08

چرا غدیر به غیبت ختم شد؟!

چرا غدیر به غیبت ختم شد؟!

حجت الاسلام سلیمانی با اشاره به علل غصب ولایت امیرالمومنین(ع)، گفت: اینکه ولایت، یک روز در غدیر در راس و بالای دست رسول خدا(ص) بود و امروز به جایی می رسد که نمی تواند در جامعه حاضر باشد، علل متعددی دارد.

حجت‌الاسلام جواد سلیمانی، استاد حوزه و کارشناس تاریخ اسلام در گفت و گو با خبرنگار مهدویت و غدیر خبرگزاری شبستان درباره فلسفه رسیدن به غیبت امام عصر(عج) بعد از واقعه ای با عظمت غدیر و ولایت امیرالمومنین(ع)، گفت: برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است؛ نخست اینکه مهم‌ترین مسئله‌ای که در صدر اسلام سبب شد ولایت امیر(ع) و وصیت نبی(ص) نادیده گرفته شود، «نوع نگاه به رسالت» بود؛ برخی بسیار سطحی نگرانه از کنار رسالت رسول خدا صل الله علیه وآله گذشتند، یعنی تصور کردند همین که رسول خدا(ص)  را دوست داشته باشند و در زمان حیات پیامبر(ص) با ایشان باشند و به سخنان حضرت(ص) گوش فرا دهند، دین‌شان کامل است و مسئولیت دیگری ندارند.


وی با بیان اینکه بسیاری از این افراد دین‌شان بند به شخص رسول الله(ص) بود، تصریح کرد: یعنی تا وقتی رسول خدا صل الله علیه وآله در میان آنان بودند، ایمان آنها هم پابرجا و استوار بود و وقتی پیامبر_ص) در میان شان حضور نداشت، ایمان‌ شان فروکش می کرد. به عنوان مثال در جنگ اُحُد تا زمانی که شایعه کشته شدن رسول خدا صلوات الله علیه وآله در میان نبود، همه خوب می جنگیدند اما همین که شایعه کشته شدن حضرت(ص) پخش شد بسیاری از افراد پا به فرار گذاشتند و حتی گفتند «بهتر است پیش عبدالله بن اُبَی برویم که نزد ابوسفیان برای ما وساطت کند تا به خاطر این مدتی که مسلمان بوده ایم کاری با ما نداشته باشد.» یعنی به یکباره فروغ ایمان در دل آنها از بین می رفت!

سلیمانی تاکید کرد: این رویکرد در موضوع ولایت و امامت نیز صادق بود، وقتی رسول خدا صل الله علیه وآله فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» این گروه آمدند و در حضور پیامبر(ص) با امیرالمومنین علیه السلام  بیعت کردند اما بعد، وقتی پیامبر(ص) در بستر بیماری قرار گرفت ارادتی که به ایشان و دین داشتند، کم فروغ شد و به دنبال آن موضوع بیعت با امیرالمومنین علیه السلام  نیز تحت الشعاع قرار گرفت. فلذا وقتی رسول خدا صل الله علیه وآله بیمار شدند آرام آرام بنای نافرمانی گذاشتند.

ایمان هایی که به آسمان وصل نبود


عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی (ره) بیان کرد: لذا وقتی پیامبر(ص) فرمودند همه در سپاه اسامه به جنگ با رومیان بروید، بسیاری از این دستور پیامبر(ص) سر باز زدند! چون ایمان آنها بند به شخص پیامبر(ص) بود، ایمان ضعیفی که وقتی پیامبر(ص) رحلت کرد  گرایش ها و رقابت های قبیله ای جای آن را گرفت. با همین رقابت ها بود که گفتند امیرالمومنین علیه السلام جانشین پیامبر(ص) نباشد و تعبیر هم می کردند رسالت در میان بنی هاشم بوده و لذا لازم نیست جانشینی و ولایت نیز از آن ِ بنی هاشم باشد.

وی اضافه کرد: «رقابت های قبیلگی» برای آنها مهم بود نه آنکه خدا و رسول خدا صل الله علیه وآله چه می خواهند؟.

حجت الاسلام سلیمانی در ادامه با اشاره به آیاتی از قرآن کریم گفت: قرآن در سوره مبارکه آل عمران می فرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ؛ محمد صلّ اللّه علیه و آله جز یک پیامبر نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند، آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیّت خود رجوع خواهید کرد؟» یعنی چرا دین شما بنده به شخص است؟ او یک رسول است؛ رسولان دیگر هم آمدند و رفتند؛ اصولا رسول نمی ماند اما دینش باقی می ماند. شما باید از رسول به دینش برسید.

کارشناس دینی ابراز کرد: این موضوع یکی از ریشه‌ای ترین عواملی است که موجب شد ولایت جدی گرفته نشود و سفارش رسول خدا صل الله علیه وآله در این باره تا حد یک سفارش شخصی تلقی شود. امروز نیز در جامعه ما کسانی هستند که از ارادتمندان به حضرت امام (ره) بودند. اگر حضرت امام در زمان حیات شان دستوری می داند آنها دقیقا اجرا می کردند اما فقط به «شخص» امام ارادت داشتند و به «شخصیت» امام نرسیده بودند. حضرت امام یک «شخص» بود با خصوصیات اخلاقی خود، یک بیوگرافی ویژه، ظاهر و قیافه خاص خود، اما شخصیت امام عبارت است از «ولی فقیه»؛  کسی که می خواهد احکام خدا (فقه) را در جامعه پیاده کند.

وی ادامه داد: کسانی که از ارادت به حضرت امام (ره) به ارادت به احکام الهی و خداوند متعال و ارادت به حقیقت انقلاب رسیدند، دانستند که یکی از عناصر اصلی حقیقت انقلاب، «مطیع بودن در برابر ولایت فقیه» است. اگر چنین نگاهی برای همگان حاصل می شد برخی بعد از حضرت امام دچار مشکل نمی شدند.

حجت الاسلام سلیمانی در بخش دیگری از سخنان خود به سایر عوامل موثر در عقب‌گرد جامعه اسلامی از غدیر به غیبت، گفت: یکی دیگر از مسایل این بود که افرادی که این ضعف در شخصیت آنها وجود داشت برای فاصله گرفتن از امیرالمومنین علی علیه السلام بعد از رسول خدا صل الله علیه وآله، می بایست رفتار خود را تئوریزه می کردند. به عبارت دیگر اگر می گفتند می خواهیم نافرمانی کنیم در تاریخ زیر سوال می رفتند بنابراین ادعا کردند رسول خدا صل الله علیه وآله یک شخصیت قدسی و آسمانی و منصوب از طرف خدا بود ولی بعد از ایشان شخصیت آسمانی دیگری وجود ندارد. آنها می گفتند: «إنّ اللهَ بَعَثَ محمداً نَبّیا...؛ ما قبول داریم که پیامبر را خدا مبعوث کرد و لِلمُومنینَ وَلیّاً ...و برای مومنان ولی قرار داد، اما بعد از پیامبر(ص) کارها را به مردم واگذار کرد که بر اساس خیراندیشی برای خود کسی را انتخاب کنند» این سخنان در منزل عباس عموی پیامبر(ص) مطرح شد.

نافرمانی از حضرت امیر(ع) را تئوریزه کردند

استاد تاریخ اسلام تصریح کرد: آنها می‌گفتند عیار رأی امیرالمومنین(ع) با عیار رأی دیگران تفاوتی ندارد؛ هر دو رأی بشری است و هیچ کدام مقدس نیست و کاشف از رأی خدا هم نیست. و این مسئله را نمی پذیرفتند که رأی امیرالمومنین(ع) حجّت است. تا آن روز می گفتند «علی(ع) باتقواست؛ عارف است، فقیه است و... اما در مسئله خلافت ما مصلحت نمی دانیم که او خلیفه باشد. ایشان هم از سوی آسمان نصب نشده است و اینکه شما از او اطاعت نکنید یا از کس دیگری، تفاوتی ندارد.» این سخن آن روز آنها بود اما در زمان حکومت حضرت(ع) گفتند حتی جنگ با علی علیه السلام نیز جایز است؛ یعنی اول گفتند علی(ع) قداست (نصب آسمانی و الهی) ندارد. بعد در زمان حکومت حضرت(ع) گفتند اگر کسی با رأی مردم هم به جانشینی پیامبر(ص) رسید ولی توقعات و خواسته های ما را اجابت نکرد ما از او نافرمانی می کنیم یعنی نافرمانی از حضرت امیر(ع) را تئوریزه کردند. 

سلیمانی تاکید کرد: بعدها حتی جنگ با امیرالمومنین علی علیه السلام را نیز تئوریزه کردند(جنگ جمل) و وقتی به اواخر حکومت امیرالمومنین علیه السلام رسید، علی علیه السلام را کافر هم دانستند (معاذ الله) گفتند چون حکمیت را پذیرفته مرتکب گناه کبیره شده و کافر گشته است.

این محقق و مولف تاریخ اسلام تصریح کرد: ‌بنابراین، سه مرحله در جامعه اسلامی پیش آمد؛ نخست گفتند «مقدس نیست» بعد گفتند «چون منافع ما را تامین نمی کند، جنگ با او جایز است» و بعد کار به جایی رسید که گفتند «چون حکمیت را پذیرفته - در حالی که حکم فقط از آن خداست-  پس کافر شده است». با این شرایط آیا کنار زدن ولایتی که مقدس نیست؛ ولایتی که جنگ با او هم اشکال ندارد و ولایتی که از نظر برخی کافر هم هست، کار دشواری بود؟ به همین دلیل بود که معاویه توانست با امیرالمومنین علی علیه السلام چنان رفتاری داشته باشد، امام حسن علیه السلام را به شهادت برساند و بعد واقعه کربلا و ... رخ دهد و نهایتا به درد غیبت دچار شدیم. 

ریشه های رسیدن به غیبت از غدیر

کارشناس دینی درباره چرایی رسیدن به غیبت از غدیر، بیان کرد: وضعیت جامعه اسلامی با وجود این رویکرد در میان مردم به جایی می رسد که امام و ولی جامعه نمی تواند حتی در جامعه حضور داشته باشد. یعنی چیزی که ما امروز در عصر غیبت امام عصر(عج) با آن روبرو هستیم. ریشه اینکه ولایت، یک روز در غدیر در راس و بالای دست رسول خدا(ص) بود و امروز به جایی می رسد که نمی تواند در جامعه حاضر باشد در «سطحی نگری جامعه» است.

وی در پایان خاطرنشان کرد:‌ «عدم درک این واقعیت که رسول خدا(ص) به عنوان بنیانگذار اسلام یک پیام و آرمان داشت» که جامعه باید این آرمان را درک می کرد و مسئله دیگر «قداست قایل نشدن برای ولایت» و همچنین «اعلان مشروعیت جنگ با ولایت» و در پایان هم «تکفیر ولایت» باعث شد که اهل بیت(ع) از صحنه سیاست و بعد از آن از حضور اجتماعی کنار زده شوند و امروز اصلا در جامعه حاضر نباشند.


منبع: خبرگزاری شبستان
تعداد امتیازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (85)
کد خبر: 6498
  • چرا غدیر به غیبت ختم شد؟!

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
اين ماه: 71576                              ديروز: 2798                              امروز: 2828

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای تبیان خراسان جنوبی (سال 2018) محفوظ می باشد.