می گیرد).

اما زکات ممکن است عکس العملی کاملا متفاوت در او به وجود آورد. ممکن است او برای جلوگیری از کاهش تدریجی ثروتش، ثروت خود را به منابع فعال واقعی تبدیل کند، همچنین ممکن است تمایل او به سرمایه گذاری افزایش یابد. (1973: 124)زکات یک نهاد فقهی بسیار مهم فرهنگ اسلامی است که در قرآن و روایات بدان تصریح شده و از ضروریات دین اسلام است و در تعالیم اسلامی بر هیچ مالیاتی جز زکات و خمس، بدین صورت تأکید نشده است. به طور کلی، راه جبران درماندگی های اقتصادی افراد و چالش های حکومت اسلامی و از مهمترین راههای درآمد امام مسلمانها و حکومت، خمس و زکات دانسته شده است و با وجود کفایت آن، راه اخذ سایر مالیاتها بر حکومت اسلامی بسته شده است.

١-٣-١-٢- خمس

خمس، در فرهنگ لغت به معنای یک پنجم و جمع آن اخماس است (ابن منظور، پ١٤٠٥، ج٦: ٧٠ ). و قابل ذکر است که از مجموعه تعاریف فقها پیرامون واژه خمس، نکات ذیل به دست

می آید:

الف) خمس یکی از واجبات مسلم و ضروریات دین، مانند نماز و روزه است.

ب) خمس برای بنی هاشم یک حق مالی است که به احترام به جای زکات، به ایشان داده می شود.

ج) خمس فقط به فرزندان بنی هاشم داده می شود.

د) خمس واجبی است که از قرآن، سنت و از اجماع ثابت است. (محمدبن مکی، . (258: 1412

اهمیت خمس

خمس یکی از فرایض اسلامی است. قرآن مجید در بیان اهمیت آن، ایمان را با آن پیوند داده است: «واعلموا أنما غنمتم من شیء فأن الله خمسه وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل إن کنتم آمنتم بالله» (انفال، ٤١). و ای گروه مؤمنین بدانید آنچه غنیمت و فایده بدست آوردید، پس محققا برای خدا پنج یک است، برای رسول و برای ذوی القربی که ائمه علیهم السلام باشند و یتیمان و فقراء و ابن سبیل های سادات. البته اگر شما به خدا و به آنچه ما نازل کردیم بر بنده خود ایمان آورده باشید (طیب، ١٣٧٨، ج ٦: ١٤٥). روایات بسیاری در مورد اهمیت پرداخت خمس در منابع حدیثی آمده است. از جمله اینکه:

١- ابی بصیر می گوید: من به امام جعفر صادق (ع) عرض کردم: آسانترین چیزی که انسان را جهنمی می کند چه است؟ امام فرمود: «من اکل مال الیتیم درهما ونحن الیتیم»؛ هر کس مال یتیمی را بخورد و ما یتیم هستیم (همان: ٤٨٣).

٢- امام باقر (ع)، فرمود: «لایحل لاحد انیشتری من الخمس شیئا حتی یصل الینا حقنا»؛ برای هیچ کس جایز نیست از مالی که خمس به آن تعلق گرفته، چیزی بخرد، مگر اینکه حق ما را به ما برساند. (حرعاملی، بی تا، ج٦: ٤٨٢).

١-٤- نفی رشوه یکی از عوامل بازدارنده توسعه اقتصادی

در کتاب مجمع البحرین گفته شده است: رشوه غالبا در اعطای چیزی به منظور ابطال حقی و یا احیای باطلی به کار برده می شود (طریحی، ١٣٧٥، ذیل باب الرشوه). جعفر لنگرودی در کتاب ترمینولوژی حقوق راجع به واژه رشوه این طور می نویسد: رشوه دادن مالی است که به مامور رسمی یا غیر رسمی دولتی یا بلدی به منظور انجام کاری از کارهای اداری یا قضائی ولو اینکه آن کار مربوط به شغل گیرنده مال نباشد. خواه مستقیما آن مال را دریافت کند و یا به واسطه شخصی داده می شود. دیگر آن را بگیرد (این شخص واسطه را در فقه رایش گویند و دهنده مال را راشی نامند و گیرنده مال را مرتشی خوانند) فرق نمی کند که گیرنده مال توانایی انجام کاری را که برای آن رشوه گرفته داشته باشد یا خیر و فرق نمی کندکه کاری که برای راشی باید انجام شود حق او باشد (لنگرودی، ١٣٨٠: 335)در اسلام رشوه دهنده و رشوه گیرنده به شدت محکوم و مستحق آتش معرفی شدهاند و پولی که از این راه تحصیل می شود حرام و نارواست. یکی از بلاهای بزرگی که از قدیم ترین زمانها دامنگیر بشر شده و امروز با شدت بیشتر ادامه دارد، بلای رشوه خواری است که یکی از بزرگترین موانع اجرای عدالت اجتماعی بوده و باعث فقر در جامعه شده است. قرآن در آیه ١٨٨ سوره بقره مساله رشوه را به عنوان امر نابهنجار در حوزه عمل اجتماعی مطرح می سازد. از نظر قرآن اموری که موجب می شود تا شخصی به پرداخت رشوه اقدام کند نمی تواند امری هنجاری و قانونی باشد و در اصل شخص می کوشد تا با رشوه دادن، قانون را دور بزند و یا مجریان را به اعمال ضدقانونی وادار کرده و بدان سو بکشاند. مهم ترین عاملی که موجب می شود تا شخص رشوه دهد امور مالی و کسب درآمدهای نامشروع است. «و لا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل و تدلوا بها إلی الحکام لتأکلوا فریقا من أموال الناس بالاثم و أنتم تعلمون» (بقره: ١٨٨)؛ و دارایی های همدیگر را میان خود به نادرستی مخورید و آنها را (با رشوه) به سوی داوران سرازیر نکنید تا بخشی از دارایی های مردم را آگاهانه به حرام بخورید. این آیه اشاره به یک اصل کلی و مهم اسلامی دارد که در تمام مسائل اقتصادی حاکم است. مراد این است که اموال به عنوان رشوه به قاضی ها و فرمانروایان داده شود تا در دادگاهها به نفع آنها رأی دهند و بدان وسیله اموال دیگران را تصاحب نمایند، علت تعبیر با «تدلوا» شاید آن باشد که رشوه دادن مثل فرستادن دلو به چاه است. برای آب کشیدن چنان که در «آلاء الرحمن » گفته شده است (قرشی، ١٣٧٧، ج١: 346)

١- ٥- ربا به عنوان عامل منفی در توسعه اقتصادی

«الذین یأکلون الربوا لا یقومون إلا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس. . .»(٢٧٥: بقره)؛ کسانی که ربا می خورند، [از گور] برنمی خیزند مگر مانند برخاستن کسی که شیطان بر اثر تماس، آشفته سرش کرده است. . . ربا از کلمه ربو گرفته شده است. یعنی بیش از آنچه که داد گرفت، آن چیز را افزون کرد (مهیار، بی تا: ٣٨). به دنبال بحث درباره انفاق در راه خدا و بذل مال برای حمایت از نیازمندان در این آیات از مساله رباخواری که درست بر ضد انفاق است، سخن می گوید، زیرا رباخواری موجب افزایش فقر در جامعه و تراکم ثروت در دست عدهای محدود و محرومیت اکثر افراد اجتماع است. انفاق سبب پاکی دل و طهارت نفوس و آرامش جامعه، و رباخواری سبب پیدایش بخل و کینه و نفرت و ناپاکی است (مکارم شیرازی، ١٣٧٠، ج ٢: ٣٦٥-٣٦٤). افراد کوتاه بین ممکن است گمان کنند که ثروت به وسیله رباخواری زیاد می شود، اما در پیشگاه خداوند چیزی بر آن افزوده نخواهد شد (همان)، و این خود باعث فقر اقتصاد جامعه خواهد شد. اگر کسی به رباخواری که به شدت از طرف ذات اقدس پروردگار تحریم گردیده است، مشغول گردد، باید این را در نظر داشته باشد که دیر یا زود اموالی را که از این راه به دست آورده از دست خواهد داد و خود او را نیز در این راه به نابودی خواهد کشید، چرا که خداوند وعده فرموده است که سود ربا را نابود می گرداند که ربا جز لعنت و شقاوت در دنیا و آخرت سودی ندارد: «یمحق الله الربوا و یربی الصدقات. . . » (بقره: ٢٧٦). خداوند ربا را نابود می کند (برکت مال ربوی را می برد) و برکت صدقات را فزونی می بخشد.

١-٥-١- عقوبت ربا در گفتار معصومین (علیهم السلام)

برای آنکه قباحت امر ربا بیشتر آشکار شود، جا دارد که در اینجا چند روایت از معصومین (علیهم السلام) را نقل نمایم که یکی از آنها نیز برای عبرت هر مسلمانی کفایت می کند. از حضرت امام صادق علیه السلام منقول است که پیامبر اکرم (ص ) در سفارش خود به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: یا علی یک درهم ربا از نظر گناه و شدت عقوبت بزرگتر است از اینکه کسی هفتاد مرتبه با محرم خود در خانه کعبه زنا کند (حر عاملی، ج ١٢، بی تا: ٤٢٦). از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منقول است که فرمودند: شب معراج دیدم جمعی را که هر چه می خواستند برخیزند از بزرگی شکم هایشان، نمی توانستند و گفتند ما در دنیا از رباخواران بودیم (مجلسی، ١٣٦٦: ١٢).

١-٥-٢- نمونه ای از اثرات مخرب رباخواری در یک جامعه

اگر رباخواری در جامعه ای مرسوم گردد، آن جامعه را به نابودی می کشاند، به طوری که می توان به اختصار به دو اثر آن در جامعه اشاره نمود: سنت و دستور حسنه (قرض الحسنه) که خداوند و ائمه معصومین (علیهم السلام) به آن دستور داده اند از بین می رود و هیچ کس بدون سود به نیازمندی پول قرض نمی دهد و در نتیجه حرام خواری در بین افراد رواج می یابد.

١-٦- اقامه قسط

«لقد أرسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط. . . »(حدید: ٢٥)؛ به راستی [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند. . . ابن زید و جبائی و مقاتل بن سلیمان گویند یعنی با ایشان از آسمان ترازویی را نازل کردیم که دارای دو کفه است و با آن سنجیده می شود و بعضی گویند: یعنی صفت میزان را نازل کردیم. (لیقوم الناس ) تا آنکه مردم در معاملاتشان قیام (بالقسط ) کنند یعنی به عدل داد و ستد کنند (طبرسی، ج ٩: ٣٦٣). این آیه زینت بخش قانون اساسی جمهوری اسلامی شده است و به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی (بند ٩ از اصل ٣) تأکید شده است (بهشتی، ١٣٨٢: ١١). از جمله یکسان بودن زن و مرد از لحاظ قانونی (اصل ٢٠) و ایجاد شرایط مساوی کار و اشتغال (اصل ٢٧) که اینها باعث توسه اقتصاد خواهد شد (همان). یعنی هر گاه قیام به قسط صورت گیرد و جوامع بشری در تولید و توزیع و مصرف به حق و عدالت عمل کنند، ریشه فقر و گرسنگی از آن جامعه کنده خواهد شد و اقتصادی پویا در آن جامعه خواهیم دید (موسوی اصفهانی، ١٣٦٨: ١٨٤).

٢- عوامل مادی توسعه اقتصادی

عوامل مادی در این مبحث به چهار دسته تقسیم بندی شده است و سپس هر یک شرح می شود.

٢-١- تشویق به تولید

قرآن پی در پی آمدن لیل و نهار را ایجاد زمینه برای حرکت و تولید به حساب می آورد. جمله لتبتغوا من فضله در آیات بسیاری تکرار شده است که این حرکت و تولید باعث رشد اقتصاد خواهد شد. «ومن رحمته جعل لکم اللیل والنهار لتسکنوا فیه ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون» (قصص: ٧٣ )؛ و یکی از رحمت های خداوند آن است که شب و روز را برایتان قرار داد تا آرامش یابید و از فضل او بهره گیرید. باشد که شکرگزار شوید. آرامش شب، مقدمه تلاش روز است. «لتسکنوا فیه و لتبتغوا» خداوند، بخشنده است، ولی انسان باید تلاش کند، چون شب برای آسایش و روز برای کار و فعالیت است و آنچه بدست آوریم از فضل اوست، به زرنگی خود ننازیم، نعمت های مادی باید مقدمه شکر و کسب مراتب معنوی باشد. دنیا اگر وسیله رشد، قرب و شکر به درگاه الهی باشد، منفور و مذموم نیست (قرآئتی، ١٣٨٣، ج ٩: ٩٠). خداوند انسانها را به امر تولید در روز وا داشته است، زیرا امروز از نظر علمی ثابت شده است که تمام دستگاههای بدن انسان در برابر نور فعال و سرزنده می شوند: گردش خون، دستگاه تنفس، حرکت قلب، و سایر دستگاهها، و اگر نور بیش از اندازه بتابد، سلولها خسته می شوند و نشاط جای خود را به فرسودگی می دهد. بر عکس، دستگاههای بدن در تاریکی شب در آرامش و آسایش عمیقی فرو می روند و در سایه آن تجدید قوا و نشاط می کنند (مکارم شیرازی، ١٣٧٤، ج١٦: ١٤٨).

٢-١-١- عوامل تولید

اقتصاددانان معمولا عوامل مؤثر در تولید را به سه دسته تقسیم می کنند (دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ١٣٦٣: ٢٩٧). ما نیز در اینجا برای بیان مطالب مربوط به تولید همین تقسیم بندی را ذکر می نماییم.

٢-١-١-١- منابع خدادادی

یکی از عوامل تولید، بلکه منشأ اصلی آن منابعی می باشد که خداوند در طبیعت قرار داده است تا بشر به صورتهای گوناگون از آنها استفاده ببرد. «و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الأرض جمیعا منه إن فی ذالک لایات لقوم تفکرون» (جاثیه: ١٣)؛ و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست. قطعا در این [امر] برای مردمی که می اندیشند، نشانه هایی است. در این آیه تذکر می دهد که نه فقط دریاها برای نفع شما افراد بشر مسخر گردیده، بلکه آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از کرات و ستارگان و سیارات موجود گردیده، همگی را برای پیدایش وجود بشر و تأمین معاش و آسایش آنان مسخر گردانیده و به حرکت درآورده و هر یک برای انجام کاری موظف گردیدهاند (بانوی اصفهانی، ١٣٦١، ج١٣: ٩٥ ). در صورت استفاده به جا از منابع طبیعی، اقتصاد یک سرزمین به آرامی به وضع مطلوبی خواهد رسید.

٢-١-١-٢- نیروی انسانی

یکی دیگر از عوامل مؤثر در تولید، نیروی انسانی است که باید مواد خام را به کمک فکر یا قدرت جسمی افراد تبدیل به کالاهای مورد نظر کند و در خدمت اقتصاد جامع قرار دهد. امام صادق (ع) می فرماید: «لا تکسلوا فی طلب معایشکم فان آبائنا کانوا یرکضون فیها و یطلبونها» (دفتر همکاری حوزه م دانشگاه، ١٣٦٣: ٣٠٠). حدیث این را می رساند که انسان باید در هر دورهای تلاش کند و از تلاش باز نایستد. بنابراین دین مبین اسلام آدمی را هر لحضه به تلاش بر می انگیزد چرا که توسعه یک ملت در دستان انسانهای آن می باشد. در بخش نیروی انسانی سه عنوان اصلی ابعاد وجودی انسان، فطرت و سرشت انسان و خدا عناصر مهم جهان بینی قرآن کریم می باشند که ارتباط تنگاتنگی با تدوین نظریه های اقتصادی و نیز تنظیم رفتارهای اقتصادی دارند (هادوی نیا، ١٣٨٧: ٢٨٩ ). چرا که بعد مادی در رابطه با اشتراکات انسان با حیوان مربوط دنیاست و بعد معنوی مربوط به نیازهای غیر مادی و مربوط به جهان آخرت است.

٢-١-١-٣- سرمایه گذاری

اگر انسان برای توسعه اقتصاد جامعه فقط بخواهد به منابع خدادادی تکیه کند، بهره برداری به پایین ترین سطح تقلیل پیدا می کند. بنابراین باید مقداری از نیروی کار انسانی به شکل های مختلفی سرمایه گذاری شوند.

در داستان حضرت یوسف از برنامه ریزی بلند مدت پانزده ساله در سرزمین مصر و تهیه عوامل تولید و به کارگیری آن در انباشت گندم درون انبارهای ساخته شده، سخن به میان آمده است. «قال تزرعون سبع سنین. . . وفیه یعصرون» (یوسف: ٤٩-٤٧). گفت هفت سال پی در پی می کارید. . . و در آن آب میوه می گیرند.

٢-٢- فراوانی منابع دنیا

بر خلاف دیدگاه اقتصاددانان که منابع اقتصادی را محدود و آینده را تیره و تار می بینند، قرآن از منابع نامحدود سخن می گوید که در این جایگاه انسان زمانی می تواند به پیشرفت دست پیدا کند که کفران نعمت ننماید: «وآتاکم من کل ما سألتموه وإن تعدوا نعمت الله لا تحصوها» (ابراهیم: ٣٤). و از هر چیزی که از او تقاضا کردید و از نظر جسم و جان فرد و اجتماع و سعادت و خوشبختی به آن نیاز داشتید در اختیار شما قرار داد و به این ترتیب " اگر نعمت های الهی را بخواهید بشمرید، هرگز نمی توانید شماره کنید " اما با این همه لطف و رحمت الهی، باز این انسان ستمگر است و کفران کننده نعمت (مکارم شیرازی، ١٣٧٤، ج١٠: ٣٥١). نعمت هایی که اگر به درستی از آنها استفاده می کرد می توانست، سراسر جهان را گلستان کند و طرح مدینه فاضله را پیاده سازد، بر اثر سوء استفاده ها و ظلم ها و کفران نعمت ها به جایی رسیده است که افق زندگی ایشان را تاریک، و شهد حیات را در کامش زهر جان گداز کرده، و انبوهی از مشکلات طاقت فرسا به صورت غل ها و زنجیرها بر دست و پایش نهاده است (همان). بنابراین هر چه در زندگی انسان مورد نیاز باشد، از جانب خداوند عطا شده است، ولی پارهای از افراد بر اساس کفران نعمت موجب از دست دادن این نعمت ها می شوند (طبرسی، ١٣٧٢، ج. (486: 6

٢-٣- نفی سبیل کفار بر مسلمین تکلیفی در جهت توسعه اقتصادی

یکی از امور مسلم، بلکه ضروری دین اسلام، نفی سبیل و قطع راههای سلطه کفار و اجانب بر مسلمانان و جامعه اسلامی است. این تکلیف در قرآن به صورت خبر آمده است: «لن یجعل الله للکافرین علی الموءمنین سبیلا» (نساء: ١٤٠). نه به شکل جمله انشایی و امری. در جای خود در اصول فقه (٥٣) ثابت شده که این گونه واجبات با اهمیت تر و مورد تأکید بیشتر شارع هستند. خداوند متعال در این آیه فرموده است که کفار راهی برای سلطه بر مسلمانان و جوامع اسلامی ندارند. اگر این آیه را به عنوان خبر تلقی کنیم، از آن کذب لازم می آید و تعالی الله عن ذلک. از این جهت، باید آیه را حمل بر جمله انشایی و امر نموده و قایل شویم به این که خداوند از این بیان می خواسته است یک تکلیف و امر مؤکد بر مسلمانان و حکومت اسلامی را بیان نماید که آنان باید تمام راههای تسلط کفار بر خود و جامعه خود را قطع و سد نمایند (خراسانی، ١٤١٢: ٩٢). این امر آن قدر مورد تأکید خداوند است که تحقق آن به وسیله مسلمانان، مفروغ عنه گرفته شده و به صورت یک خبر القا شده است. فقها این اصل فرهنگ اسلامی را به صورت یک قاعده مهم فقهی در آورده و تحت عنوان «نفی سبیل » درباره آن و از جزئیات آن بحث می کنند و مبنای استنباط و اجتهاد بسیاری از احکام فرعی در موضوعات مختلفی در باب معاملات، روابط بین مسلم و غیرمسلم، اجرای حدود و مجازاتها قرار دادهاند (بجنوردی، بی تا، ج ١: ١٥٧). جریان این قاعده در باب معاملات و مسائل اقتصادی دو ویژگی مهم نظام اقتصاد اسلامی را به دست می دهد، اول: استقلال اقتصادی نظام اسلامی و دوم: برتری نظام اقتصادی اسلام بر سایر نظام ها. متأسفانه کشورهای اسلامی به خاطر عقب ماندگی از آیات قرآن و تعالیم اسلام هنوز نتوانسته اند این دو ویژگی را برای نظام اقتصادی خود دست و پا کنند. بدون شک اقتصاد جوامع اسلامی یکی از راههای نفوذ و سلطه کفار است. از این رو، استقلال و برتری اقتصادی جامعه اسلامی یکی از مهمترین راههای نفی سبیل و قطع کانال نفوذ و سلطه کفار بر مسلمین است. آنچه مسلم است استقلال و برتری اقتصادی در گرو توسعه اقتصادی و برخورداری از نظام اقتصادی سالم و اکتفا به خود است، بر این اساس از قاعده نفی سبیل وجوب توسعه اقتصادی در جوامع اسلامی بر مسلمانان و حکومت اسلامی استنباط می گردد (موسوی اصفهانی، ١٣٦٨: ١٣٦).

٢-٤- تشویق به صنعت و تکنولوژی

«و أعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم. . . » (انفال: ٦٠ )؛ و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و تخویف دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید. ولی افسوس که مسلمانان با داشتن یک چنین دستور صریح و روشنی گویا همه چیز را به دست فراموشی سپردهاند، نه از فراهم ساختن نیروهای معنوی و روانی برای مقابله دشمن در میان آنها خبری هست و نه از نیروهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و عجب این است که با این فراموشکاری بزرگ و پشت سر انداختن چنین دستور صریحی باز خود را مسلمان می دانیم و گناه عقب افتادگی خود را به گردن اسلام می افکنیم و می گوئیم اگر اسلام آیین پیشرفت و پیروزی است پس چرا ما مسلمانها عقب افتادهایم؟! (مکارم شیرازی، ١٣٧٤، ج ٧: ٢٢٣). حسینی همدانی درباره آیه شریفه می گوید: نیروی دفاعی و تجهیزات جنگی را بر حسب اقتضاء هر زمان باید آماده نمود و مراد از کلمه (رباط الخیل ) اسب های تربیت شده و کنایه از تجهیزات جنگی بر حسب اقتضاء هر زمان است و قیام به آن از شئونات حکومت اسلامی است که دارای شرایط و امکانات می باشد و از وظیفه افراد خارج است (حسینی همدانی، ج ٧: ٣٩٧). هر چند که ایمان به خدا و قوی بودن روحیه نقش تعیین کنندهای در جنگ مسلمانان با کفار داشت ولی نباید به نقشی که ابزار جنگی و سلاحها در پیروزی دارد غافل بود. از این جهت است که قرآن کریم از یک طرف مسلمانان را به استواری و صبر و استقامت و توکل به خدا در میدان جنگ می خواند و از سوی دیگر آنها را به تهیه ساز و برگ نظامی و مسلح شدن به سلاحهای روز دعوت می کند (ثقفی تهرانی، ١٣٩٨، ج ٢: . 545)

٢- ٤-١- عملیات سدسازی با آهن و مس گداخته

عملیات سدسازی در ذیل آیات ٩٧-٩٤ سوره کهف بیان شده است. در این آیات اشاره به ساختن پلی از جنس آهن و مس شده است و این در حالی است که انسان امروزی، از این ابزار استفاده می کنند و این خداوند است که چنین قدرتی را به ذوالقرنین عطا نمود تا جنگ و ستیز میان دو قوم یأجوج و مأجوج را به پایان ببرد (ر. ک: طیب، ١٣٧٨، ج ٨: ٤٠٠-٣٩٩). ساختن سد توسط ذوالقرنین و مراحل آن را در چند مرحله بیان شده است.

١- جمع آوری قطعات آهن.

٢- چیدن آهن ها بر روی یکدیگر تا کاملا میان دو کوه پوشانده شود.

٣- آوردن مواد آتش زا (هیزم و مانند آن ) و آن را در دو طرف سد قرار دادن

٤- دمیدن در آتش تا قطعات آهن سرخ شوند.

٥- سرانجام ریختن مس ذوب شده بر روی سد (مکارم شیرازی، ج ١٢: ٥٣٥).

٢-٤-٢- صنایع کشتی سازی و دریانوردی«و اصنع الفلک بأعیننا و وحینا و لا تخطبنی فی الذین ظلموا إنهم مغرقون» (هود: ٣٧). و زیر نظر ما و وحی ما کشتی را بساز، و درباره کسانی که ستم کردهاند با من سخن مگوی، چرا که آنان غرق شدنی اند. مراد از وحی دستور عملی درباره ساختن کشتی و چگونگی وصل کردن چوبها و نیز درباره کوبیدن میخ ها است، که به طور محکم ساخته شود و با امواج خروشان طوفان که مدت زیادی به طول می انجامد، بتواند مقاومت نماید و وسیله رحمت و نجات سرنشینان آن از خطر غرق شدن گردد ( حسینی همدانی، ١٤٠٤، ج ٨: ٤٠٢). منظور از کلمه " اعیننا"(در برابر دیدگان ما) اشاره به این است که تمام تلاشها و کوشش های تو در این زمینه در حضور ما است، بنابراین با فکر راحت به کار خویش ادامه ده، طبیعی است این احساس که خداوند حاضر و ناظر است و محافظ و مراقب می باشد به انسان هم توان و نیرو می بخشد، و هم احساس مسئولیت بیشتر! و از کلمه " وحینا" چنین بر می آید که نوح چگونگی ساختن کشتی را نیز از فرمان خدا می آموخت و باید هم چنین باشد، زیرا نوح پیش خود نمی دانست ابعاد عظمت طوفان آینده چه اندازه است تا کشتی خود را متناسب با آن بسازد، و این وحی الهی بود که او را در انتخاب بهترین کیفیت ها یاری می کرد (مکارم شیرازی، ج ٩: ٩٠).

نتیجه

آنچه در این مقاله به دست می آید این است که قرآن راه کارهایی را که موجب توسعه اقتصادی می شود بیان نموده است که به دو دسته معنوی (مانند انفاق، تأثیر تقوی در توسعه اقتصادی، نفی سبیل کفار بر مسلمین ) و اقتصادی (مانند توسعه اقتصادی، تشویق به صنعت و تکنولوژی و. . . ) تقسیم بندی می شود. این بستگی به افراد جامعه دارد که با توجه به تفاسیر آیات که مفسران آنها را بررسی کردهاند و داشتن ایمان و اعتقاد به خدا و کتاب وحی بتوانند آنها را در زندگی و جامعه به کار گیرند تا در تمام مراحل زندگی به موفقیت دست پیدا کنند و این رشد و توسعه زمانی اتفاق می افتد که جوامع اسلامی متکی به خود باشند. لازمه این کار بی توجهی به استهزاء و تهدید کفار و غرب و ایمان به خداوند با توجه با آیات قرآن است. مسلمانان با وحدت و همکاری در زمینه های اقتصادی می توانند به پیشرفت دست پیدا کنند.

منابع و مآخذ

قرآن کریم.

نهج البلاغه. (١٣٨٨). ترجمه محمد دشتی. قم: نشر نشتا.

آخوند خراسانی. (١٤١٢). کفایه الاصول. قم: مؤسسه نشر اسلامی.

ابن منظور، محمدبن مکرم. (١٤٠٥). لسان العرب. چاپ سوم. قم: ادب الحوزه.

بانوی اصفهانی، سیده نصرت امین. (١٣٦١). مخزن العرفان در تفسیر قرآن. تهران: نهضت زنان مسلمان.

بجنوردی، حسن. (بی تا ). القواعد الفقهیه. قم: مکتبه بصیرتی.

پژوهش نامه معارف قرآنی » زمستان 1390 - شماره 7 (صفحه 124)

بهشتی، محمدباقر. (١٣٨٢). توسعه اقتصادی ایران. تبریز: انتشارات دانشگاه تبریز.

تفسیر هدایت. (١٣٧٧). مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.

تودارو، مایکل. (١٣٧٠). توسعه اقتصادی در جهان سوم. ترجمه غلامعلی فرجادی، سازمان برنامه و بودجه، تهران: بی نا.

ثقفی تهرانی، محمد. (١٣٩٨ ). تفسیر روان جاوید. چاپ سوم، تهران: انتشارات برهان.

جعفری لنگرودی، محمد جعفر. (١٣٨٠ ). ترمینولوژی حقوق. چاپ یازدهم. بی جا: گنج دانش.

حرعاملی، محمد بن حسن. (بی تا). وسائل شیعه. تهران: دارالکتب الاسلامیه.

حسینی همدانی، سید محمد حسین. (١٤٠٤). انوار درخشان. تهران: کتاب فروشی.

حکیمی محمد و حکیمی علی. (١٣٨٦). الحیاه. ترجمه آرمان احمد. قم: نشر نگارش.

دفتر همکاری حوزه و دانشگاه. (١٣٦٣ ). درآمدی بر اقتصاد اسلامی. بی جا: سلمان فارسی.

خرمشاهی، بهاء الدین. (١٣٧٧). دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی. تهران: انتشارات سمت.

خلیلیان اشکذری، محمد جمال. (١٣٨٤). شاخص های توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام. چاپ دوم. تهران: انتشارات موسسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).

خلیلیان اشکذری، محمد جمال. (١٣٨٤). فرهنگ اسلامی و توسعه اقتصادی.

تهران: انتشارات موسسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).

خوشنویس، جعفر. (بی تا ). خطوط کلی اقتصاد در قرآن و روایات. ترجمه مهدی انصاری. اصفهان: کتابخانه امیرالمؤمنین (ع ).

دمایر، جرالد. (بی تا). مباحث اقتصاد توسعه. ترجمه غلامرضا آزاد. تهران:

نشر نی.

پژوهش نامه معارف قرآنی » زمستان 1390 - شماره 7 (صفحه 125)

شایانمهر، علی رضا. (١٣٧٧ ). تطبیقی علوم اجتماعی. تهران: بی نا.

شهید اول، محمدبن مکی. (١٤١٢). الدروس الشرعیه. قم: مؤسسه نشر اسلامی.

طاهری، شهنام. (١٣٧٨ ). توسعه اقتصادی و برنامه ریزی. بی جا: نشر هستان.

طباطبائی، سیدمحمدحسین. (١٤١٧ ). المیزان فی تفسیر القرآن. چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

طبرسی، فضل بن حسن. (١٣٧٢ ). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. چاپ سوم، تهران: انتشارات ناصر خسرو.

طریحی، فخرالدین. (١٣٧٥). مجمع البحرین. چاپ سوم، تهران: کتابفروشی مرتضوی.

طیب، عبد الحسین. (١٣٧٨ ). اطیب البیان فی تفسیر القرآن. چاپ دوم، انتشارات اسلام.

غضنفری، علی. (١٣٨٢). ره رستگاری. قم: انتشارات لاهیجی. چاپ اول.

قرائتی، محسن. (١٣٨٣). تفسیر نور. چاپ یازدهم، تهران: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.

قرشی، سید علی اکبر. (١٣٧١ ). قاموس قرآن. چاپ ششم، دار الکتب الاسلامیه.

قرشی، سید علی اکبر. (١٣٧٧). احسن الحدیث. چاپ سوم، تهران: بنیاد بعثت.

مجلسی، محمد باقر. (١٣٦٣). حلیه المتقین. چاپ سوم، تهران: نشر اسلامیه.

مصطفوی، حسن. (١٣٨٠ ). تفسیر روشن. تهران: مرکز نشر کتاب.

مکارم شیرازی، ناصر. (١٣٧٤). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الإسلامیه.

موسوی اصفهانی، جمالالدین. (١٣٦٨). پیام های اقتصادی قرآن. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

مهیار، رضا. (بی تا ). فرهنگ ابجدی عربی - فارسی. بی جا: بی نا.

نجفی خمینی، محمد جواد. (١٣٩٨). تفسیر آسان. تهران: انتشارات اسلامیه.

نظری سهراب و موسوی حبیب. (١٣٧٨). توسعه اقتصادی و برنامه ریزی. تهران:

نشر روشن.

پژوهش نامه معارف قرآنی » زمستان 1390 - شماره 7 (صفحه 126)

هادوی نیا، علی اصغر. (١٣٨٧). فلسفه اقتصاد در پرتو جهان بینی قرآن کریم.

تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

Friedmann، G. (1972). Center in Regional Economic Development.

Edited by N. M. Hansen.

Gunnar ، M. (1975). The Stream، Critical Essays ON Economics.

London: the Macmilan press.

Kahf، M. (1973). A Contribution to the Study of the Economic of

Islam. Utah: USA Univ of Utoh، S. L. C.


تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (48)
کد خبر: 6274
  • بررسی توسعه اقتصادی از منظر قرآن کریم

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

اين ماه: 497352                              ديروز: 28333                              امروز: 22256

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2018) محفوظ می باشد.